سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 10
بازدید دیروز : 65
کل بازدید : 114249
کل یادداشتها ها : 246
خبر مایه


همراه با نماز در آیینه قران(برداشنی ازآیات 71و72 سوره انعام)

قُلْ أَنَدْعُواْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنْفَعُنَا وَلَا یَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى‏ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَینَا اللَّهُ کَالَّذِى اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَطِینُ فِى الْأَرْضِ حَیْرَانَ لَهُ أَصْحَبٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى‏ ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى‏ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَلَمِینَ* وَأَنْ أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِی إِلَیهِ تُحْشَرُونَ(الأنعام71/72)

(ای رسول ما به مشرکین)بگو: آیا غیر خداوند، چیزى را بخوانیم که سود و زیانى براى ما ندارد و پس از آنکه خداوند هدایتمان کرد، به عقب باز گشته (و کافر) شویم؟ همچون کسى که شیاطین او را در زمین از راه به در برده‏اند و سرگردان مانده است در حالى که براى او یارانى (دلسوز) است که او را به هدایت دعوت کرده (و مى‏گویند:) نزد ما بیا (و حقّ را بپذیر ولى او گوشش بدهکار نیست). بگو هدایتى که از سوى خدا باشد هدایت واقعى است و ما مأموریم که براى خداى جهانیان تسلیم باشیم. * و (نیز به ما فرمان داده شده به) اینکه: نماز را برپا دارید! و از او بپرهیزید! و تنها اوست که به سویش محشور خواهید شد.»

یکی از غرایز قوی در انسان سود طلبی و گریز از زیان و ضرر است و همواره برای تامین آن در زندگی در جستجوی منبعی است که بتواند پاسخ کافی و یا حداکثری از آن بگیرد و در پناه آن زندگی بی دغدغه و سراسر آسایش و ارامشی داشته باشد.آیات 71و72 سوره انعام انسان راهنمایی می کند تا آن منبع را درست بشناسد. و در سراب جهل و غرور و خودپسندی همچنان تشنه نماند و به هلاکت نیفتد.

با اندکی دقت در آیات 71و72 سوره انعام در می یابیم که:

  1. کسانی که برای پاسخگویی کامل و ماندگار به غریزه منفعت طلبی و دفع خطرات یقینی و احتمالی دنبال پدیده های طبیعی و آفریده های خداوند می روند مرتجع و عقب مانده هستند. چرا که جز خداوند، هیچ جنبنده ای توانایی پاسخ مناسب به نیازهای حقیقی و واقعی انسان را ندارد.
  2. با وجود عقل و فطرت الهی در انسان و فرستادن پیامبران که همگی ابزار راهبری انسان برای برخورداری از یک زندگی آرام وسالم است دنبال طرح و نقشه و مسیر دیگران بودن برای کشف حقیقت زندگی ، واپسگرایی محض است که جز حیرت و تردید و سرگردانی در زندگی دستاوردی ندارد.
  3. هیچ آدمی بدون باید و نباید و قانون برای زندگی کردن نیست. کسی که دل و جان به تسلیم الهی ندهد قطعا بندگی شیاطین (جنی و انسی)خواهد کرد. و پیروی ابلیس جز سرگردانی ارمغانی به دنبال ندارد.
  4. آرامش و تمرکز و رشد در تسلیم بودن در مقابل رب العالمین است. و گیجی و حیرت در دنباله روی الهه های گوناگون بی جان و جاندار و هوی نفس.
  5. ناتوانی معبود های دروغین در رتق و فتق امور خودشون نشانه بی خردی پرستش آنهاست.
  6. تنها پرستش الله تعالی سزاوار و شایسته انسان است چرا که زمام نفع و ضرر آدمی تنها در اختیار خداوند یکتاست.
  7. ارتداد و بازگشت از حق (دین کامل الهی) موجب کشمکش و اضطراب درونی و از بین رفتن آرامش واقعی انسان است و چنین کسی بنا به فرموده قرآن در وادی تاریک حیرت رها شده و دست وپا می زند. آنان دیوانگانی هستند که به دور می خویش می گردند و راه به مقصد نمی برند.
  8. اقامه نماز جلوه ای از تسلیم خدا و پروردگار هستی است و گردن نهادن به آن نشانه ی مسلمانی است.

