سفارش تبلیغ
صبا
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 49
کل بازدید : 105900
کل یادداشتها ها : 234
خبر مایه


1 2 >

تا جایی که دانش من قد میدهد و از متون دینی و غیر آن چیزهایی یادم هست بنای جهان هستی را آفریدگارآن بر رحمت قرار داده است. مهمترین دلیل نیز آوردن فراز آکنده و سرشار از مهر و مهربانی و مهرورزی و رحمت"بسم الله الرحمن الرحیم " در مطلع وآغاز همه سر فصل های کتاب مقدس "قرآن" است.در بیش از 1000 توصیفی که برای آفریدگار عالم در دعای ارزشمند جوشن کبیر آمده بیشترین اوصاف الهی دلیل بر مهر و مهرورزی دارد.واژه هایی از قبیل:

رحمن؛رحیم؛عطوف؛رئوف؛راحم؛غافر،غفور؛غفار(آمرزنده)؛حنّان(مهر پیشه)؛ستار،از لطافت و زیبای خاصی برخوردارند.

خلاصه "او"عالم را با رحمت و علم مدیریت می کند نه با غضب و قدرت و طرد و لعن.

اما از باب "آخر الدواء الکیّ" مرحله نهایی درمان که بیم سرایت عفونت وبیماری به تمام عضو می رود و هرآن امکان مرگ و هلاکت فرد می رود پزشک حاذق مهربان دست به تیغ جراحی می برد چاره ای جز دست به تیغ جراحی شدن نمی ماند.

این چنین است که وقتی فردی به سوء اختیار بیراهه می رود و فساد او از محدوده مسکن و منزل جسم و جان شخصی اش فراتر رفته و دامن اجتماع را بگیرد.-ترحم بر پلنگ تیزدندان....ستم کاری بود بر گوسپندان-باید بر چنین فردی سخت گرفت،اورا در قرنطینه قرارداد،گاه اورا جراحی کرد،و گاه که لازم باشد اورا از جامعه آدمیان طرد نمود.تقریبا همه دنیایی که عقلای قوم قوانینی نگاشته اند محدودیت هایی کم و بیش این چنین برای مفسدین و بیراهه روان از مسیر سالم اجتماع (عقل- فطرت- وجدان)در نظر گرفته اند.

به نظر می رسد از این دست نا آدم ها در گوشه و کنار جامعه ایرانیان در پوشش ها و مرام ها و گروهها و قشر ها و طبقه های گوناگون وجود دارند.نمونه های اسمی و رسمی چنین کسانی را از محله و اداره و شرکت و بازار محل کارمان گرفته تا هنرمندان و نخبگان و مدیران و سیاستمداران سراغ داریم.

ساده می گویم و می دانیم!

آیا آنها که خود را با دلایل واهی فرعون منشی تافته جدا بافته از مردم سطح کوچه و بازار می دانند و خلق عزیزخداوند را بازیچه ثروت و شهرت و موقعیت و ژن خوب خود می دانند مستوجب لعن و طرد از مهربانی خلق و خالق نیستند.؟

آنهایی که از بیت المال می خورند تا به عدالت بخورانند و تواضع به خرج دهند و اینک نفس حیوانی را مدیر خویش گرفته اند مستوجب کیفرلعن عینی نیستند.؟

آنان که یوسف عزت و شرافت و کرامت انسان آزاد را به زلیخای بیگانه ی ابلیس خو به ثمن بخس فروختند و می فروشند چه؟

به اینان مهر بورزیم و بر تعفنشان بوسه روشنفکری و لیبرالی بزنیم.!

عدالت و اعتدال مفهوم منحصر به فرد در کاربردهای مادی نیست .اگر عدالت اجتماعی نیست که در بسیاری موارد نیست ریشه اش در نشناختن و درک نکردن و نداشتن عدل تفکری و اندیشه ای است. اندیشه ها اعوجاج و کژی دارند.

اندیشه ای که برای دزد و پارسا،عفیف و هتاک و هرزه جایگاهی یکسان قائل است.!

چنین اندیشه ای مستوجب لعن و طرد و نفرین نیست!؟

انگیزه،بینش،نگرش خویش را سامان دهیم.....


Image result for â«Ø¨ÛراÙÙâ¬â


  

گفته ها از صد گذشت و راهها بسیار گشت

عاقلان امر تدبیر از یکی خروار گشت

مردمان از چشم های خویشتن دورند دور

خوب دیدن در جهان ای یار محنت بار گشت

خویشتن را زیرو رو کردیم ،بذری کاشتیم

جان میوه بهره دزدان کهنه کار گشت

ما درآن چشمان آبی ،زرد بودیم یا سیاه!

