سفارش تبلیغ
صبا
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 93
بازدید دیروز : 82
کل بازدید : 117924
کل یادداشتها ها : 253
خبر مایه


باده بده ساقیا، ولی ز خم غدیر

چنگ بزن مطربا، ولی به یاد امیر

وادی خم غدیر، منطقه نور شد

باز کف عقل پیر، تجلی طور شد

هان ای مردم در ابلاغ آنچه برمن وحی شده کوتاهی نکرده ام و برا ی شما سبب نزول این آیه را بیان می نمایم. جبرئیل علیه السلام سه بار بر من نازل شد و سلام پروردگار را به من ابلاغ نمود و مرا مأمور نمود که در این محل بایستم و آنچه را وحی آورده به شماابلاغ نمایم . تا بر هر سفید و سیاه اعلام کنم که علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من و امام بعد از من است و مقام او نسبت به من مانند مقام هارون نسبت به موسی است. جز آن که پیغمبری بعد از من نخواهد آمد و او بعد از من رسول و پیشوا بر شماست و این فرمان را خداوند تبارک و تعالی صادر فرموده است.

این آیه از کتاب خداست. این است و جز این نیست . ولـّی شما، خدا و رسول او هستند وآنان که ایمان آورده اند و اقامه نماز می نمایند و در حال رکوع زکات می دهند . و علی بن ابیطالب اقامه نماز نمود و در حال رکوع زکات داد و او در هر حال رضای پروردگار را می جوید.

هان ای مردم آگاه باشید که خداوند علی را سرپرست و پیشوا بر شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجر و انصار و همه مردم واجب فرموده است ، شهری و بیابانی ، عرب و عجم ،بنده و آزاد ، کوچک وبزرگ ، سفید و سیاه ، هر که خدا را می پرستد باید فرمان علی را اطاعت کند ، گفتاراو را تصدیق نماید و امر او را انجام دهد.

محروم از رحمت حق است کسی که مخالفت کند، مشمول رحمت پروردگار است کسی که از او پیروی نماید، مؤمن است کسی که او را به این سمت تصدیق نماید . کسانی که از او اطاعت کنند و فرمان او برند خداوند آنها را می آمرزد.

هان ای مردم هیچ علمی نیست مگر آن که خداوند آن را به من آموخت و هر دانشی که به من آموخته شد من آن را به علی پیشوای پرهیزکاران آموختم و او پیشوای بزرگ و آشکار شماست.

هان ای مردم مبادا علی را تنها بگذارید و از او دوری کنید واز پیشوائی او سرپیچی نموده و تکبر نمائید او تنها کسی است که شما را به سوی حق رهبری می نماید و به حق عمل می کند و باطل را محو می نماید و شما را از آن باز می دارد و از ملامتِ ملامت کنندگان در راه خدا بیمی ندارد.

هان ای مردم بدانید علی و پاکان از اولاد من ، سنگینی کوچکتر و قرآن ، سنگینی بزرگتر است و هر کدام از آنها خبر دهنده یکدیگرند و مطابقت با هم دارند وهرگز ازهم جدا نخواهند شد تا در قیامت بر من وارد شوند . ای مردم علی و پاکان از اولاد من امین
خداوند در میان مردم هستند و آنها فرمانروا در زمین می باشند.

آگاه باشید که من امر رسالت را ادا کردم ، آگاه باشید که آنچه باید برسانم رساندم، آگاه باشید که محققاً به شما شنواندم، آگاه باشید که بر شما آشکار نمودم

آگاه باشید که خداوند عزوجل فرمود و من هم از جانب پروردگار تبارک و تعالی گفتم . آگاه باشید که امیرالمؤمنین غیر از برادرم علی نیست و این منصب بعد از من بر احدی غیر از علی نخواهد بود.

آنگاه بازوی علی(ع) را گرفت و بلند نمود و به حدی بالا برد که پاهای علی (ع)محاذی زانوی پیغمبر(ص) قرار گرفت و فرمود :

هان ای مردم این علی برادر من و وصی من و مخزن دانش من و جانشین من برامت و مفسر کتاب خداوند عزوجل می باشد.