نکته بسیار مهم:

  • به راستی چر ا از میان هزاران حکم دینی بلا فاصله پس از طرح مساله تسلیم در برابر رب العالمین موضوع نماز را مطرح می فرماید "وان اقیموا الصلا? "؟یادکردن نماز از بین عبادات دیگرجز این نیست که گویای نقش ارزنده و بی بدیل نماز در زندگی ادمی و جایگاه ویژه آن در مجموعه دین دارد.
  • اقامه نماز، تقوای الهی،معاد باوری سه عنصر ناگسستنی در سبک زندگی مومنانه یعنی همان تسلیم خدا بودن است.(نمازی که موجب خود مدیریتی نشود و ادمی را دربرابر حرام و حلال الهی راهبری نکند و تنها به یک عادت تبدیل شود به مرور خاصیت خود را ازدست خواهد داد .)
  • تقوا ( خویشتن داری در برابر زشتی ها ) و اقامه نماز جلوه های رفتاری و بیرونی "تسلیم" هستند. تسلیم حالتی درونی و قلبی است که خروجی و برون داد آن اقامه نماز و تقوی است.
  • اقامه نماز و تقوای الهی و تسلیم در برابر امر و نهی الهی نشانه راهیابی انسان مومن است.(اگر می خواهیم ببینیم در راه حق داریم باید ببینیم  میزان دلبستگی و دلدادگی ما به نماز مورد پسند پیامیر چقدراست!

  

اصول مدیریت اقامه نماز(3)

کندروی و تندروی دو پدیده ای هستند که از باتلاق نادانی سر برمی آورند.(1) و میوه تلخ فراموشی حقوق و تکالیف را بر سر سفره زندگی بشر قرار می دهند.میوه تلخی که از دیر باز کام زندگی را بیمار و بیمارتر کرده است .بیماری مزمن و کشنده هرج و مرج و هرکی به هرکی و هرچی به هر چی که در نهایت منجر به فراموشی "من" انسانی و الهی بشریت شده است.

شاخص اعتدال در هدایت و راهبری افراد به اقامه نماز یکی از مهمترین نکاتی است که دعوتگران نادانسته از آن غفلت می کنند.(2)از نظر نگارنده عواملی موجب این غفلت اند که شایسته است دعوتگران به آن توجه کنند.

1-    شناخت ناکافی از آموزه های دینی

به یقین انتقال آموزه های دینی آن هم با روش درست ، با مطالعه چند کتاب و جزوه و ... امکان پذیر نیست. دوره های تخصصی ، سیر مطالعاتی منظم، تسلط بر ادبیات، آشنایی با سبک و سیاق منابع دست ، مطالعه یک دور تفسیر قرآن از لوازم علمی دعوت گران به دین است.

چرا که شناخت ناقص و جزیره ای از معارف نماز موجب انتقال ناقص می شود که ممکن است پیامدهای گمراه کننده ای داشته باشد که مخاطب را از روی آوردن به نماز دلسرد یا رویگردان کند.و بسیار اتفاق می افتد که چنین حرکتی منجر به دوری او از مسیر صحیح زندگی گردد.(3)

2-    شناخت ناکافی از جایگاه و نقش انسانی مخاطب دعوت

جای گفتگو نیست که دعوت گر امر نماز با انسان سرو کار دارد موجودی که گاه بر تارک اعلا می نشیند و گاهی حتی پیش پای خود را نمی بیند. موقعیت و جایگاه خانوادگی و شغلی و اجتماعی و فرهنگی او، شرایط فهم و درک او از موضوع، پیش دانسته ها و ذهنیت های وی و بسیاری پارامتر ها و متغیرها ی دیگر از عواملی هستند که نمی توان به سادگی از آن گذشت.

3-    دعوت گر خودرا مدعی هدایت بداند

دعوت گر نماز معلم، مبلغ وناصح است.مربی و آموزگار بودن یعنی یار بودن و همراهی کردن در نزدیک شدن فرد به مسیر و جاده.

 به این جمله توجه کنید"این بچه را آدمش می کنم یا باید آدمش کنم" ما چه کاره هستیم؟! این چه غرور و قداست دروغینی است که برای خود دست و پا کرده ایم.! باید بدانیم که با چنین ذهنیتی که حجاب تقدس و قدسیت برآن کشیده شده است از همان اول روش ناصوابی را در امر دعوت برگزیده ایم.

دعوت گر، پیام درست را درست بیان و تبیین می کند. زمینه ها را فراهم می کند و گام به گام مخاطب را با خود همراه می سازد. فراز و فرودهای راه ، دست اندازها و چاله های مسیر را به او می نمایاند. گاه تلنگر می زند، ممکن است نهیب هم بزند، بر چهره خواب آلود مخاطب آب نیز بپاشد. با تیزهوشی و زیرکی او را هل هم بدهد. اما باور دارد که مخاطب انسان است و دعوتگر تنها وسیله ای مناسب که توفیق الهی دعوتگری نصیبش شده است. و هدایت انسان تنها و تنها به دست خداوند است.