با پر پروازت اینک مرغ آدم خوار گشت

از شرار کینه ها،زان تدبیرهای بوالفضول

جام می بشکست وبزم عاشقی خونبار گشت

#گفتار #کردار #دولت #شعر

ای دریغا سروقد عاشقی نخل بلند دلبری

دل فسرده قد خمیده زینت انبار گشت

تلخ کامی های دوران را کفی بر روی آب

باز بازار مروت بین پر از عیار گشت

Image result for â«Ùرغ آد٠خÙارâ¬â


  

اندر وصف برخی ها و بعضی ها


(Image result for â«Ø®Ø¯Ùت ب٠خÙÙâ¬â)


آن شیک پوش لباس ،به توچال این و آن

واین ژولیده پوش در پی نیم جرعه آب و نان

آن بی درد و رنج مردِ مرفه دائماً لاف می زند

واین بی نوا ستم کشیده داد تا سر قاف می زند

آن سر به آخور افرنگ مآب ،برجام خدای او

واین آزاد مرد ،فرجامِ نان شرافت بقای او

آن دزد قلچماق گردنه خون خلایق تجارتش

و این دردانه نازنین خدا لقمه حلالی کفایتش

او هست خوشبین به اهرمن و دیو روزگار

ماییم وتحریم های بلا ،موریانه ها درکار

اوهست وخنده های تکلف به ریش خلق  

ماییم ،عزت و مردی رهیده از همه دلق

او هست وتارهای تنیده به دور خویش

ماییم واین محک آزمون در طلای خویش



  

 

اندر حکایت ملت و دولت مردان!

زخمی زد و زخمی به تن گرفت

این است حکایت من و دشمن به روزگار

تیغی که دوست نشاند بر دل من ،یادگار اوست

ترسی به سینه ندارم ز های و هوی خصم

از زهر خنده های حبیبان دلم ملول

گرگ و پلنگ اگر می درد مرا خوشم

آن خوی اوست و مرا مرد می کند

در خانه می کُشد و ناز می کند و گریه می کند

آن بی نوا پلنگ که نام دوست را رقم زند

لبخند مهر بر لبش از روی کید و مکر

لیکن دلش همه در سحر دشمن است

کر گشته گوش فلک ز شعارات دل فریب

شاعر نیز مدام به دنبال "امن یجیب"

بر مرکب مراد نشسته دور دور می کند

شاعر هم سوار بر خر لنگ هزینه ها

قصه تمام کنم خاطرتان باد پر زشوق

خوش گفت پروین ارجمند لطیف طبع

"آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است

وآن پادشا که مال رعیت خورد گداست"

 

Image result for â?«Ù?Ù?اÙ? Ù? Ù?Ù?Ù?Ø°â?¬â??


  

آمد او انبان او پر از دروغ

در بساط و سفره آورد کشک و دوغ

چند سالی تیغ او بر شاهرگ

مانده پوست و استخوانی بی فروغ

باغ سبزی را نمایاند و بسی توصیف کرد

نارسیده لاف مردی می زد و هم از بلوغ

عشق را نا امده قربانی تدبیر بی تدبیر کرد

سرو امید وطن هرگز پذیرد این نبوغ!

راستی مردانگی همراهی عهد و وفا

با دروغش آمد و زندگی ها شد بی فروغ

چند می خواهی بشویی دست از مکر و فریب

تا به کی برگردن مسکین بود زنجیر و یوغ

نیست طنز و هجو و طعنه شعر من

گوشه ی چشمی نگر نه هوش خواهد نه نبوغ

 

---------------

اندر در معنی یوغ:

جناب دهخدای مرحوم فرموده:

یوغ . (اِ) یغ. آن چوبی بود که بر گردن گاو نهند یعنی بندوق . (لغت فرس اسدی ). چوبی که بر گردن گاو زراعت و گاو گردون گذارند. (ناظم الاطباء) (برهان ) (از انجمن آرا). چوبی که بر گردن گاو قلبه نهند. به هندی جو نامند. (از آنندراج ). چوبی است که برزیگران بر گاو بندند به وقت زمین شکافتن . (فرهنگ اوبهی ). سَمیق . اُرْعُوّة. ربقه . جُغْ در تداول جنوب خراسان : 

همی گفت با او گزاف و دروغ 

مگر کاندر آرد سرش را به یوغ .

ابوشکور بلخی .

 

ور ایدون که پیش تو گویم دروغ 

دروغ اندرآرد سرم را به یوغ .

