سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
منفورترین مردم نزد خداوند، فقیر متکبّر وپیر زناکار و دانشمند بد کار است . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
نماز ، مدیریت اقامه نماز ، اقامه نماز ، فرهنگ ، اخلاص ، حقیقت نماز ، حضورقلب ، امام علی ، دینداری ، سبک زندگی ، فهم نماز ، مدیریت نماز ، نمازآگاهانه ، یاوران نماز ، مدیریت فرهنگی ، مدیریت زمان ، مدیریت جهادی ، مدیریت اقامه نماز، ، نماز و جنگ نرم ، نماز و بحران هویت ، نماز و اندیشمندان ، نماز و امام حسین ، نماز و آرامش ، نماز عاشورایی ، نماز عارفان ، نماز صبح ، نصیحت پدر ، معیار ، معناشناسی نماز ، معاد ، مشورت ، مسابقه وبلاگ نویسی نماز ، مسابقه نیایش قلم ، مرکز تخصصی نماز ، مدیریت ، مدیران ، مادر ، قرائتی ، فهم دینی ، فصلنامه پژوهشی نیایش ، فرهنگ سازی نماز ، روزپدر ، راه و بیراهه ، دنیا ، دعا و نماز ، امام حسین ، امام باقر ، الگو ، حضرت فاطمه ، حجاب ، جامعه ، تمثیلات ، تلاقی فرشتگان ، ترویج ، ترس ، پژوهش نماز ، به ، اوقات فراغت ، اندیشه ، امانت ، اقامه ، اصول مدیریت ، اصول ، اسرار نماز ، اداب نماز ، اجلاس سراسری نماز ، ابوثمامه صیداوی ، آیه92 انعام ، آیت الله بهاء الدینی ، آرامش و یاد خدا ، آخوندکاشی ، فدک ، غنی مطلق ، غریق نجات ، علی علیه السلام ، عقل ، عفاف ، عزاداری ، عبودیت ، عبادت و زندگی ، عبادت ، عاشورا ، عاشقی ، عارفان و نماز ، صلوات خاصه- امام عسکری- شیخ عباس قمی- مفاتیح الجنان ، شکیبایی ، شیوه های دعوت ، شیاطین ، شهوت عملی ، شهریار ، شناسی ، شفاعت ، شعائر دینی ، شبهه علمی ، شاخص های اسلام ، شاخص مسلمانی ، سوره انعام ، سهل و ممتنع ، سفاهت ، سعیدبن عبدالله حنفی ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :45
بازدید دیروز :30
کل بازدید :51352
تعداد کل یاداشته ها : 150
95/7/4
2:4 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
سید محمد عبداللهی[308]

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار عطرظهور شهیدباکری میاندوآب سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید جاده های مه آلود تــپــش ِ یکــ رویا ღღتنهاییღღ ارمغان تنهایی یا صاحب الزمان (عج) جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب تنهایی......!!!!!! دل نوشته Mystery به سوی فردا نمکستان وبلاگ گروهیِ تَیسیر ماتاآخرایستاده ایم شهرستان بجنورد بادصبا محمدمبین احسانی نیا کودکان آسمانی وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید) دل شکسته یامهدی دل نوشته ...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست سارا احمدی عشق آقاشیر قــلــب هــای آبــی انــاری دل پرخاطره بیصدا ترازسکوت... دریایی از غم وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی ارواحنا فداک یا زینب مشکات نور الله قنوت سپیده دم در آپارت پسران علوی - دختران فاطمی منابع آزمون کارشناسی ارشد کلیه رشته ها دهکده کوچک ما پیامنمای جامع قل هوالله احد نهِ/ دی/ هشتاد و هشت شکیبا پاتوق دختر و پسرای ایرونی وبلاگ رسمی محسن نصیری(هامون)(شاعر و نویسنده) wanted .: شهر عشق :. تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... کشکول باز باران با محرم هرچه می خواهد دل تنگم میذارم تینا!!!! •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• عرفان وادب allah is my lord خــــــــــــــــاطــــــــــــره هـــا دخترونه حجاب گوهر ناب شناخت کافی ghamzade تینا بوی باران مناجات با عشق دانستنی / سرگرمی فــــــــــــــــــــ ر یـــــــــــ ا د تَرَنّم عفاف جالب انگیزناک آسمان آبی نوجوونی از خودتون شورای شهراندیشه خانوم آقا سید اخبار روز ایران وجهان پری دریایی داستانک رویایی زندگی کردن... حکمت عاشقانه جکدونی عمو حسن طراوت باران bakhtiyari20 به یادتم چلچلی من جبهه مقاومت وبیداری اسلامی

 

Image result for ?پاسخ سوال نماز?‎

چگونه می‌شود کسانی را که نماز نمی‌خوانند، متقاعد کرد که نماز بخوانند؟!

 

 

نمی‌شود یک راه کار مشخص و یک دستورالعمل واحدی برای همگان ارائه داد، چرا که نه افراد یکسان و عین هم هستند و نه علت انجام یا ترک کارهای متفاوت در همگان مشابه می‌باشد. مگر تمام کسانی که نماز می‌خوانند، به یک علت نماز می‌خوانند که تمامی کسانی که نماز نمی‌خوانند، به یک علت باشد. برخی از اهل نماز، برای عبادت و قرب الی الله نماز می‌خوانند – برخی عاشق خدا و عبادت او و از جمله نماز هستند – برخی دیگر از روی ترس نماز می‌خوانند – برخی دیگر از روی عادت نماز می‌خوانند ... و بالاخره حتی برخی از روی ریا و فریب‌کاری نماز نمی‌خوانند. پس علل نماز نخواندن نیز در هر کسی متفاوت است و تا آن علت برطرف نشود، نماز نخواهد خواند. به عنوان مثال:

?- برخی خدا را قبول ندارند، پس نماز نیز نمی‌خوانند؛

?- برخی دیگر خدا را به عنوان خالق (مبدأ آفرینش) قبول دارند، اما معاد و بازگشت به سوی او را قبول ندارند؛

?- برخی، هر دو را قبول دارند، اما اسلام را قبول ندارند (مانند پیروان ادیان الهی)؛

?- برخی، خدا، معاد و اسلام را قبول دارند، اما آنقدر مشغول دنیا و سرگرمی‎هایش هستند که یاد خدا را فراموش می‎کنند.

?- برخی دیگر، کار لغو و بیهوده را بیشتر دوست دارند؛ حاضرند روزی چند ساعت، در فضای مجازی سیر کنند، صدها پیام را دریافت کرده و ده‌ها پیام برای دیگران شناس یا ناشناس بفرستند ... ، اما حاضر نیستند که در شبانه روز، حداکثر 20 دقیقه وقت، برای راز و نیاز با خدایشان بگذارند!

?- برخی جاهل (بی‌خرد) و نادان هستند – برخی خوب هم می‌دانند، اما لجاج و عناد دارند – برخی دیگر، هیچ یک از این مشکلات را ندارند، اما بسیار تنبل هستند و ... .