إِنَّکَ لَا تَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَهْدِى مَن یَشَآءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ .قصص/56

(اى پیامبر!) همانا تو نمى‏توانى هر که را دوست دارى هدایت کنى (و به مقصد برسانى)، بلکه این خداوند است که هر کس را بخواهد هدایت مى‏کند و او به ره‏یافتگان آگاه‏تر است.

سوز و شور و محبت و ابلاغ درست پیام از سوی دعوتگر و هدایت و پذیرش و در راه قرارگرفتن مردم از خداوند.

خلاصه کلام این که در دعوت دیگران و مدیریت اقامه نماز داعی باشیم نه مدعی.

استاد بزرگواری در جلسه ای به مدیران می گفت: "نه نماز مال من است نه من از شما مسلمان ترم" و با این جمله به همه فهماند که نه بر تدین خویش ادعایی دارد و نه بر دیندار کردن مخاطبان خود که ،"وما علی الرسول الا البلاغ"

4-    تاثیر گرفتن از القائات مردم و مشهورات را مسلم دانستن

یکی از عوامل مهمی که دعوتگر را از مسیر اعتدال به انحراف می کشاند و از شاهراه الهی به دره هولناک وساوس ابلیس پرتاب می کند رفتار احساسی بر اساس فضای غالب گفتاری محیط است.

"می گویند " "همه می دانند" تکیه کلام مناسبی برای دعوتگر نیست. جوگیر شدن همان و بی اعتمادی مخاطبان به دعوتگر همان.و چه بسا داوری بر اساس افکار عمومی موحب رمیدگی از نمازخوانی و اقبال مردم بشود.

و عواملی دیگر که از حوصله این نوشتار خارج است و خواننده عزیز می تواند بر این فهرست بیفزاید.

گفتار و رفتار و منش پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و اله و اهل بیت علیهم السلام به عنوان الگوی شایسته و نیکو(4) چنانچه مبنای کار فرهنگی مدیران و دعوتگران قرار گیرد به یقین از افراط و تفریط دورشده وبا اعمال اصل اعتدال و توازن پیام و آموزه های نماز را زیبا، درست و در جای خود برای مخاطب دلنشین می سازد.

امیر عارفان علی علیه السلام در باره رسول خاتم الهی می فرمایند:" سیرته القصد"(5)

و دعوتگر حکیم الهی حضرت مصطفی(صلی الله علیه و آله) می فرماید:"ایها الناس علیکم بالقصد ، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد"(6) ای مردم بر شما باد به اعتدال و میانه روی.... و چنان اهمیتی این اصل زندگی ساز دارد که سه بار بر آن تاکید ورزید.

با بررسی اجمالی در آموزه های قرآنی به ویژه آیاتی که در آن موضوع نماز آمده است اصل اعتدال و موازنه به خوبی مشاهده می شود.  و بی تردید این اصل یکی از اصول مدیریت اقامه نماز است.

در بررسی بیش از 90 آیه که مشتقات صلاِ? در آن به کار رفته است نماز همراهانی دارد .ودر یک پیام کلی  به ما می فهماند که دینداری و تدین به معنای واقعی آن در اعتقاد و عمل به مجموعه دین تحقق پیدا می کند.

-         نماز و ایمان به غیب

-         نماز و خانواده

-         نماز و انفاق و زکات

-         نماز و مشورت

-         نماز و امر به معروف و نهی از منکر

-         نماز و کار حلال

و.... (خواننده عزیز به کتاب پیوندهای نماز اثر حجت الاسلام و المسلمین قرائتی مراجعه فرمایند)

و اما نمونه از کند روی ها و تفریط ها

سهم فریضه مهم نماز درسیاست گذاری کلان و برنامه ریزی و ساماندهی امور حوزه مدیریت ما چقدر است؟

سلامت و امنیت کارکنان و سازمان را با چه معیار و شاخصی مورد توجه قرار می دهیم؟

در زمان 176 ساعت کارماهانه چند ساعت را به موضوع اقامه نماز در مجموعه وظایف و تکالیف سازمانی اختصاص می دهیم؟

مدیریا پدر و مادر و دعوت گر عزیزی که در طول سال حتی چند نو.بت هم در نماز جماعت محیط کاری و مسجد محل سکونت خویش حضور نداشته است  آیا دچار آسیب کند روی یا تند روی شده است؟

والدین به عنوان اولین و موثرترین مدیران فرهنگی و تربیتی تا چه میزان به این اصل و پایه پایبند هستند.؟

سهم حضور جمعی ما به عنوان الگوهای درس اعتدال در زندگی در مساجد و اماکن زیارتی چقدر است؟

دغدغه ها ی ما برای پوشش های مختلف زندگی از قبیل تامین لباس و خوراک و ورزش و تحصیل و سلامت جسم و روان و رفاهیات در برابر نگرانی های ما برای پوشش معنوی و اخلاقی و سلامت دینی فرزندان و اهل و نیروهای حوزه مدیریت و تدبیر ما چگونه است؟!