ابوشکور بلخی .

 

چنانکه بینی تاول نکرده کار هگرز

به چوب رام شودیوغ را نهد گردن .

اورمزدی .

 

تو را گردن دربسته به یوغ 

وگرنه نروی راست با سپار.

لبیبی .

 

ای آدمی به صورت جسم و به دل ستور

بر گردن تو یوغ من است و سپار هم .

ناصرخسرو.

 

ای همه قول تو نفاق و دروغ 

پیش دنیا تو گردن اندر یوغ .

سنایی .

 

چو یکی گاو سروزن شده ای 

جسته از یوغ و ز آماج و سپنج .

سوزنی .

 

به پیش کوهه ? زین برنهاده ایر چو یوغ 

سوار گشته بدان مرکبان رهوارم .

سوزنی .

 

آفتاب و مه چو دو گاو سیاه 

یوغ بر گردن ببیندشان الاه .

مولوی .

 

گاو گر یوغی نگیرد می زنند

هیچ گاوی کو نپرد شد نژند؟

مولوی .

 

صبح ؛ یوغ آماج . سَمیق ؛ چوب یوغ که بر گردن گاو نشیند. (منتهی الارب ).

- یوغ بندگی ؛ کنایه است از قبول اطاعت و عبودیت . (یادداشت مو?لف ).

 

Image result for â«ÛÙغ ÛعÙÛ ÚÙâ¬â


  

اگر در و پنجره اتاق نشیمن ما درز داشته باشه از ورود گرد و خاک و گرما و سرما و حشرات در امان نخواهیم بود.

و امان مان را خواهد برید.

دل و روح ما هم در و پنجره هایی دارند که اگر درزگیری نشوند و مراقب ورودی های جانمان نباشیم دیری نمی پاید که :

گرد وغبارهای شک و تردید

حشرات موذی کینه و بدخواهی و بدبینی

سرمای بی اعتقادی و بی اعتنایی به فطرت و وجدان

گرمای اعتباریات و مقام و منصب ها و مشاغل خیالی

سرمایه های الهی انباشته در خانه دل را به تاراج خواهند برد.

چشم و گوش و دهان و شکم و زیر شکم مجاری و پنجره های ورودی همه ناخالصی ها و پیرایه ها به حریم پاک و گرانبهای روح و جان آدمی اند.

این که چه می بینم

چه می گویم

چه می شنوم

چه میخورم

چه ارتباطی با دنیای بیرون دارم

همه برای رهروی که بر مجاز نمی رود و راه حقیقت می جوید و می پوید اهمیت دارد.

مرتب درزها و مجاری نفوذی به خویشتن را بررسی کنیم.

 

..... درخانه اگر کس است یک حرف بس است!....

Image result for â?«Ù?راÙ?ب جاÙ? آسÙ?اÙ?Û? ات باشâ?¬â??

 

پ ن:

 

بجان دشمن به غیر از تن نداری                      تن ار کردی رها دشمن نداری

همین ما و منی خصم من و توست                 که خصمی غیر ما و من نداری

سلیمانی بداده خاتم از دست                           و لکن جز خود اهریمن نداری

بکاخت تافته مهری ز روزن                            تو کوری چشم بر روزن نداری

بزن بال و پری بشکن قفس را                         مگر اندیشه ی گلشن نداری

به غیر از خویشتن رهبر نداری                        به غیر از خویشتن رهزن نداری



  

 

Image result for ?عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت?‎

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 

یقینا با شناختی که از خودم دارم حتی در قد و قواره بازنوشت این بیت شعر مولوی هم نیستم.

درک معمولی من از ماه رمضان و روزه و بعدشم تموم شدنش و اومدن عید فطر و سوت پایان ماراتن یک ماهه

چیزی کوتاه تر از دریافت متعالی واژه های "صد شکر"و"صد حیف " هست.

کجا بفههم اون حقیقتی که داره از کفم میره و باید برای رفتنش افسوس ها بخورم!

واقعا چیو داریم از دست می دیم که باید زانوی غم بغل کنیم و مویه کنان غصه بخوریم که آه! آخه چرا رفتی؟

واقعا چجوری با این محبوب زمانه "تا"کردیم .اصلا تلقی و دریافت مون از این ماه چی بود؟!

اصلا اومده بود که باهامون چی بکنه؟ همون چی که "او" خواست شدیم!

ظاهرا اومده بود که یه جورایی پوست بندازیم "کرم" بودن رو رها کنیم و بشیم "پروانه".

زایشی نو!