***- بنابر این، شرط اول در هر تذکر و تبلیغی، "مخاطب شناسی" می‌باشد. باید او و مشکلش را شناخت، و شرط دوم، ورود از راه مناسب و متذکر نمودن اوست. اما فراموش نکنیم که هیچ کدام از این امور، علت قطعی برای ایمان یا نماز خواندن و به طور کلی هدایت کسی نمی‌شود؛ چرا که هادی فقط خداوند متعال است، اوست که مؤمن را از ظلمات به نور هدایت می‌کند؛ و برای ما هزاران هزار، علل ناشناخته‌ی دیگر باقی می‌ماند. لذا ما فقط می‌توانیم با بصیرت، درایت، گفتار نیکو، نصیحت، موعظه، تبلیغ، تدریس و تذکر، روشنگری نماییم؛ اما نتیجه در اختیار ما نمی‌باشد. چنان که به پیامبرش نیز فرمود: تو نمی‌توانی هر کس را که تو دوست داشته باشی هدایت نمایی.

«إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَن یَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (القصص، 56)

ترجمه: در حقیقت تو هر که را دوست دارى نمى‏توانى هدایت کنى لیکن خداست که هر که را بخواهد راهنمایى مى‏کند و او به راه‏یافتگان داناتر است.

نماز:

نماز، حکمت و آثار دارد؛ هر چند که اگر مسلمانی با آن آشنا نباشد نیز باید جهت اطاعت امر، نمازش را به موقع اقامه نماید.

حکمت اصلی‌اش، همان "یاد خداست"، چنان که به حضرت موسی علیه السلام فرمود: « إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی - همانا من "اللّه" هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار / طه، 14 ».

وقتی گفته می‌شود که "کاری" برای رسیدن به "هدفی" می‌باشد، معلوم می‌شود که اصل و بالاتر از آن کار، همان هدف از انجام آن است؛ لذا از آیه‌ی فوق معلوم می‌شود که "یاد خدا" و فراموش نکردن او و روز ملاقات، اصل و هدف است. تلاوت قرآن کریم، حلال و حرام و تمامی احکام و عبادات نیز برای همان زنده نگهداشتن و استمرار یاد خداست که سبب رشد و قرب می‌گردد؛ چنان که فرمود:

« اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ » (العنکبوت، 45)

ترجمه: آنچه را از کتاب (قرآن کریم) به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتی‌ها و گناه بازمی‌دارد، و یاد خدا بزرگتر است؛ و خداوند می‌داند شما چه کارهایی انجام می‌دهید!

نتیجه:

در نتیجه، کسی که خدا را نمی‌شناسد، قبول ندارد، و یا توجه ندارد و یا به خاطر مشغله‌های دیگری که نزد او محبوب‌تر است، فراموش کرده است، نماز هم نمی‌خواند.

از این رو، راه‌کار اولیه و اصلی، این است که یاد خدا را در خود و دیگران زنده کنیم؛ و البته بهترین روش نیز این است که خود و دیگران را متوجه "محبت، لطف و رحمت الهی" به خودمان نماییم.

"محبت" اصل و ریشه است، چنان که فرمود: « قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی ... - بگو اگر خدا را دوست دارید، از من تبعیت کنید / آل‌عمران، 31».

Image result for ?جلوه های نماز?‎

نکته - متقاعد کردن دیگران:

آنقدر کفار ژست روشنفکری - بی‌قیدها، ژست عقل و منطق - و اهل فسق و فجور، ژست مدرنیسم و پست مدرنیسم گرفتند؛ که ما گمان می‌کنیم که لابد هر کسی که از اعتقادات درستی برخوردار نبود، و یا بی‌قید و لاابالی بود، لابد با دلایل منطقی و متقاعد کننده‌ای مواجه نگردیده است و اگر بشناسد، حتماً ایمان آورده و عمل صالح را پیشه می‌نماید!

اما، اصلاً چنین نیست. مگر برای کفر و یا فساد و لاابالی‌گری‌ها و بی‌قیدی‌های خود، دلایل فلسفی و منطقی و متقاعد کننده‌ای به دست آورده‌اند؟! خیر؛ بلکه بسیاری می‌دانند، اما نمی‌خواهند.

مکرر بیان شد که "هر چند آدمی شناخت حاصل می‌کند، اما الزاماً در پی آن چه برایش شناخته شد نمی‌رود، بلکه در پی آن چه دوست دارد می‌رود" – یا به بیانی دیگر: "آدمی الزاماً در پی معروف نیست، بلکه در پی محبوب است".

مگر ابلیس لعین، خدا را نمی‌شناخت؟ مگر بلعم باعور از مؤمنان و مستجاب الدعوة نبود؟ مگر سامری گوساله‌ساز، خودش از عرفای به نام قوم موسی علیه السلام نبود؟! مگر فرعون نمی‌دانست که خودش "اله و ربّ" نیست؟! پس سارق نمی‌داند که دزدی بد است؟! مگر ظالم، نادرستی ظلم را تشخیص نمی‌دهد و ظلمی که به دیگران می‌کند را نسبت به خودش نیز روا می‌دارد؟!

پس، هرگز گمان نکنید که همیشه با یک عده انسان‌های دانشمند و فرهیخته‌ای طرف هستید که نمی‌دانند و اگر چند دلیل منطقی و محکم بشنوند، قبول می‌کنند و ایمان می‌آورند!

اما در عین حال، باید تلاش کرد. باید ابتدا خود، خانواده، بعد خویشان، دوستان و نزدیکتران را و سپس دیگران و عموم را متذکر شد و به حق دعوت نمود. باید به صورت منطقی و متقن، به سؤالات و شبهات آنان پاسخ گفت؛ باید بطلان و پوچی ضدتبلیغ‌ها را آشکار ساخته و انجام وظیفه نمود. این بهترین کلامی است که انسان می‌تواند با گفتار و عمل خود بگوید:

« وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ » (فصلت، 33)

ترجمه: و کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوى خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من [در برابر خدا] از تسلیم‌شدگانم [از مسلمانانم»؟

« وَالَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ » (الأعراف، 170)

ترجمه: و آنها که به کتاب (قرآن مجید) تمسّک جویند، و نماز را برپا دارند، (سرانجام نیکو و پاداش بزرگی خواهند داشت؛ زیرا) ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم کرد!

Image result for ?جلوه های نماز?‎


  
  
پیامبر (ص ) :

"بالصلاة یَبلُغُ العبد الی الدرجة العلیاء لان الصلاة تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و تمجید و تقدیس و قول و دعوة"

( بحار الانوار، ج ,82 ص .232 - جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 22 )

ترجمه:

به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.


تک نگاشت ها:

1-برای رسیدن به مراتب عالی و کمال نیازمند وسائل ووسائط هستیم.(با امید و ارزو و ذهنیات و خیالات نتوان به مرتبه ای دست یافت)

2-متناسب با رتبه و درجه ای که برای رسیدن به آن هدف گذاری کرده ایم وسائل و اسباب رسیدن به آن هم باید محکم و قابل توجه باشد.برای صعود به ستیغ کوهی بلند نمی توان از طناب نخی دولایه – سه لایه استفاده کرد.