و اما نمونه های جانب تند روی ها نیز کم و بیش وجود دارد البته به نظر نویسنده گستره عمل آن در حد وسعت کند روی و کوتاهی های ما نیست. والسلام

سید محمد عبداللهی

4/2/93

---------------------------

پی نوشت ها:

(1)   امام علی (علیه السلام) می فرماید: «العاقل من وضع الاشیاء مواضعها و الجاهل ضدّ ذلک»؛

عاقل کسی است که هر کاری را به وقت و در جای خود انجام می دهد، و جاهل کسی است که ضدّ این عمل می کند. میزان الحکمه، ج 6، ص 417.

در جای دیگر، ناآگاهی انسان عامل افراط و تفریط معرفی شده است. امام علی (علیه السلام) فرمود: «لایری الجاهل الا مفرطا او مفرّطا» نهج البلاغه، حکمت 70.

سعدی نیز چه نیکو سروده است:

حذر کن زنادان ده مرده گوی

چودانا یکی گوی و پرورده گوی

مکن پیش دیوار غیبت بسی

بود کز پسش گوش دارد کسی

چه نیکو زده است این مثل بَرهَمَن

بود حرمت هر کس از خویشتن

چو دشنام گویی دعا نشنوی

به جز کشته خویشتن ندروی (بوستان- باب هفتم(

به دیدار مردم شدن عیب نیست

ولیکن نه چندان که گویند بس (گلستان(

(2)   سعدی گوید:

مگوی و منه تا توانی قدم

از اندازه بیرون و زاندازه کم

نه کوتاه دستی و بیچارگی

نه زجر و تطاول به یک بارگی

(3)قال الصادق(ع): العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر طریق، فلا یزیده سرعة السّیر الّا بعداً: امام صادق(ع) فرمود: کسی که بدون بصیرت به کاری پردازد مانند رهروی است که راه را اشتباه گرفته می­رود، ‌هرچه پر شتاب تر برود از مقصد دورتر می­شود.. بحار، ج78، ص244.

(4) لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا.احزاب/21

(5)نهچ البلاغه . خطبه94

(6)کنز العمال.ج3ص2

 


  
+ حضرت امام علی ((علیه السلام)) : قیمت و ارزش هر کس به اندازه کارى است که مى تواند آن را به خوبى انجام دهد. ازنهج البلاغه امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام حکمت81


+ مــرو راهــےکه با ریگےبلغــزے مشــو بیدے کہ با بادے بلرزے تــورا قدر و تورا قیمت گـران است مـکن کارے که یک ارزن نیرزے


+ این بیان حضرت امیر است در نهج که خدا برای هر کسی سربازان گمنامی دارد، مأموران اطلاعاتی دارد؛ اما مأمور اطلاعاتی خدا در هر کسی اعضا و جوارح خود اوست، سربازان خدا در هر کسی دست و پای اوست. اگر کسی را خواست بگیرد با زبان او می‌گیرد از جای دیگر لشکرکشی نمی‌کند.


+ در وادی بی نامی نامی زخدا جویی آسان ره حق پویی آنگه که وفاخویی بیش و کم این عالم ارزانی "موران" باد ای کودک چل ساله تا کی "من" و "ما" گویی


+ سپرده ی دل! مرا با تو چه کار،فصل داشت تمام شد عمو اگر زمانه با تو نسازد تو هم نساز چو او فریب چشم هوس را به پار فروختم و رفت سپرده دل خالی و هرچه بود تمام شد عمو سید24-11-96


+ جالبـــــه بدونید که زعفران دارای خواص ضد افسردگی است، باعث تحریک اعصاب شده و خاصیت آرام‌ بخشی و خواب‌ آوری دارد، اگر میخواهید همیشه شاد و خندان باشید، زعفران را فراموش نکنید !


+ روز را خورشید میسازد روزگار را ما ما را قلب زنده نگه میدارد و قلب را عشق روزگارتون پر از عطر خوش زندگی


+ پرچم زده‌اند از غم تو کوچه ‌به ‌کوچه انگار عوض کرده زمین پیرهنش را


+ خوشبختی چیزی نیست که بخواهی آن را به تملک خود درآوری ، خوشبختی کیفیت تفکر است؛ حالت روحی ست... خوشبختی ؛ وابسته به جهان درون توست!


+ اگر انسان ها می دانستند؛ فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است... "نامحدود" یکدیگر را دوست می داشتند






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