اگه اینجوری بوده و شدیم خب حالا صد شکر که می خوان برامون جشن بگیره!

کی؟

خدا !

آره خدا میخواد برای بنده های روزه دارش که تولدی دوباره یافتن جشن بگیره!

جشن تشریف به رتبه بندگی خداوند مبارکتون باشه

Image result for ?عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت?‎

 

-----------

پ. ن:

او چه دیده بود که در کوچ زمانه محبوب آنقدر بی تاب و بی قرار بود!

نیایش 45 صحیفه سجادیه امام چهارم عشق ورزی آن امام همام با ماه مبارک رمضان در غروب آخرین روز ماه صیام را دریابیم.


  

Image result for ?کتاب طهارت روح?‎

 

با سلام و عرض ادب

با توجه به این که مرحله دوم آزمون ضمن خدمت "تربیت در پرتو عبادت" چهارشنبه 97-3-23 تعیین شده و در خواست برخی همکاران بدین وسیله متن کامل محتوای کتاب طهارت روح در اختیار علاقه مندان  قرار می گیرد.

امیدوارم این کتاب بسیار ارزشمند در زمینه معرفت عمیق تر ما نسبت به عبادت مورد استفاده قرار گیرد.

 


Image result for ?کتاب طهارت روح?‎

 


Image result for ?کتاب طهارت روح?‎

یادآوری: امروز یک شنبه 20-3-97 آزمون مرحله اول ضمن خدمت "تربیت در پرتو عبادت" تکرار می شود.

زمان آزمون از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر

  

روزه زحمت آور روزه رحمت آور

همه اش تنها نقطه ای تفاوت است.

و این تفاوت نقطه ای در نوع نگاه وبینش تو دیگر یک نقطه نیست که تفاوت میان زخم و مرهم،ناز و نیاز،نوازش و سوزش،تکلیف و تشریف و خلاصه ملک و ملکوت و ظاهر و باطن واقعیت های جهان هستی است.

کسانی از میان ما برای دستور آفریدگار به دنبال فلسفه و حکمت می گردند خب چه اشکالی دارد؟!

هیچ! فقط اشکال حکمت و فلسفه این است که دل را آباد نمی کند!به راستی امتحان نکرده ای؟

دلتنگ ذره ای دلِ آبادم این روزها.

دل ها ی مردمان قبیله ام را نحیف و رنجور می بینم.

مردمان قبیله ام با عقل خویش به میهمانی تو آمده اند

میهمانانی که از صاحبخانه به سفره اش ،به چلچراخ خانه اش،به برج و بارویش پرداخته اند.

در این میان همه چیز هست و قلب سفره نشینان در جستجوی صاحب سفره نیست.

 

بزرگان قبیله ی من هم رمضان را با تدبیر غذایی تفسیر و معنی می کنند!

سحر که با سهر آزین بسته شده است را در قاموس باورمندان روزه زحمت ارج و قرب و منزلتی نیست.!

ناتوانان قبیله من سحر این نازنین پدیده در زمان ها را تنها با خوردن و نوشیدن پیاپی مقویات می شناسند و قورت دادن هلهلکی نماز صبح.

باز خدای امواتشان را بیامرزد!

تنومندان قبیله ی من روز شمار سی روزه در سیستم عامل ذهن و دل خویش نصب نموده اند که پایان هر روز را آلارم می دهد.

بیچاره بی جثه ها نیز بین صفر و یک برنامه عقل و ذوق و دل پر آرایه ی خویش در روزه داری با هزاران درد و مرض امر خدای خود ساخته را فرمان می برند!!!

 

خلاصه سرگشته ی فربهیِ "دلی خدا خواه" هستم .

دلی که به لعلکم تتقون محکم است

نه به حکمت ها و چراهای بشر ساز

دلی سالم همان دلی که به محضرش باید ببری! آری باید ببری.

 

Image result for â«Ø­Ú©Ùت رÙز٠دارÛâ¬â


  

گفتن و شنیدن کلمه اش هم حس خوبی به آدم می دهد، کلمات بسیاری اینجوری اند.

این حس خوب چند برابر میشه اگر از زبان و بیان یک آدم خوب و دوست داشتنی و پاک شنیده بشه.

این حس خوب خیلی سریع حالت را خوب می کنه اگر خودت آره، خودت خوب و بی آرایه و پیرایه باشی.

و برای  دور و بری ها هم دوست داشتنی و قابل اعتماد.

خلاصه این واژه ها یه وقت هایی  از یه آدم هایی با یه لحن هایی صرف نظر از پیامدها و نتایج شون

 حسابی حال آدم رو خوب می کنند.!