3- نماز جامع همه انواع توحید ذاتی ،صفاتی،افعالی و توحید در عبادت و پرستش

4- دعوت به نمازدعوت به حقیقت و توحید خالص است

5- اقامه نماز اقامه توحید جامع است

6- نمازگفتاری منطبق با حقیقت عالم هستی و گفتگو با حقیقت عالم است

7- نماز مشتمل بر اذکارسبحان الله،لااله الا الله،الحمدلله،الله اکبراست که پایه های عرش الهی هستند.

8- نماز مهارتی است که انسان (العبد)را به درجه های بالای انسانیت که مورد نظر آفریدگار اوست می رساند.

9- نماز مشتمل بر صفات جمال الهی است.

10-با در بالصلاه  می تواند بای استعانت ویا این که بای سببیت باشد .

11-با کمک نماز و نیایش می توان به مراتب والای عبودیت و بندگی دست پیدا کرد .چنانکه در قرآن آیه 43 سوره بقره به این حقیقت تصریح کرده است.

12- نماز سخن و گفتار خداوند است و الگوی شایسته ای است برای چگونگی ارتباط صحیح با خداوند.


 


  
  

 

 

خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم

دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم

بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم

پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم

ما کشته نفسیم و بس آوخ که برآید

از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم

افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت

ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم

دنیا که درو مرد خدا گل نسرشتست

نامرد که ماییم چرا چرا دل بسرشتیم

ایشان چو ملخ در پس زانوی ریاضت

ما مور میان بسته دوان بر در و دشتیم

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند

ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم

واماندگی اندر پس دیوار طبیعت

حیفست دریغا که در صلح بهشتیم

چون مرغ برین کنگره تا کی بتوان خواند

یک روز نگه کن که برین کنگره خشتیم

ما را عجب ار پشت و پناهی بود آن روز

کامروز کسی را نه پناهیم و نه پشتیم

کر خواجه شفاعت نکند روز قیامت

شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم

باشد که عنایت برسد ورنه مپندار

با این عمل دوزخیان کاهل بهشتیم

سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان

یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم


95/5/4::: 7:56 ع
نظر()
  
  


?

 


وسوسه های شیطان برای ترک نماز

حساب نماز از همه چیز جداست  برای همین با وجودیکه کار نسبتا راحتی هست و ترکش هیچ لذتی نداره، شیطان تلاش می کنه به هر طریق و با هر وسوسه ای جلو شمارو بگیره

وسوسه اول، بهانه های شیطانی

مثلا حالتونو می گیره، حال نداشته باشید بگید الان حال نماز خوندن ندارم... شما دستشو دیگه خوندی، بهش بگو من باادبم در برابر معبودم. مگه آدم فقط وقتی حال داشته باشه ادب رو رعایت می کنه من در برابر دعوت خدا در هر حالی که باشم باادبم


بقیه ی اتفاقات هم همین طور یکی تلفن می کنه، اس ام اس می رسه ، بوی غذا می یاد، گرم فوتبالید:، دارید استراحت میکنید، وسط یک سریاله یا هرچی، صدای اذان که آمد حال شیطان رو بگیرید!

وسوسه ی دوم، کلی نماز قضا

یک وسوسه ی دیگر شیطان برای منصرف کردن شما اینه که تا الان کلی نماز قضا دارید اگر بخوای نماز بخونی چطور جبران می کنی؟ با همین حربه نمی ذاره شما الان و آینده هم نماز بخونید!
تسلیمش نشید! بگید من ااز الان می خونم نمازهای قبلی رو هم به خاطرش توبه می کنم و تا جاییکه بتونم جبران میکنم و قضاهاشو می خونم
ما یک روش خیلی آسون برای این کار معرفی کردیم که احتمالا دیدید: یک طرح کاربردی: طرح نماز قضا

 وسوسه ی سوم: حرف مردم

یک وسوسه ی دیگر شیطان در مورد نماز و در مورد همه ی کارهای خوب دیگه اینه که میگه تو تا الان نماز نمی خوندی حالا اگر نماز بخونی مردم چی می گن؟    
شما محکم بگو مردم هرچی بگن من ادب در برابر معبودم رو ترک کنم که مردم چی میگن!؟ اصلا من دوست دارم به خاطر خدا یه کاری بکنم که مردم حرف بزنند چه تحسین کنند چه تیکه بپرونند چون برای خداست برای من آسونه  ( این کلام امام حسینه وقتی خون گلوی حضرت علی اصغر رو به آسمان پاشید چون تو می بینی من تحمل می کنم  

 وسوسه ی چهارم: کارهای خوب دیگه  

شیطان میگه نماز نخون به جاش ده تا کار خوب بکن که خیلی از نمازخون ها انجام نمی دهند حتی یادتون هم می ده!! :
مثلا قرض دادن به مومن یا صدقه دادن  یا هر کار خوب دیگه حتی خودش هم براتون حدیث می خونه و دلیل میاره مثلا می گه ببین حدیث داریم یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادته!

شما بگید اولا من می دونم که حساب نماز از همه کارهای خوب دیگه جداست و هیچ کاری جایگزین نماز نیست و اگر نمازم قبول نشه اون کارهای خوب دیگه هم قبول نمیشه، دوما من نماز می خونم اون کارها رو هم انجام می دم !

 وسوسه ی پنجم: نمازگزاران بد

شیطان میگه: ببین فلانی که آدم بداخلاقی  هست نماز می خونه، حتی بهتون میگه بگو: من ترجیح می دم هیچ وقت نماز نخونم از وقتی فلان نمازخون رو دیدم!
  شما بگو او نمازگزار بداخلاقی  هست من نماز گزار خوش اخلاقی می شم تازه دعا می کنم براش که همین نمازش یک روز اونو از بداخلاقیش نجات بده !

 وسوسه ی ششم: پنجاه ساله داره نماز می خونه آدم نشده  

این وسوسه پشت سر اون وسوسه قبلی میاد یعنی شما که اون جواب رو می دی فوری می گه ای بابا اگر نماز می خواست رو این اثر بزاره تو این سی چهل سالی که نماز رو می زنه به کمرش، جواب می داد! شما بهش بگو شاید او درست و با توجه نمازش رو نمی خونه چون نماز درست حتما انسان رو از بدیها نهی می کنه!

اصلا یک ضدحال به شیطان بزن بگو: چه خوب شد اینو تذکر دادی حالا من تلاش می کنم دقت کنم ببینم نمازم اگر منو از بقیه ی بدی هام نهی نمی کنه برم سراغ یک عالمی نمازمو براش بخونم ببینه نکنه من تو وضو یا نمازم اشکالی باشه اگر بود رفعش کنم، تلاش کنم بهتر و با توجه نمازم رو بخونم، اطلاعاتم رو درباره فلسفه و آثار نماز ببرم بالا تا نمازم درست و حسابی باشه!  
 

