سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
خشم را با بردباری بازگرداندن نتیجه دانش است . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
نماز ، مدیریت اقامه نماز ، اقامه نماز ، فرهنگ ، اخلاص ، امام علی ، حقیقت نماز ، حضورقلب ، دینداری ، سبک زندگی ، فهم نماز ، مدیریت نماز ، نمازآگاهانه ، یاوران نماز ، نماز و بحران هویت ، نماز و اندیشمندان ، نماز و امام حسین ، نماز و آرامش ، نماز عاشورایی ، نماز عارفان ، نماز صبح ، نصیحت پدر ، معیار ، معناشناسی نماز ، معاد ، مشورت ، مسابقه وبلاگ نویسی نماز ، مسابقه نیایش قلم ، مرکز تخصصی نماز ، مدیریت فرهنگی ، مدیریت زمان ، مدیریت جهادی ، مدیریت اقامه نماز، ، مدیریت ، مدیران ، مادر ، قرائتی ، فهم دینی ، فصلنامه پژوهشی نیایش ، فرهنگ سازی نماز ، روزپدر ، راه و بیراهه ، دنیا ، دعا و نماز ، حضرت فاطمه ، حجاب ، جامعه ، تمثیلات ، تلاقی فرشتگان ، ترویج ، ترس ، پژوهش نماز ، به ، اوقات فراغت ، اندیشه ، امانت ، امام حسین ، امام باقر ، الگو ، اقامه ، اصول مدیریت ، اصول ، اسرار نماز ، اداب نماز ، اجلاس سراسری نماز ، ابوثمامه صیداوی ، آیه92 انعام ، آیت الله بهاء الدینی ، آزمون ضمن خدمت فرهنگیان ، آرامش و یاد خدا ، آخوندکاشی ، فدک ، غنی مطلق ، غریق نجات ، علی علیه السلام ، عقل ، عفاف ، عزاداری ، عبودیت ، عبادت و زندگی ، عبادت ، عاشورا ، عاشقی ، عارفان و نماز ، صلوات خاصه- امام عسکری- شیخ عباس قمی- مفاتیح الجنان ، شکیبایی ، شیوه های دعوت ، شیاطین ، شهوت عملی ، شهریار ، شناسی ، شفاعت ، شعائر دینی ، شبهه علمی ، شاخص های اسلام ، شاخص مسلمانی ، سوره انعام ، سهل و ممتنع ، سفاهت ، سعیدبن عبدالله حنفی ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :13
بازدید دیروز :54
کل بازدید :56988
تعداد کل یاداشته ها : 162
95/10/28
8:8 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
سید محمد عبداللهی[306]

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار تــپــش ِ یکــ رویا جبهه مقاومت وبیداری اسلامی جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید به سوی فردا جاده های مه آلود یا صاحب الزمان (عج) عطرظهور کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب سارا احمدی کودکان آسمانی بادصبا ارمغان تنهایی وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید) وبلاگ گروهیِ تَیسیر Mystery تنهایی......!!!!!! تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر شهیدباکری میاندوآب محمدمبین احسانی نیا ღღتنهاییღღ دل نوشته نمکستان ماتاآخرایستاده ایم شهرستان بجنورد دل شکسته یامهدی دل نوشته ...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست عشق آقاشیر قــلــب هــای آبــی انــاری دل پرخاطره بیصدا ترازسکوت... دریایی از غم وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی ارواحنا فداک یا زینب مشکات نور الله قنوت سپیده دم در آپارت پسران علوی - دختران فاطمی منابع آزمون کارشناسی ارشد کلیه رشته ها دهکده کوچک ما پیامنمای جامع قل هوالله احد نهِ/ دی/ هشتاد و هشت شکیبا پاتوق دختر و پسرای ایرونی وبلاگ رسمی محسن نصیری(هامون)(شاعر و نویسنده) wanted .: شهر عشق :. اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... کشکول باز باران با محرم هرچه می خواهد دل تنگم میذارم تینا!!!! •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• عرفان وادب allah is my lord خــــــــــــــــاطــــــــــــره هـــا دخترونه حجاب گوهر ناب شناخت کافی ghamzade تینا بوی باران مناجات با عشق دانستنی / سرگرمی فــــــــــــــــــــ ر یـــــــــــ ا د تَرَنّم عفاف جالب انگیزناک آسمان آبی نوجوونی از خودتون شورای شهراندیشه خانوم آقا سید اخبار روز ایران وجهان پری دریایی داستانک رویایی زندگی کردن... حکمت عاشقانه جکدونی عمو حسن طراوت باران bakhtiyari20 به یادتم چلچلی من بروزترین ها بهارانه فروشگاه بیستِ بیست

