سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 65
کل بازدید : 114240
کل یادداشتها ها : 246
خبر مایه


 

 

می نویسی و دور می اندازی و دوباره ذهنت را متمرکز می کنی ،پرش های بی و سر وته ذهنت امانت را بریده اند.درد های دیروز و امروز،نادانی های دیروز و حالا حالا گفتن های امروز و ترس های فردایت همه و همه برش های زندگی ات را ساخته اند.

 

قطعاتی که نقطه اتصال آن را به دست روزگار و این و آن سپرده ای و خود به پرش های بی انتهای ذهنت دل خوش کرده ای... با هر پرشی ته دلت خالی می شود ،دل خالی همان ترس یا احساس ترس بیهوده ای است که زندگی ات را بر زمین کوبیده است .قانون جاذبه اصلا شوخی سرش نمی شود.جاذبه ترس ستون فقرات روحت را چنان درهم می شکند که اولین اثر نامیمونش خانه نشینی ذهن و اندیشه فعال توست.

 

اینجاست که دل همه چیز خواهت اسیر پرش هایی می شود که تو را له و لورده کرده اند و اینک تو هستی و آرمان خواهی های دل و حسرت راههای نرفته و ذهن نشینی های دیروز و ترس های فردا.

 

می گفت: رفیق رهایی از ترس های فردا رهایی از ترس های فرداست و رهایی از هردو، دست به کار شدن است واز محبوب بی همتا یاری جستن و او را بر ذهن و ترس خویش آقایی و سروری دادن. بهتر است تا این ذهن دوره گرد هرزه نشین نیمه جانی برایت باقی گذاشته است یرخیزی و از آب زلال چشمه هستی آفرین به رسم پاکانِ بارگاه محبوب جانی صفا دهی و بی دریغ وبی آلایش بر قبله جانان رو کنی و درد بی درمان خویش با او چاره سازی.

سید

12-12-96


  

عبور از هراس و ترس ها

«شب سختی بود از شب های بسیار وحشتناک ،در سیاهی شب تیر اندازان از نور کم سوی جبهه مقابل استفاده کرده و تیر از چله کمان ها بود که پرتاب می شد.زیر اندازی برای فرمانده اندختند و ایشان مشغول به نماز شد. فرمانده بی هراس از عبور سهمگین تیرها و بدون ذره ای هراس و تزلزل آن چنان در نیایش با محبوب خویش فرو رفته بود و عارفانه صدای دلنواز "ایاک نعبد"و"ایاک نستعین"او در فضای ملکوت پیچیده بود که انگار نه انگار در جبهه جنگ قرار دارد و هرآن ممکن است تیری اورا از پای درآورد.»

(بحار الانوارج43ص172)

وقتی که این داستان رو خوندم واقعا از خودم شرمنده شدم.شرمنده ای که تنها بلد است بخواند و بنویسد . الله اکبر

امام عارفان مولی علی علیه السلام در لیله الهریر جنگ صفین از حضور در حریم محبوب یک آن غافل نمیشه و این مدعی به بهونه های واهی در زمان آسودگی هم از نیک بختی دیدار و گفت وشنود با پروردگار هستی طفره میرم.

علی گفتن و هوهو کردن چقدر آسونه و چشیدن ذره ای از سفره عبادت علی چقدر سخت.!!

او که به هنگام "نماز"رنگ رخساره اش تغییر می کرد و بدن تازنینش مثل بیدی که در معرض طوفانی سخت قرار دارد می لرزید.وقتی از او می پرسیدند این چه وضعی است؟ مگر چه اتفاقی افتاده است؟می فرمود: زمان ادای امانت خداوند است.(امانت بندگی محض و تسلیم حضرت یار شدن)

امانتی که هیچ آفریده ای نتوانست آن را بپذیرد و انسان آن را قبول کرد.و اینک با ناتوانی که در خویش سراغ دارم .نمی دانم آن امانت را به خوبی ادا می کنم یا نه؟!!

(بحارالانوار ج81ص248)

 


  
+ حضرت امام علی ((علیه السلام)) : قیمت و ارزش هر کس به اندازه کارى است که مى تواند آن را به خوبى انجام دهد. ازنهج البلاغه امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام حکمت81


+ مــرو راهــےکه با ریگےبلغــزے مشــو بیدے کہ با بادے بلرزے تــورا قدر و تورا قیمت گـران است مـکن کارے که یک ارزن نیرزے


+ این بیان حضرت امیر است در نهج که خدا برای هر کسی سربازان گمنامی دارد، مأموران اطلاعاتی دارد؛ اما مأمور اطلاعاتی خدا در هر کسی اعضا و جوارح خود اوست، سربازان خدا در هر کسی دست و پای اوست. اگر کسی را خواست بگیرد با زبان او می‌گیرد از جای دیگر لشکرکشی نمی‌کند.


+ در وادی بی نامی نامی زخدا جویی آسان ره حق پویی آنگه که وفاخویی بیش و کم این عالم ارزانی "موران" باد ای کودک چل ساله تا کی "من" و "ما" گویی


+ سپرده ی دل! مرا با تو چه کار،فصل داشت تمام شد عمو اگر زمانه با تو نسازد تو هم نساز چو او فریب چشم هوس را به پار فروختم و رفت سپرده دل خالی و هرچه بود تمام شد عمو سید24-11-96


+ جالبـــــه بدونید که زعفران دارای خواص ضد افسردگی است، باعث تحریک اعصاب شده و خاصیت آرام‌ بخشی و خواب‌ آوری دارد، اگر میخواهید همیشه شاد و خندان باشید، زعفران را فراموش نکنید !


+ روز را خورشید میسازد روزگار را ما ما را قلب زنده نگه میدارد و قلب را عشق روزگارتون پر از عطر خوش زندگی


+ پرچم زده‌اند از غم تو کوچه ‌به ‌کوچه انگار عوض کرده زمین پیرهنش را


+ خوشبختی چیزی نیست که بخواهی آن را به تملک خود درآوری ، خوشبختی کیفیت تفکر است؛ حالت روحی ست... خوشبختی ؛ وابسته به جهان درون توست!


+ اگر انسان ها می دانستند؛ فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است... "نامحدود" یکدیگر را دوست می داشتند






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