 وسوسه ی هفتم: دل پاک

این که یک وسوسه ی قدیمیه اما حتما جواب می ده که شیطان بازم ازش استفاده می کنه که بگه: عزیزم مهم دله، دل باید پاک باشه! شما بهش بگو دیگه اونقدر قرآن خوندم که بدونم خدای بزرگ خیلی تاکید کرده بر دو تا مساله با هم" آمنوا و عملوا الصالحات " یعنی هم دل پاک هم عمل صالح هردوتاش لازمه
وسوسه ها زیاده بس که شیطان کارشو بلده اما ما هم کارمون رو بلدیم مطمئنم می تونیم با همان چند اصلی که در مورد نماز می دونیم جواب همه ی وسوسه های شیطان رو بدیم!!!

یک تصمیم زیبا آن طوری که شایسته ی انسان شریفی ست که می خواهد برای خدایش بندگی کند و جز رضایت او برایش مهم نیست، بگیریم! کمی اراده کافیه، این راه از آنچه که به نظر می آید خیلی خیلی نزدیک تره شیرینی قدم برداشتن در مسیر تقرب الهی گوارای وجودتان


 




95/4/18::: 10:4 ع
نظر()
  
  

با دعاهایی که در قنوت نماز عید فطر هست انسان می فهمد که نماز عید فطر، زمان بارش بالاترین رحمت الهی است. در قنوت‌های نماز عید فطر مکرر دعا میکنید «خدایا هرچه به پیامبر(ص) و خانواد? پیامبر دادی، به من هم بده» یک ذره کوتاه نمی‌آیید. «و هر خطر و ضرری که از پیامبر(ص) و آل او بازداشتی، از من هم باز بدار» ذره ای کمتر قبول نمیکنی. وقتی به ما گفته‌اند: مکرر در قنوت نماز این را بگویید، حتما خدا می‌خواهد و آماده است که همه اش را مستجاب کند. غرض این دعای با عظمت در جایگاه با عظمت نماز عید فطر مصلی، که مورد عنایت خاص حضرت ولی عصر(عج) است به استجابت نزدیک‌تر است. چرا این نماز مورد عنایت خاص حضرت ولی عصر(ع) است؟ چون امید تمام مؤمنان مظلوم است و اقتدار امام و امت در این سرزمین، مقدم? نجات بشریت است.

 


  
  

سال جدید به معنای واقعی کلمه-نه در فرهنگ عربی یا ایرانی- از روز بیست و سوم یا بیست و چهارم ماه مبارک رمضان شروع می‌شود؛ چون ارزاق تقسیم شده است و ما در مرحل? جدیدی از زندگی قرار گرفته‌ایم، مقدرات ما در جهات مختلف معین شده‌اند و اینکه می‌گویند «روز از نو، روزی از نو» به همین ایام بعد از شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان مربوط می‌شود. احساس آغاز سال، اصلش باید در این زمان در دل انسان قرار بگیرد.


بله؛ از نظر طبیعت، آغاز بهار آغاز سال محسوب می‌شود اما قبل و بعد از بهار، در مقدرات و سرنوشت ما تغییری پدید نمی‌آید. برخی نیز ممکن است آغاز سال خود را به احترام میلاد حضرت مسیح(ع)، یک روزی در سال قرار دهند، ولی در این روز، ماهیتاً آغازی اتفاق نیفتاده است، بلکه این بنا و قراردادی است که گذاشته‌اند.

بعد از شب بیست و سوم ماه رمضان، مقدرات ما فرق کرده، زندگی ما متفاوت شده، تصمیمات جدیدی برای زندگی ما گرفته شده و بودج? جدید بسته شده است، هم? اینها از روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.

نیازی نیست که آدم حتماً سال جدید خودش را جشن بگیرد، ولی همین احساس تازه بودن سال، به انسان تازگی می‌دهد، به تصمیمات انسان قدرت می‌دهد و انسان با یک انگیز? بیشتری سعی می‌کند زندگی خودش را تحت تأثیر قرار دهد و برنامه‌هایی برای خودش بریزد.

در روایات ما هست که هر کسی می‌خواهد یک برنامه‌ای در زندگی خودش قرار دهد، یا یک رفتاری را برای خودش برنامه‌ریزی کند تا تغییری در خودش ایجاد کند، اجرای این برنامه یک سال باید طول بکشد تا اثر بگذارد(امام صادق(ع): مَنْ‏ عَمِلَ‏ عَمَلًا مِنْ‏ أَعْمَالِ‏ الْخَیْرِ فَلْیَدُمْ‏ عَلَیْهِ‏ سَنَةً وَ لَا یَقْطَعْهُ‏ دُونَهَا؛دعائم الاسلام/1/214) (إِیَّاکَ أَنْ تَفْرِضَ عَلَى نَفْسِکَ فَرِیضَةً فَتُفَارِقَهَا اثْنَیْ عَشَرَ هِلَالا؛کافی/2/83) (إِذَا کَانَ الرَّجُلُ عَلَى عَمَلٍ فَلْیَدُمْ عَلَیْهِ سَنَةً ثُمَّ یَتَحَوَّلُ عَنْهُ إِنْ شَاءَ إِلَى غَیْرِهِ وَ ذَلِکَ أَنَّ لَیْلَةَ الْقَدْرِ یَکُونُ فِیهَا فِی عَامِهِ ذَلِکَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَکُون؛ کافی/2/82‏) ( امام باقر(ع): مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَمَلٍ یُدَاوَمُ عَلَیْهِ وَ إِنْ قَلَّ؛ کافی/2/ 82)


چند نکته برای هفت? آخر ماه رمضان


کسانی که می‌خواهند برای برنامه‌های یک‌سال? خودشان تصمیم بگیرند، بهترین روز برای شروع این برنامه، همین روز پس از شب قدر است. مثلاً ممکن است کسی برای خودش برنامه‌ریزی کند و بگوید: «من از امروز تصمیم می‌گیرم، دعای عهد بخوانم» یا «دعای اللهم کن لولیک» را بعد از هر نماز بخوانم، یا لااقل روزی یک‌بار بعد از یکی از نمازها، بخوانم. یا اگر قبلاً نوافل نمی‌خواندم، تصمیم بگیرم که لااقل نافل? نماز عشاء(دو رکعت نشسته) را بخوانم، یا نماز غفیله را بخوانم. یا سور? «یس» بخوانم و به حضرت زهرا(س) یا به گذشتگان و ذوی‌الحقوق، هدیه کنم، یا هر شب قبل از خواب، سور? واقعه بخوانم که برای افزایش رزق و روزی خیلی مؤثر است، یا تصمیم بگیرم که بین‌الطلوعین، دیگر نخوابم.

اینها برنامه‌هایی است که انسان می‌تواند به‌صورت روزانه برای خودش تنظیم کند. البته اینها را به عنوان نمونه ذکر کردیم و منظور این نیست که هم? اینها را با هم اجرا کنید! چون وقتی که برنامه‌ای حجیم و سنگین شود، از قبل معلوم است که نمی‌شود آن برنامه را اجرا کرد. و اگر برنام? انسان شکست بخورد، این شکست اثر بدی دارد. از اول سنگ بزرگ برنداریم که علامت نزدن است!