خر فهم،فهم خرانه

استاد علامه جناب آقای محمد تقی جعفری(ره) ضمن بیان داستانی از مثنوی معنوی جلال الدین محمد بلخی در شرح نهج البلاغه ضمن تفسیر خطبه 108 می گوید:"ما باید با این غفلت ضد حیات معقول مبارزه کنیم که‏«دیو را که دیده بودیم و نابکارى ‏او را مشاهده کرده بودیم،بار دیگر دیو را ببینیم ولى آنرا نشناسیم‏»."مولوى داستانى‏ لطیف در دفتر پنجم از مثنوى آورده است که بقول خود او :

بشنوید اى دوستان این داستان

خود حقیقت نقد حال ما است آن

گازرى بود و مر او را یک خرى

پشت ریش اشکم تهى تن لاغرى

 در میان سنگلاخى بى‏گیاه

روز تا شب بینوا و بى‏پناه

 بهر خوردن غیر آب آنجا نبود

 روز و شب خر بد در آن کور و کبود

آن حوالى نیستان و بیشه بود

 شیرى آنجا بود و صیدش پیشه بود

 شیر را با پیل نر جنگى فتاد

 خسته شد آن شیر و ماند از اصطیاد

 مدتى واماند زآن ضعف از شکار

 بینوا ماندند دد از چاشت‏خوار

 زانکه باقى خوار شیر ایشان بدند

 شیر چون رنجور شد تنگ آمدند

شیر یک روباه را فرمود رو

مرخرى را بهر من صیاد شو

گر خرى یابى بگرد مرغزار

رو فسونش خوان فریبانش بیار

 یا خرى یا گاو بهر من بجو

زان فسونهایى که میدانى بگو

 چون بیابم قوتى از لحم خر

پس بگیرم بعد از آن صیدى دگر

 اندکى من میخورم باقى شما

من سبب باشم شما را در نوا

 از فسون و از سخنهاى خوشش

 نرم گردان زودتر اینجا کشش

روباه راه مى‏افتد و همان خر گازر را پیدا مى‏کند و براى آن خر نصیحت گویى آغازمى‏کند-چرا باین بدبختى و تیره روزى‏ها تن داده‏اى؟برخیز برویم و تلاش و تکاپوکنیم و روزى حلال بدست‏بیاوریم.خر به توکل تکیه مى‏کند و میگوید:برو دنبال کار خود

جمله را رزاق روزى میدهد

 قسمت هر یک به پیشش مى‏نهد

 رزق آید پیش هر که صبر جست

 رنج و کوششها ز بى‏صبرى تست

آنگاه روباه شروع مى‏کند و در فضیلت کار و کوشش داد سخن میدهد،بار دیگرخر جواب روباه را میدهد.بدین ترتیب گفتگو میان خر که توکل را ترجیح میدهدو روباه که کار و تلاش را لازم میداند ادامه پیدا مى‏کند تا بالاخره روباه با مکر پردازیهاو زبان بازیهایش خر را قانع میکند و میگوید:

 

صبر در صحراى خشک و سنگلاخ

 احمقى باشد جهان حق فراخ

 نقل کن زینجا بسوى مرغزار

مى‏چر آنجا سبزه گرد جویبار

مرغزارى سبز مانند جنان

 سبزه رسته اندر آنجا تا میان

 خرم آن حیوان که او آنجا رود

 کاشتر اندر سبزه ناپیدا بود

 هر طرف در وى یکى چشمه روان

اندران حیوان مرفه در امان

  روباه گفت و گفت و بالاخره خر بینوا را حرکت داد-

چونکه روباهش بسوى مرج برد

 تا کند شیرش به جمله خرد و مرد

دور بود از شیر و آن شیر از نبرد

تا بنزدیک آمدن صبرى نکرد

گنبدى کرد از بلندى شیر هول

 خود نبودش قوة و امکان حول

 خر زدورش دید و برگشت و گریخت

تا به پاى کوه تازان نعل ریخت

 گفت روبه شیر را کاى شاه ما

چون نکردى صبر در وقت وغا

تا بنزدیک تو آید آن غوى

 پس به اندک حمله‏اى غالب شوى

 مکر شیطانست تعجیل و شتاب

 لطف رحمانست صبر و احتساب

 دور بود و حمله‏اى دید و گریخت

ضعف تو ظاهر شد و آب تو ریخت

گفت من پنداشتم برجاست زور

خود بدم از ضعف خود نادان و کور

...