بار الها دوست بدار هر که علی را دوست بدارد، دشمن بدارهر که علی را دشمن بدارد ، دور گردان از رحمت خودآنهائی که انکار کنند پیشوائی او را غضب فرما بر کسانی که غصب کنند حق او را .

آگاه باشید که دشمنی با علی نمی کند مگر کسیکه بدبخت است و دوستی با او نمی ورزد مگرکسیکه پرهیزکار است و ایمان به او نمی آورد مگر کسیکه ایمان اوخالص باشد.

هان ای مردم بدانید من ترساننده هستم و علی راهنماست. ای مردم من پیامبر هستم و علی جانشین من است .

هان ای مردم آنچه لازم بود برای شما روشن نمودم و به شما فهماندم و بعد از من علی آنچه لازم باشد به شما می فهماند.

هان ای مردم پس از آنکه خطبه من پایان یافت شما را به دست دادن و بیعت با علی دعوت می نمایم و بعد از آنکه من با اوبیعت نمودم شما با او بیعت نمایید و به او تبریک گوئید.


آگاه باشید من با خداوند عهد و پیمان بسته ام و علی با من بیعت نموده است و من ازطرف خداوند عزوجل از شما برای علی بیعت می گیرم.(پس هر که عهد شکنی کند ضرر آن برخود اوست .)سوره فتح آیه 10

پ .ن:

رسول خدا گفت آنچه را می بایست بگوید.

گوش دل نسپردند که نسپردند!!!

که جاهلیت خاندان سالاری و عشیره گرایی هنوز شیره جانشان بود...

وعلی را قیاسی از خود گرفتند

و پرچم نفاق را آن روز بر افراشنتد

و نماد جهالت و عصبیت را امروز بر دوش می کشند

وامتی همچنان سرگردان!!

..... عید ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام بر قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و رهروان امیرالمومنین مبارک باد.....


  

با حمد و ستایش خدا آغاز می کنی ...

از چگونگی خلقت ت با او سخن می گویی ...

حکمت ها و نعمتهایش را می شماری ...

آنچه را که باید و شاید، از خدا می خواهی ....

اعتراف می کنی به کوتاهی و قصورت....

"خدای من! من به گناهانم اعتراف می کنم، آنها را ببخش، منم که بد کردم، منم که خطا کردم، منم که تصمیم به گناه گرفتم، منم که نادانی کردم.... "

و پس از اینکه حرفهایت تمام شد و خودت را به خدا معرفی کرد و اقرار به صفات او نمودی، می یابی که جز او پناهی نیست پس به او پناه می بری .....

 

آری

معرفت یعنی همین

به همین سادگی!

و اگر تو این کلمات را با زبان دل بخوانی به آنچه که لازم است رسیده ای و عرفه را درک کرده ای!

اما مگر این همه دلبستگی و دغدغه های دنیوی می گذارد تا تو آسوده از همه چیز و همه جا بنشینی و دل به آن نیایش سراسر عرفانی بدهی؟

و مگر انبوه گناهان و چرکینی ِ این دل می گذارد که تو به شناخت برسی؟

و مگر این نفس سرکش می نشیند تا تو افسار به گردنش بنهی؟

و مگر .......

اما با همه ی اینها

تو بنشین و بخوان

عرفه را بخوان و خود را در "همایش سیدالشهدا" جای بده ...

همان همایشی که رو به آسمان اشک از چشمان مبارکش همانند رود جاری بود

همان همایشی که همایش شناخت بود و معرفت

همان همایشی که نه تنها یک همایش علمی بلکه همایش عمل و سازندگی هم بود

 

تو بنشین و بخوان

شاید توانسی در خیال ت خود ت را در روز عرفه در کنار مولایت در سفر به کرب بلا فرض کنی و نفس سرکش ت را در بوته ی امتحان و در آن آزمون ِ بلا محک زنی

اگر توانستی یادت بماند همگان التماس دعا دارند!