یادمان باشد که در آغاز سال جدید زندگی خودتان هستید و خوب است یک برنام? کم(سبک) برای خودتان قرار دهید، ولی لااقل یک‌سال به‌طور مداوم آن را انجام دهید. بهترین وقت برای تنظیم برنامه‌های یک‌ساله، الان است.

بعد از شب‌های قدر، خیلی‌ها دیگر زیاد به عبادت نمی‌پردازند؛ این هم یک رفتار عامیانه است. اتفاقاً ما بعد از شب‌های قدر، باید بیشتر از قبل به عبادت بپردازیم. چون ممکن است که ما در شب‌های قدر، مقدراتی داشته باشیم(از جمله در رزق و روزی، موفقیت‌های تحصیلی و کاری، موفقیت‌ها در عرص? اجتماعی و...) که بنا شده است اینها را به ما بدهند، اما برخی از مقدرات ما منوط به عبادت و تقوا و توبه و استغفار است. لذا شما فردای شب قدر، باز هم باید برنام? توبه و عبادت را داشته باشید. اصلاً در روایات ما این نیامده است که «بعد از شب قدر، یک مدت عبادت تعطیل است!» لذا شب قدر را هم در آخرین روز ماه رمضان نگذاشته‌اند که بعدش تعطیل کنیم و برویم دنبال کارهای دیگر!

بعد از شب‌های قدر، این یک‌هفت? پایانی ماه مبارک رمضان بهترین هفت? عمرتان است: چون اولاً شما بچ? پاک، نورانی و باصفایی شده‌ای و مورد عنایت خدا قرار گرفته‌ای. ثانیاً هر چیزی را که برایت مقدر کرده‌اند و آن را مشروط به خوبیِ تو کرده‌اند، تو راحت می‌توانی خوب باشی و بهترین کارهای خوب را انجام دهی تا شایستگی دریافت آنها را پیدا کنی. پس این کارهای خوب را انجام بده و هم? آن چیزهایی که به‌صورت مشروط برایت مقدر شده بود را از آنِ خودت کن! لذا از این جهت هم این هفته خیلی پربرکت است. ثالثاً هنوز ماه مبارک رمضان تمام نشده و هنوز هم نفس کشیدن در این ماه ثواب دارد، و هر یک آی? قرآن هنوز هم یک ختم قرآن محسوب می‌شود، پس هر کسی که تا حالا به قرآن نپرداخته است، از الان به بعد شروع کند، اثرش خیلی هم بیشتر از دو ده? قبل است؛ چون پاک‌تر و باصفاتر شده‌ای، و شب قدر هم آقا و مولای‌مان ما را دعا کرده است.

رسول خدا(ص) در ده? آخر ماه مبارک رمضان طوری به عبادت می‌پرداختند که تقریباً استراحتگاه خودشان را در مسجد قرار می‌دادند و شبانه‌روز در مسجد بودند. اساساً رسم اعتکاف، اصلش به همین ده? آخر ماه رمضان مربوط می‌شود.

عواملی که موجب می‌شود از هفت? آخر ماه رمضان

خوب بهره نبریم

چند عامل موجب می‌شود که انسان از این ایام خاص(شبهای بعد از شب‌های قدر) خوب بهره نبرد.

  1. غرور و عُجب عبادت است که انسان فکر می‌کند خیلی درِ خان? خدا مایه گذاشته است! لذا یک احساس سیری و اشباع شدن دارد. این عُجب است و عُجب هم موجب حبط عمل می‌شود.

 

  1. یکی دیگر از عواملی که موجب می‌شود انسان بعد از شب‌های قدر، عبادت نکند، این است که گاهی انسان در شب‌های قدر، یک‌مقدار سطحش بالا می‌رود ولی چون شایستگی لازم(برای این سطح بالا) را ندارد، یک مدتی را به غفلت می‌گذراند تا سطحش دوباره پایین بیاید. انگار به گروه خونی‌اش نمی‌خورَد که زیاد آدم خوبی بشود، لذا می‌خواهد سطح خودش را پایین‌تر بیاورد! و این هم اتفاق خیلی غم‌انگیزی است.

    3. یأس از خدا:

 گاهی از اوقات هم ممکن است انسان از پروردگارش مأیوس شده باشد و پیش خودش بگوید: «اگر شب قدر مرا نبخشید‌ه باشند، الان هم نمی‌بخشند!» در حالی که باید دقت کنیم که خیلی از اوقات، در شب قدر، آدم را به‌صورت مشروط می‌بخشند و اگر بعد از شب قدر، پیگیری کنید، این بخشش برای شما تثبیت می‌شود.

باید رفتارهای ما بعد از شب قدر، با رفتارهای قبل از شب قدر متفاوت باشد.

این چند شب باقی‌مانده از ماه مبارک رمضان را خیلی باید قدر بدانیم. در فرهنگ ما خصوصاً در بین مذهبی‌های ما، باید رفتارهای ما بعد از شب قدر، با رفتارهای قبل از شب قدر متفاوت باشد. هیچ‌وقت نباید از پروردگار عالم مأیوس شویم، بلکه باید امید خودمان را افزایش دهیم.

 

من که شب قدر را پشت سر گذاشته‌ام، اگر در این شب‌های بعد از شب قدر، دلم برای عبادت تنگ نشود، خیلی جای تعجب دارد. معلوم می‌شود که زیاد هم نباید به گذشته‌ام امیدوار باشم! اگر شب قدر عبادتِ کسی مقبول شده باشد، بلافاصله فردا شب، دلش برای عبادت تنگ می‌شود، دلش برای عبادت بیشتر، برای تعقیبات، برای قرآن خواندن تنگ می‌شود. و ما باید این اثر را بعد از شب قدر در خودمان ببینیم و آن را تمناکنیم.

 

چه کسی مز? عید فطر را بهتر خواهد چشید!

اگر ما بعد از شب‌های قدر، لحظات خودمان را به غفلت سپری کنیم، شیطان آن‌قدر خوشحال می‌شود که حدّ و حساب ندارد؛ همان شیطانی که الان هنوز دست‌هایش بسته است و نمی‌تواند ما را وسوسه کند، اما وقتی می‌بیند که ما خودمان برای خودمان شیطان شده‌ایم و تمام آن وسوسه‌هایی که او نمی‌تواند برای ما انجام دهد، خودمان انجام می‌دهیم و خودمان را به خرابی می‌کشانیم.

اگر کسی بعد از شب‌های قدر، برای عبادت سنگ‌تمام بگذارد، حقانیت این سخنان را لمس خواهد کرد و تجربه خواهد کرد. و خواهد دید که ماه رمضانش واقعاً یک ماه رمضان متفاوتی شده است؛ آن هم فقط با سنگ تمام گذاشتن برای عبادت در شب‌های بعد از شب قدر! به همین سادگی! پس بیایید در هفته‌ای که نورانی‌ترین هفت? عمرمان است کم نگذاریم تا به شب عید فطر برسیم که این شب باعظمت هم یک فوق‌العادگی خاصی دارد و- طبق برخی از روایات- عنایت و رحمت حضرت حق، از کل ماه رمضان هم بیشتر است. واقعاً عید فطر به کسی که این هفت? آخر را گرامی داشته است، بهتر خوش می‌گذرد و او مز? عید فطر را بهتر خواهد چشید.