گر توانى بار دیگر از خرد

 باز آوردن مر او را مسترد

 منت‏بسیار دارم از تو من

جهد کن باشد بیاریش بفن

گر خدا روزى کند آن خر مرا

 بعد از آن بس صیدها بخشم ترا

گفت آرى،گر خدا یارى دهد

بر دل او از عمى مهرى نهد

 پس فراموشش شود هولى که دید

 از خرى او نباشد این،بعید

لیک چون آرم مر او را تو متاز

تا ببادش ندهى از تعجیل باز

 گفت آرى تجربه کردم که من

سخت رنجورم مخلخل گشته تن

 تا به نزدیکم نیاید خر تمام

 من نجنبم خفته باشم بر قوام

رفت رو به گفت اى شه همتى

تا بپوشد عقل او را غفلتى

 توبه‏ها کرده است‏خر با کردگار

کاو نگردد غره هر نابکار

 توبه او را به فن برهم زنیم

 ما عدو عقل و عهد روشنیم


روباه براى فریفتن خر و آوردن او بطرف شیر براه مى‏افتد-

 

پس بیامد زود رو به نزد خر

گفت‏خر از چون تو یارى الحذر

 ناجوانمردا،چه کردم من ترا؟!

که به پیش اژدها بردى مرا

 ناجوانمردا،چه کردم با تو من

که مرا با شیر کردى پنجه زن!

موجب کین تو با جانم چه بود

غیر خبث گوهر تو اى عنود

....

پس از بیانات بسیار مفید و رسا در اثبات اینکه اضرار و گزندگى در نهاد بعضى ازموجوداتست، و آن روباه با طینت‏خبیث که دارد خر را فریب داده و به نزد شیر برده‏که او را بدرد و طعمه خود بسازد.روباه براى تبرئه خود،دهان به تاویل حادثه‏و دروغهایى که گفته و خر را بنزد شیر برده بود،باز میکند-

گفت‏خر روهین ز پیشم اى عدو

تا نبینم روى تو اى زشت رو

آن خدایى که ترا بدبخت کرد

 روى زشتت را کریه و سخت کرد

با کدامین روى مى‏آیى بمن

 اینچنین سغرى ندارد کرگدن

 رفته‏اى در خون و جانم آشکار

که ترا من رهبرم در مرغزار!

تا بدیدم روى عزرائیل را

باز آوردى فن و تسویل را

 

دقت فرمائید که خر اعتراف مى‏کند که با تکیه به دروغ ها و فریبکاری هاى روباه تادیدگاه شیر رفته و با دیدن او از وحشت‏شدید فرار را بر قرار ترجیح داده است.