التماس دعا

دعا یادت نره

برات دعا کردم

منو دعا کن

دعا

این جملات رو همیشه می شنویم ،این روزها خیلی بیشتر.

آدم حیفش میاد هر چیزی رو توی هر ظرفی بریزه!

ظرف ماه رمضان آن چنان گران بها و قیمتی است که حسابش از کل ظرف های سال جداست.

میشه چیزهای زیبا و کم یابی و حتی نایابی رو توی این ظرف پیدا کرد .

تسلط بر خود همیشه زیباست!

و به هنگام گرسنگی 15 ساعته ماه رمضان بسیار قشنگ تر.!!

کمک به همسرو مادربه هنگام انجام کارهای خونه همیشه زیباست!

و به هنگام فشار تشنگی و گرسنگی در لحظه های افطار خیلی زیباتر.!!

کمک های مالی ،فرهنگی،بدنی،آبرویی به نیازمندان آن همواره خوشاینده است.!

و در این ماه بسیار بسیار خوشایندتر!

گشودن قرآن ،نگاه به آن،زمزمه ترنم آیات الهی

رفاقت و همراهی و هم سخن شدن با خداوند همیشه ی همیشه زیبا و ضروری است.

و درماه رمضان که خود بهار قرآن است چه باید گفت!

دعا و نیایش ، راز و نیاز و دلبری با آن یگانه محبوب ازلی اکسیژن غیر قابل انفکاک از حیات انسانی است

و اینک که امکان فرصت پرواز به بالاتر از فضای  عادی خور و خواب و شهوت و خود پرستی و غیر پرستی یافته ایم

قطعا به اکسیژن بیشتری نیازمندیم.

اکسیژن دعا و رازگوی و دلبری و دل ربایی

چنانکه از روش سیر و سفر معرفت جویان و خدا پویان پیداست لحظه لحظه ی ماه خدا را نیایشی و دعایی است

هرکس هروقت بخواهد در بر وی گشایند و چیزی برای یافتن خواهد دریافت کرد

گفت پیغمبر که گر کوبی دری

عاقبت زان در برون آید سری

التماس دعای خیر

 

 

Image result for ?دعای روز هفتم ماه رمضان?‎


  
+ حضرت امام علی ((علیه السلام)) : قیمت و ارزش هر کس به اندازه کارى است که مى تواند آن را به خوبى انجام دهد. ازنهج البلاغه امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام حکمت81


+ مــرو راهــےکه با ریگےبلغــزے مشــو بیدے کہ با بادے بلرزے تــورا قدر و تورا قیمت گـران است مـکن کارے که یک ارزن نیرزے


+ این بیان حضرت امیر است در نهج که خدا برای هر کسی سربازان گمنامی دارد، مأموران اطلاعاتی دارد؛ اما مأمور اطلاعاتی خدا در هر کسی اعضا و جوارح خود اوست، سربازان خدا در هر کسی دست و پای اوست. اگر کسی را خواست بگیرد با زبان او می‌گیرد از جای دیگر لشکرکشی نمی‌کند.


+ در وادی بی نامی نامی زخدا جویی آسان ره حق پویی آنگه که وفاخویی بیش و کم این عالم ارزانی "موران" باد ای کودک چل ساله تا کی "من" و "ما" گویی


+ سپرده ی دل! مرا با تو چه کار،فصل داشت تمام شد عمو اگر زمانه با تو نسازد تو هم نساز چو او فریب چشم هوس را به پار فروختم و رفت سپرده دل خالی و هرچه بود تمام شد عمو سید24-11-96


+ جالبـــــه بدونید که زعفران دارای خواص ضد افسردگی است، باعث تحریک اعصاب شده و خاصیت آرام‌ بخشی و خواب‌ آوری دارد، اگر میخواهید همیشه شاد و خندان باشید، زعفران را فراموش نکنید !


+ روز را خورشید میسازد روزگار را ما ما را قلب زنده نگه میدارد و قلب را عشق روزگارتون پر از عطر خوش زندگی


+ پرچم زده‌اند از غم تو کوچه ‌به ‌کوچه انگار عوض کرده زمین پیرهنش را


+ خوشبختی چیزی نیست که بخواهی آن را به تملک خود درآوری ، خوشبختی کیفیت تفکر است؛ حالت روحی ست... خوشبختی ؛ وابسته به جهان درون توست!


+ اگر انسان ها می دانستند؛ فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است... "نامحدود" یکدیگر را دوست می داشتند






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