 


  
  

بهترین بخشش

ماه رمضان یکی از بهترین بخشش های الهی

 

 

امام سجاد (سلام‌الله‌علیه) ماه مبارک رمضان را عید اولیاء الله مى‌داند.

دعای 45 صحیفه سجّادیه درباره مقام دعا و وداع ماه مبارک رمضان است .

 در مقدمه این دعا حضرت سجاد کلیّات نعمت هاى الهى را مى‌شمارد. امام علیه السلام  می فرماید بخشش هاى خداى سبحان ابتدایى است، نه از روى استحقاق. بعد از آن مقدمه مى‌فرماید: یکى از بهترین بخششهاى خداوند سبحان، ماه مبارک رمضان و روزه این ماه است..

شاعر(سنایی غزنوی) مى‌گوید:
عارفان هر دمى دو عید کنند

 عنکبوتان مگس قدید* کنند
کار عنکبوت آن است که بتنَد و با این تارها مگس را صید کرده قدید و قورمه درست کند. او کارش غیر از ذخیره کردن چیز دیگرى نیست؛ اما عارف در هر دم و هر نفس دو عید دارد که سعدى گفت:
هر نفسى که فرو مى‌رود ممدّ حیات است و چون بر مى‌آید مفرّح ذات؛ پس در هر نفسى دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى شکرى واجب.
لذا عارف در هر دم دو عید دارد. و بهترین دمى که انسان دارد در ماه مبارک رمضان است که «أنفاسکم فیه تسْبیح» نفس کشیدن در این ماه «سبّوحٌ قُدّوس» گفتن است.

این که در آخر ماه مبارک رمضان عید فطر مى‌گیرند، چون جایزه‌هاى یک ماه را به ما مى‌دهند، که در حقیقت محصول ماه مبارک رمضان است. ضیافة الله، لقاء الله را به دنبال دارد. پس عظمت از آنِ ماه شوال نیست؛ بلکه عظمت از آنِ ماه مبارک رمضان است که نتیجه یک ماهه را در روز عید مى‌دهند.
روز عید است و من مانده در این تدبیرم

 که دهم حاصل سى‌روزه و ساغر گیرم

--------------------------------------------
 
*قدید: گوشت مانده و خشک را گویند.
مأخذبا اندکی تصرف: (کتاب حکمت عبادات، صفحات 166 ـ 167استاد علامه آقای جوادی آملی)

حکمت روزه .استاد جوادی آملی دیافت کنید


95/3/24::: 10:35 ص
نظر()
  
  

پاداش روزه


در بعضى از روایات آمده است که روزه بگیرید براى آنکه طراوت و خرمى و شادابى غیر ماه مبارک را از دست بدهید؛ زیرا آنها نشاط کاذب و زودگذر است. وقتى انسان روزه گرفت و به آن دل بست، کم کم به باطن روزه پى مى‌برد. باطن روزه انسان را به لقاى حق مى‌کشاند که خداى سبحان فرمود: «الصّوم لى وأنا أجزى به»(1) روزه مال من است و من شخصاً به آن جزا مى‌دهم. این تعبیر فقط درباره روزه وارد شده است.

همه اشیا و موجودات جهانِ امکان از آنِ خداست. چیزى در جهان خلقت نیست که مال خدا نباشد؛ چون مخلوق و مملوک اوست. چشم و گوش ما هم از آنِ خداست: «أم مَن یَملک السّمع والأبصار»(2).

امیرالمؤمنین (سلام‌الله‌علیه) فرمود: «… أعْضاؤکم شهوده وجوارحکم جُنوده وضمائرکم عُیونه وخَلَواتکم عِیانه»(3) مواظب باشید، بدانید در خلوت و جلوت، نهان و آشکار، در محضر خداى سبحان هستید. خلوات شما جلوات عیون و مَشهد و مرآى اوست.

چیزى در جهان نیست که به یاد حق و خداى سبحان نباشد. این انسان است که گاهى غافل است و گاهى غیر غافل. فرشته‌ها نَفَسها را مى‌شمارند که براى چه انسان نفس مى‌کشد. وقتى به فرموده قرآن سرتاسر جهان، مِلک و مُلک خداست(4)، همه اعضا و جوارح ما سپاه حق است: «ولله جنود السموات والأرض»(5).

این که فرمود: روزه مال من است، خصوصیتى را مى‌رساند که قابل ملاحظه و دقت است.

گاهى انسان از سحر تا افطار امساک مى‌کند؛ این یک درجه روزه‌دارى است؛ تلاشى است که حداکثر در قیامت نسوزد یا وارد بهشت بشود؛ بهشتى که «جنّاتٌ تجرى منْ تحتها الأنهار»(6)؛ اما به آن بهشت که «فادْخلى فى عبادى * وادْخلى جنّتى»(7) راهش نمى‌دهند. یعنى روزه، ضمن اینکه حکم و ادبى خاص دارد، حکمتى هم دارد که آن لقا و محبت خداست.

این حدیث در انسان شوق ایجاد مى‌کند تا عاشق شود. انسان تا مشتاق نباشد، تلاش نمى‌کند و تا تلاش نکند، نمى‌رسد. وقتى روزه مال خدا بود، خدا هم شخصاً جزاى روزه‌دار را بر عهده گرفته است.


تا چه اندازه ما به باطن روزه مى‌پردازیم که نه تنها ظاهرمان روزه بگیرد و چیزى نخوریم و نیاشامیم؛ بلکه سرّ و درون ما هم روزه بگیرد؟ نگذاریم خاطره‌اى در دل خطور کند که خدا نمى‌پسندد. مبادا در دلْ بد کسى را بخواهیم. چنین نیست که اگر خاطرات در دل عبور کرد، خداى سبحان نداند یا دل انسان تیره نشود.
روزه عوام، خواص و اخص با هم متفاوت است. اگر ما روزه گرفتیم و به این فکر بودیم که، خداى ناکرده، کسى را برنجانیم یا به مقام و جاهى برسیم یا نتوانستیم خود را آماده کنیم که اگر به جاه رسیدیم، تفاوتى براى ما نداشته باشد، باطن ما روزه نگرفته است و چون باطن روزه نگرفته به باطن روزه نرسیده‌ایم.


هفت دقیقه جان دل بسپاریم 

روزه و بوعلی سینا

دریافت

پی نوشت:

1. روضة المتقین، ج 3، ص 225. بعضى کلمه «أجزى» در این روایت را به صیغه مجهول خوانده‌اند: «الصوم لى و أنا اُجزى? به» یعنى روزه براى من است و من پاداش آن هستم! (ر ک: نهایه ابن اثیر، ج 1، ص 270، «جزا»).

2. سوره یونس، آیه 31.

3. نهج البلاغه، خطبه 199.

4. سوره آل عمران، آیه 189

5. سوره فتح، آیه 4.

6. سوره آل عمران، آیه 15.

7. سوره فجر، آیه 29 ـ 30.