اکنون میگوید:من گول حرفهاى ترا نمی خورم،من دیگر دغل کارى‏هاى ترا فهمیده ‏ام-

گرچه من ننگ خرانم یا خرم

جان ورم جان دارم این را کى خرم

 آنچه من دیدم ز هول بى‏امان

طفل دیدى پیر گشتى در زمان

 بیدل و جان از نهیب آن شکوه

سرنگون خود را در افکندم ز کوه

بسته شد پایم در آن دم از نهیب

چون بدیدم آن عذاب بى‏حجیب

 عهد کردم با خدا کاى ذو المنن

 برگشا زین بستگى تو پاى من

پس از این دیگر،فریب دروغ‏هاى ترا اى نابکار نخواهم خورد-

تا ننوشم وسوسه کس بعد از این

 عهد کردم نذر کردم اى معین

حق گشاده کرد آن دم پاى من

 زان دعا و زارى و هیهاى من

خدا بمن لطف و عنایت فرمود-

ورنه اندر من رسیدى شیر نر

 چون بدى در زیر پنجه شیر،خر

اى نابکار خبیث،

باز بفرستادت آن شیر عرین

سوى من از مکر اى بئس القرین

 حق ذات پاک الله الصمد

 که بود به مار بد از یار بد

روباه این بار از راه مغالطه بازى بر آمد و

گفت روبه صاف ما را درد نیست

 لیک تخییلات و همى خرد نیست

 اینهمه و هم تو است اى ساده دل

 ورنه با تو نه غشى دارم نه غل

 از خیال زشت‏خود منگر بمن

بر محبان از چه دارى سوء ظن

 ظن نیکو بر بر اخوان صفا

 گر چه آید ظاهر از ایشان جفا

آن خیال و وهم بد چون شد پدید

صد هزاران یار را از هم برید

مشفقى گر کرد جور و امتحان

عقل مى‏باید که نبود بد گمان

 خاصه من بدرگ نبودم زشت قسم

آنچه دیدى بد نبد بود آن طلسم

اشتباه میکنى اى خر عزیز،جانور هر قدر هم که خر باشد باید این مقدار بفهمد که‏توهمات و تخیلات و طلسم کارى و جادوگریها هم در زندگى وارد میدان میشوندو حقیقت را باطل و باطل را حقیقت نمایش مى‏دهند.ببین اى خر ارجمند،یقین باید بدانى که-

 

عالم وهم و خیال و طبع و بیم

هست ره رو را یکى سد عظیم

 غرق گشته عقلهاى چون جبال

 در بحار وهم و گرداب خیال

از اینها بگذریم،فرض کن من نیت‏بد داشتم،باید تو که دوست‏با وفاى من هستى،عفو کنى و از من در گذرى

ور بدى آن بد سگالش قدر را

 عفو فرمایند از یاران خطا

در مقابل این همه دروغ و مغالطه و سفسطه بازیهاى روباه-

خر بسى کوشید و او را دفع گفت

 لیک جوع الکلب با خر بود جفت

 غالب آمد حرص و صبرش شد ضعیف

بس گلوها را برد عشق رغیف

زان رسولى کش حقایق داد دست

کاد فقران یکون کفر آمده است

 گشته بود آن خر مجاعت را اسیر

گفت اگر مکر است‏یکره مرده گیر

 زین عذاب جوع بارى وارهم

 گر حیات اینست من مرده به ام

 گر خر اول توبه و سوگند خورد

عاقبت هم از خرى خبطى بکرد

 حرص کور و احمق و نادان کند

 مرگ را بر احمقان آسان کند

 هست آسان مرگ بر جان خران

 که ندارند آب جان جاودان

از همین جا نکته اساسى تحت تاثیر قرار گرفتن از دروغ‏ها و دغل‏ها و حقه بازیهاروشن میشود که عبارت است از حرص و طمع که آدمى را احمق و نادان میسازدو مرگ نابهنگام را نتیجه میدهد.بالاخره فریبکاریها و دروغ‏هاى روباه-

برد خر را روبهک تا پیش شیر

 پاره پاره کردش آن شیر دلیر

شیر گوشت‏خر را خورد و-

تشنه شد از کوشش آن سلطان دد

 رفت‏ سوى چشمه تا آبى خورد

روبهک خورد آن جگر و بند و دلش

 آن زمان چون فرصتى شد حاصلش

شیر چون واگشت از چشمه بخور

 جست دل از خر نه دل بد نه جگر

گفت روبه را:جگر کو؟دل چه شد؟

 که نباشد جانور را زین دو بد

 گفت اگر بودى ورا دل با جگر

کى بدین جا آمدى بار دگر؟!

آن قیامت دیده و آن رستخیز

وان ز کوه افتادن از هول گریز

 گر جگر بودى ورا یا دل بدى

 بار دیگر کى بدینجا آمدى؟!

یعنى اگر واقعا آن خر فهم و عقل و دل داشت،پس از دیدن چنان منظره هولناک،چگونه بار دیگر خود را به دامان مرگ انداخت.آرى،بدینسان حرص و آز موجب‏از بین رفتن درک و عقل و عاقبت اندیشى میگردد.

 

پ.ن:متاسفانه فهم خرانه از موضوعات بسیاری امروزه در ساحت های اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و در زندگی فردی و اجتماعی ما دیده می شود.