 

 

عید دل کندن از تمام دلبستگی ها و منیت ها و قربانی کردن اسماعیل های دلت مبارک

 

پ.ن: مخاطب این نوشته "خود"م هستم ... تو نیز می توانی "خود"ی برای این نوشته باشی!

کاش روز عرفه ای را ضمانت دهی میهمان حرم عمویم باشی ای همیشه ضامن دلم !


  

مردم چه می گویند ؟!
می خواستم به دنیا بیایم، در یک زایشگاه عمومی؛ پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی! مادرم گفت: چرا؟... پدر بزرگم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به مدرسه بروم، همان مدرسه ی سر کوچه ی مان؛ مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟... پدرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟... خواهرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟... آنها گفتند: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!... گفتم: چرا؟... همسرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. همسرم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... همسرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در یک زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی! گفتم: چرا؟... پدرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند... می خواستم بمیرم. بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟... زنم گفت: مردم چه می گویند؟!...

مُردم. برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟!...

از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند. حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه دارم و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نبود: مردم چه می گویند؟!...مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، حالا حتی لحظه ای هم نگران من نیستند !!!


آیا کسی گفت : ببین خدا چه می گوید!!


  
+ برای رسیدن به موجودیت خویش نخست نرده های زندان مطلق گرایی،جزم اندیشی،تعصب ورزی،خوش خیالی و خودخواهی را بشکنیم. خواهیم دید رهایی در دل و جان و اندیشه سپردن به فرمان خداوند تنها مطلق عالم است.


+ #رهبر_انقلاب قدرت استکبارى امریکا هم از بین خواهد رفت ، او هم متلاشى خواهد شد ، این قدرت جهنمى ماندنى نیست ، اسرائیل هم ماندنى نیست. 1370/05/30


+ مردی که دائم ، در حضور خدا باشد و از یاد خدا غافل نشود . هرگز نمی تواند به خانواده خود ظلم کند چنین مردی ، در چشم همسران و فرزندانش ، عزیز و دوست داشتنی و با جذبه خواهد بود .


+ برای رسیدن به عزت بهترین راه ، قناعت است .سعی کنیم حرص و طمع ، نداشته باشیم به اندازه خودمان ، از دنیا بهره برداری کنیم


+ بیشعور سیاسی کیست؟ حسن رحیم پور ازغدی در توئیت خود نوشت: کسی که شعور سیاسی داشته باشد از مذاکره دوباره با آمریکا حرف نمی‌زند.


+ نقوی حسینی مخالف CFT: رئیس جمهور یک سطر بنویسد و تضمین بدهد که اگر عضو کنوانسیون شدیم مشکلات مالی و پولی ما حل می‌شود و اگر نشد مرا استیضاح کنید. ما رای می‌دهیم.


+ آرامــــــش چیست؟ نگاه به گذشته و شکر خــــــــدا، نگاه به آینده و اعتماد به خــــــدا Peace of mind can be meant as: looking back on the past and thanking God; looking ahead into the future and trusting in God.


+ حضرت امام علی ((علیه السلام)) : قیمت و ارزش هر کس به اندازه کارى است که مى تواند آن را به خوبى انجام دهد. ازنهج البلاغه امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام حکمت81


+ مــرو راهــےکه با ریگےبلغــزے مشــو بیدے کہ با بادے بلرزے تــورا قدر و تورا قیمت گـران است مـکن کارے که یک ارزن نیرزے


+ این بیان حضرت امیر است در نهج که خدا برای هر کسی سربازان گمنامی دارد، مأموران اطلاعاتی دارد؛ اما مأمور اطلاعاتی خدا در هر کسی اعضا و جوارح خود اوست، سربازان خدا در هر کسی دست و پای اوست. اگر کسی را خواست بگیرد با زبان او می‌گیرد از جای دیگر لشکرکشی نمی‌کند.






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