مأخذ: (حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله: کتاب حکمت عبادات، صفحات 131 ـ 132)


95/3/16::: 8:2 ع
نظر()
  
  

بسم الله الرحمن الرحیم

کم کم صدای پای با برکت و رحمت و مغفرت ماه خدا ، صدای اذان موذن زاده اردبیلی به هنگام افطار داره به گوش میرسه. کم کم مومنان به پیشواز ماه عشق بازی با دوست واقعیشون میرن .کم کم داریم به ماهی نزدیک میشیم که خیلی برکاتش عجیبه..

واما یکی دو نکته :

بعضی می پرسند؛مگر روایت نداریم در ماه مبارک رمضان دست و پای شیطان در غل و زنجیر است و او به خواست خدا یک ماه دست از سر ما بر می دارد ، و ما را وسوسه نمی کند و به خطا نمی اندازد ، اگر این روایت درست باشد پس چرا ما در ماه رمضان اصلا تغییری نسبت به قبل و بعد ماه رمضان احساس نمی کنیم ؟؟

این سوال مهم دو جواب اساسی دارد:

پاسخ اول :

یک مثال! همه شما اسباب بازی ها و ماشین های کوکی کودکان را حتما دیده اید ماشین های کوچکی که شما آن را کوک می کنید و به خاطر جمع شدن فنر و تراکم انرژی ، مدتی بدون این که شما ماشین را هل بدهید خودش حرکت می کند،شیطان خیلی از ماها را مثل این ماشین های کوکی قبل از ماه مبارک رمضان کوک می کند،قبل از ماه مبارک این قدر ما را مستعد گناه می کند که نبود یک ماهه اش را احساس نمی کنیم و به اشتباهات خود ادامه می دهیم.

پاسخ دوم:

بعضی از ما این قدر در کلاس درس شیطان خوب شاگردی کرده ایم و خوب یاد گرفته ایم دیگر نیاز به استاد نداریم بلکه خود استاد شده ایم و کسی که استاد شده دیگر نیاز به شیطان ندارد.حالا که فهمیدیم شیطان دست بردار ما نیست و مدام می خواهد ما را کوک کند تا گناه کنیم یا  ما را آن قدر در حرام الهی بیفکند تا خود استاد شویم و آبروی ما را نزد خداوند کریم ببرد.!


یکی دو نکته مهمتر دیگر:

راههای تهاجم و حمله این دشمن خبیث و بد طینت چیست؟

 از چه روزنه هایی به فکر و قلب و جان ما  نفوذ می کند؟ و ما چگونه با شیطان مقابله کنیم؟!

خوب ، همان طوری که در جنگ های نظامی فرماندهان با تجربه قبل از هر اقدامی به سراغ تحرکات دشمن می روند ما هم در میدان مبارزه با شیطان قبل از هر اقدامی،باید چگونگی و نوع تهاجم او را شناسایی کنیم تا بتوانیم در زمان مقرر تصمیمات درستی اتخاذ کنیم .

 مهمترین سلاح شیطان و اولین راه نفوذ او بر انسان ها  غفلت است .

 شیطان در مرحله اول می کوشد تا انسان را از خطر ضررها غافل کند چون وقتی انسان از خطر چیزی غافل شود به آسانی به آن مبتلا می گردد. هر کس با خودش حساب کند که چقدر از ساعات و لحظاتش به پای فضای مجازی و بازی های کامپیوتری و … به هدر رفته و او از گذر عمر عزیز غافل بوده است ولی شیطان در وهله اول به صورتی موذیانه خطرات این کار را از او مخفی می نماید .شیطان برای رسیدن به هدف خود یعنی نفوذ با صبر و حوصله هدف خود را پی می گیرد و با گام های آهسته و هدفمند به جلو می رود ، اما خداوند مهربان که یاور حقیقی انسانهاست .

این آیه سوره اعراف را دقیق تر مطالعه کنیم  :

ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرِینَ (سوره الأعراف، آیه 17)

سپس از روبرو و از پشت سر و از راست و چپشان بر آنان مى‏تازم و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهى یافت.

هست شیطان ای برادر دشمنت

غلِّ آتش خواهد اندر گردنت

در روایتی  بسیار بصیرت ساز و غفلت سوز ،امام باقر علیه السلام می فرمایند :

نفوذ ابلیس از پیشِ رو بدین شکل است که امر آخرت را براى انسان ساده و سبک جلوه مى‏دهد

مثلا اگر فرد گناهی انجام داد می گوید : بعدا توبه می کنی . یعنی آخرت را  نسیه  می بیند و فکر می کند که خیلی فرصت دارد مخصوصا در ایام جوانی و نوجوانی ، اما اگر سری به بهشت زهرا بزنیم می بینیم که مرگ کودک و نوجوان و جوان نمی شناسد.

** فریب شیطان از راه مقایسه

بعضی از خانم‌ها خیلی بدحجاب هستند. می گویند :حالا ما یک خرده مچ دستمان پیدا شد! یا آستین لباسمان بالا رفت و…. چه عیبی دارد،آیا به کسی ضرری می زند‌؟  باید این نکته را خیلی جدی بگیریم که : حکم خدا برای یک سانت و دو سانت نیست، دو سانت و دو متر فرقی نمی‌کند.

شراب حرام است. یک قاشق چای‌خوری‌اش حرام است. قاشق مرباخوری‌اش حرام است. قاشق غذاخوری‌اش حرام است. ملاقه‌اش حرام است. لیترش حرام است. بشکه‌اش هم حرام است، حرام ، حرام است و آن چه مهم است حکم خداست .

 مثلا می گوییم، دیگران از ما بدتر هستند و گناه خودمان را جدی نمی گیریم  می گوییم : آقا این دوچرخه را برداشتی گناه است.هم درس و هم کلاسی خودت را اذیت می کنی گناه است ، حق او را می خوری گناه است ، او را مسخره می کنی گناه است ؛اگر یک حوضی، استخری آجرهایش دزدی باشد، سر آن حوض هم وضو بگیری، اگر تصرف در مال مردم حساب شود گناه است و وضویت هم باطل است.می گوید : برو بابا! حالا کشتی آهن را در دریا می‌دزدند حالا سر یک مرغ و یک دوچرخه به ما گیر می‌دهی ! انگار این افراد فراموش کرده اند که : تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود.

نفوذ ابلیس از پشت سر به این صورت است که ثروت‏اندوزى و بخل و توجّه به فرزند و وارث را به فرد تلقین مى‏کند.

 پیامبر اکرم(ص) می فرماید: دشمنان تو از جن، ابلیس و سپاهیان او هستند، پس اگر نزد تو آمدند و گفتند: فرزندت مُرد، به خود بگو: زندگان برای مردن آفریده شده‏اند. اگر نزد تو آمدند و گفتند : مال تو از دست رفت، بگو: ستایش خدای را که می دهد و می گیرد ....

 نفوذ ابلیس از طرف راست به این شکل است که با ایجاد شبهه، دین را متزلزل و تباه مى‏سازد . 