مرج یعنی چراگاه ،مرتع،مرغزار

گازر یعنی لباس شوی


  
  



Image result for ?وجوب نماز در بعثت?‎ آیا پیامبر(صلى الله علیه وآله) پیش از بعثت و نزول قرآن نماز مى خواندند؟ اگر نماز مى خواندند نماز ایشان چگونه بود؟

خداوند متعال مى فرماید: (وَ کَذَ لِکَ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِى مَا الْکِتَـبُ وَ لاَ الاِْیمَـنُ وَ لَـکِن جَعَلْنَـهُ نُورًا نَّهْدِى بِهِ مَن نَّشَآءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ إِنَّکَ لَتَهْدِى إِلَى صِرَ ط مُّسْتَقِیم)[1]; و همین گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم. تو نمى دانستى کتاب چیست و نه ایمان ]کدام است؟[ ولى آن را نورى گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه مى نماییم و به راستى که تو به خوبى به راه راست هدایت مى کنى.

ازآیه شریفه به دست مى آید:1.آن چه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) دارد و مردم را به سویش مى خواند، همه از ناحیه خداوند متعال است و مراد از این که: تو خودت درایت و فهم حقایق کتاب را نداشتى این است که از معارف جزیى، عقاید و شرایع عملى که در کتاب آمده، قبلا اطلاعى نداشتى، زیرا رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) بعد از نبوت و وحى، به آن جزئیات آگاه شد و التزام تفصیلى به تک تک معارف حقه و اعمال صالح پیدا کرد.

2. آیه مى فرماید: تو قبل از وحى، به کتاب و معارف و شرایعى که در آن هست علمى نداشتى و به ایمانى که بعد از وحى دارا شدى، متصف نبودى، پس آیه با ایمان داشتن رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و این که اعمالش همه صالح بوده است، منافاتى ندارد، چون در آن علم به تفاصیل و جزئیات معارفى که در کتاب آمده نفى شده است و بدیهى است که نفى علم و التزام تفصیلى، با التزام اجمالى ایمان به خدا و خضوع در برابر حق، منافاتى ندارد.

3. آیه اشاره مى کند که حال رسول خدا(صلى الله علیه وآله) قبل از بعثت، با بعد از بعثت، متفاوت است وگرنه پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)قبل از بعثت نیز موّحد و یگانه پرست بوده است. عدم آگاهى آن حضرت به محتواى قرآن، باعث عدم آگاهى او به خداوند نمى شود و زندگى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) قبل از دوران بعثت، ـ که در کتاب هاى تاریخى آمده ـ گواه زنده این حقیقت است.

حضرت على(علیه السلام) مى فرماید: از همان زمان که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از شیر بازگرفته شد، خداوند بزرگ ترین فرشته رابراى تربیت او گمارد و آن فرشته شب ها و روزها اخلاق و آداب نیک را به او مى آموخت.[3]

از آیات و روایات به دست مى آید که برخى از احکام و عبادت ها، مانند: نماز، روزه، زکات و...، در شریعت هاى قبل از اسلام نیز وجود داشته است; چنان که پیش از این به نماز آنان اشاره شد. قرآن کریم از قول حضرت عیسى(علیه السلام)مى فرماید: (وَ أَوْصَـنِى بِالصَّلَوةِ وَ الزَّکَوةِ مَا دُمْتُ حَیًّا)[4]; تا زمانى که زنده ام خداوند مرا به نماز و زکات توصیه کرده است و نیز در سوره بقره، آیه 183، از وجوب روزه بر امت هاى گذشته سخن به میان آمده است، ولى جزئیات و کیفیت عبادت هاى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) قبل از بعثت نیز در تاریخ نقل نشده است.البته نماز خواندن به شکل کنونى پس از بعثت واجب شد و پیش از آن واجب نبود.

[1]. شورى،آیه52.

[2]. نهج البلاغه، خطبه 192 (خطبه قاصعه).

[3]. مریم،آیه31.

[4]. ر.ک: همان، تفسیر المیزان، ج 18، ص 75 ـ 78; همان، تفسیر نمونه، ج 20، ص 504 و 509; جعفر سبحانى، فروغ ابدیت، ص 209 ـ 210; شرح نهج البلاغه، شیخ محمّد عبده، ج 1 ـ 4، ص 442.

 


  
  

پیرو مجوز شماره 486522 سازمان امور اداری و استخدامی کشور و تفاهم‌نامه منعقد شده فی ما بین معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مرکز برنامه‌ریزی، آموزش منابع انسانی و فن آوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش به شماره 190708/95 مورخ 95/8/3 درخصوص برگزاری آزمون سراسری «به سوی فهم قرآن» با محوریت سوره مبارکه صف ویژه تمامی کارکنان وزارت آموزش و پرورش و همچنین با عنایت به بالا بودن تعداد کارکنان این وزارتخانه در سراسر کشور، موارد زیر را به آگاهی می‌رساند.