خوب، اگر سوال وشبهه ای برایمان پیش آمد وظیفه داریم به دنبال پاسخ آن باشیم این خطر را جدی بگیریم که اگر این سوالات و شبهات در ذهن جا بگیرد و حل نشود خدای ناکرده ما را عاقبت به شر می کند. ویا این که اعمال خوب ما را تباه می کند مثلا یک ماه روزه می گیری اما تو را غرور می گیرد در نتیجه تباه می شود.

 نفوذ ابلیس از طرف چپ به این شکل است که  لذّات و شهوات و منکرات را بر انسان غالب مى‏کند.

از حضرت یحیی ع نقل شده است که : روزی ابلیس را دید و از او پرسید: آیا تا کنون  به من مسلط شده ای ؟ گفت نه، ولی در تو خصلتی است که من آن را دوست دارم، پرسید کدام خصلت است؟ گفت: تو مرد پرخوری هستی و وقتی که افطار می کنی سنگین می شوی، و همین سنگینی، تو را مقداری از نماز و شب زنده داری باز می دارد، و من به همین مقدار که از خدا فاصله می گیری خوشحال می شوم. یحیی علیه السلام گفت: حالا که این چنین است من هم با خدا عهد می بندم تا وقتی که زنده ام هیچ وقت خود را از غذا سیر نکنم ، ابلیس گفت: من نیز با خدا عهد می بندم تا وقتی که زنده ام نسبت به احدی خیرخواهی نکنم. این را گفت و از نزد یحیی بیرون رفت، و دیگر به سراغ او نیامد.( بحار، ج 14، ص 171)

مبارزه با نفوذ را باید از حضرت یحیی ع آموخت .!

و بسیار زیباست این سروده امام خمینی (ره ):

از هستی خویش تن رها باید شد

از دیو خودیِ ، خود جدا باید شد

آنکس که به شیطان درون سرگرم است

کی راهی راه انبیاء خواهد شد


95/3/12::: 11:17 ص
نظر()
  
  

تجافی چیست؟


تجافی: دور کردن بازوان و آرنجها از پهلو و همچون دو بال گشوده قرار دادن آنها/ بلند کردن شکم از زمین/ بلند کردن زانوها از زمین و به حالت نیم خیز قرار گرفتن.

تجافی در لغت به معنای قرار نداشتن در جای و برداشتن چیزی از جای خود آمده و در کلمات فقها در سه مورد در نماز به کار رفته است: حال رکوع و سجود و حالت نشستن مأموم هنگام تشهّد امام. تجافی در رکوع به باز کردن دستها همچون دو بال گشوده، در سجود به بلند کردن شکم از زمین و قرار دادن دستها همچون دو بال گشوده و در حال تشهّد امام به بلند کردن مأموم زانوهای خود را از زمین و بر سین? پا نشستن و گذاشتن انگشتان دست بر زمین تحقّق می یابد.


در روایات و به تبع آن در کلمات فقها از تجافی در رکوع و سجود به «تخوّی» و «تجنیح» نیز تعبیر شده است.

فقها از این عنوان در باب صلاه سخن گفته اند. تجافی در رکوع و سجود برای مرد مستحب است. البتّه تجافی به معنای بلند کردن شکم از زمین در حال سجده از دیدگاه برخی واجب است. هرگاه مأموم در رکعت دوم یا آخر نماز به امام اقتدا کند، هنگام تشهّد امام عمل تجافی را انجام می دهد. در استحباب یا وجوب آن بر مأموم اختلاف است. ظاهر کلمات بیشتر فقها استحباب آن است.


95/3/9::: 8:21 ع
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ یا دست به رفاقت نده و دست نگه دار یا تا ته خط حرمت این دست نگه دار یادست بکش مثل من از هرچه که مستی یا اینکه مرا مثل خودت مست نگه دار تامرگ نباید سخن از درد بگوییم در سینه ی خود هرچه که درد است نگه دار دور از توام و مثل تو دور و بر من نیست مثل من اگر دور وبرت هست نگه دار عشق آخر خط است اگر قصه ی ما را همواره در این کوچه ی بن بست نگه دار
+ ???- شب ها درخانه خدا را بکوب تنها جایی است که ساعت کاری ندارد و ورود برای عموم آزاد است
+ مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود: بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی، خمش می‌کنی. هر چه خم شود خالی تر می‌شود. اگر کاملا رو به زمین گرفته شود سریع تر خالی می‌شود. دل آدم هم همین طور است، گاهی وقت‌ها پر می‌شود از غم، از غصه،از حرف‌ها و طعنه‌های دیگران. قرآن می‌گوید: "هر گاه دلت پر شد از غم و غصه ها، خم شو و به خاک بیفت." این نسخه‌ای است که خداوند برای پیامبرش پیچیده است:
+ ملامحسن فیض کاشانی رحمت الله علیه در لئالی المخزونه می گوید: هر کسی را رنجی و سختی پیش آید برای رفع آن، بیت زیر را صد مرتبه بخواند، ان شاالله مشکلش برطرف خواهد شد و بسیاری از اکابر بر این ذکر مداومت داشتند یا قاهِرَ الْعَدُوِّ،یا والِىَ الْوَلِىّ یا مَظْهَرَ الْعَجائِبِ،یا مُرْتَضى عَلِىٌّ مفاتیح الحاجات. سید محمدرضا غیاثی پ.ن: در کتاب انیس الصادقین نیز به این دستور اشاره شده است.
+ بزم مارا باز آمد عالم آرایى دگر کز قدومش بزم ما گردیده سینایى دگر قرنها بگذشته از موسى و شرح رود نیل آمده اینک به فتح نیل موسایى دگر ولادت امام حلم و شکیبایی باب الحوائج امام موسی کاظم علیه السلام بر شما مبارک??
+ إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ قطعاً انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است العادیات 6
+ امام على علیه السلام: بالمَکارِهِ تُنالُ الجَنّةُ؛ با ناملایمات است که بهشت به دست مى آید. غرر الحکم : 4204؛
+ امام کاظم علیه السلام: عَونُکَ لِلضَّعیفِ مِن أفضَلِ الصَّدَقةِ؛ کمک تو به ناتوان، از بهترین صدقه هاست. تحف العقول، ص414
+ امام على علیه السلام: أنا أوَّلُ مَن یَجْثو لِلخُصومَةِ بینَ یدَیِ اللَّهِ عزّ وجلّ یومَ القیامةِ؛ من نخستین کسى هستم که در روز قیامت براى دادخواهى [ از دشمنان ] در برابر خداوند عز و جل به پا می خیزم. میزان الحکمه: ج1، ص308
+ « از ویژگیهای مؤمن » امام صادق سلام الله علیه : المُؤمِنُ حَسَنُ المَعونَةِ خَفیفُ المَؤونَةِ جَیِّدُ التَّدبیرِ لِمَعیشَتِهِ لا یُلسَعُ مِن جُحرٍ مَرَّتَینِ؛ مؤمن نیکْ یار است و سبکبار؛ براى گذرانِ زندگى اش خوب برنامه ریزى مى کند؛ از سوراخ لانه یک گَزنده، دوبار گزیده نمى شود. کافی: ج 2، ص 241