1-  عنوان رشته آزمون؛ ترجمه و تفسیر آیات برگزیده جزء 28 قرآن کریم «سوره مبارکه صف» با کد رشته جدید شماره 99505886
2-  مهلت ثبت نام؛ از تاریخ 20 آبان ماه  لغایت 10 آذر ماه
3-  نحوه ثبت نام؛ از طریق مراجعه به پایگاه اینترنتی www.quranedu.ir بخش «ثبت نام کارکنان دولت»
4- منبع آزمون؛ کتاب «به سوی فهم قرآن» (به صورت PDF بر روی سامانه ثبت نام قابل دریافت می‌باشد)
5-  تاریخ برگزاری آزمون؛ روز پنجشنبه 2 دی‌ماه در سراسر کشور با مراجعه به سایت www.fahmequran.ir و بر اساس زمانبندی زیر است.
منطقه 1  شامل استان‌های تهران، مازندران، گیلان، گلستان، همدان، قزوین و سمنان طی ساعت 9 تا 9:20 آزمون خود را برگزار می‌کنند.
منطقه 2 شامل استان‌های خراسان رضوی، کرمان، سیستان و بلوچستان، یزد و خراسان شمالی  طی ساعت 10 تا 10:20 آزمون خود را برگزار می‌کنند.
منطقه 3 شامل استان‌های ایلام، خراسان جنوبی، اردبیل، قم، کردستان، لرستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و خوزستان طی ساعت 11 تا 11:20 آزمون خود را برگزار می‌کنند.
منطقه 4 شامل استان‌های اصفهان، فارس، البرز، هرمزگان، مرکزی، بوشهر، زنجان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد طی ساعت 13 تا 13:20 آزمون خود را برگزار می‌کنند.

مزایای شرکت در آزمون
اعطاء گواهینامه آموزش ضمن خدمت معادل 28 ساعت به کلیه پذیرفته شدگان در آزمون الکترونیکی
شرکت در قرعه‌کشی 110 کمک هزینه عتبات عالیات به برگزیدگان

تذکر بسیار مهم


آن دسته از کارکنان وزارت آموزش و پرورش که تاکنون تحت پوشش موسسات قرآنی در آزمون کتبی ثبت نام کرده‌اند می‌بایست طبق برنامه قبلی و در روز پنجشنبه 95/8/20 به محل آزمون تعیین شده مراجعه نموده و امتحان دهند. بدیهی است برای این گروه از کارمندان آموزش و پرورش همانند دیگر کارکنان دولت گواهینامه 28 ساعت ضمن خدمت آموزشی در نظر گرفته خواهد شد.
آن دسته از کارکنان وزارت آموزش و پرورش که تا کنون در بخش آزمون الکترونیکی ویژه کارکنان دولت ثبت نام کرده‌اند می‌بایست حسب تفاهم نامه مذکور همزمان با سایر کارکنان آموزش و پرورش در تاریخ 2 دیماه و بر اساس جدول فوق الذکر امتحان دهند.


دریافت محتوای آزمون ضمن خدمت دوره تدبر در قرآن(تفسیر سوره صف)


95/9/4::: 9:53 ص
نظر()
  
  

نماز استسقاى مرحوم آیة اللّه خوانسارى

Image result for ?آیت الله خوانساری و نماز باران?‎


در سال 1363 هجرى قمرى رحمت حقتعالى از شهر قم و حومه آن قطع شده و از آغاز بهار تا اوایل خرداد حتى قطره اى باران از آسمان نازل نشده بود. دشت و هامون خشک و مزارع در اثر بى آبى پژمرده شده بود و آخرین مراحل حیات خود را طى مى کرد. ابرهاى اندوه و وحشت بر سراسر منطقه سایه افکنده بود و خرمن امید مردم را بر باد مى داد. در چنین موقعیت خطرناک و ساعات وحشتناکى که امید افراد رفته رفته به ناامیدى مبدّل مى شد و بیم قحطى و غلا این سامان را تهدید مى کرد، نسیم صبح رحمت وزیدن گرفت : یگانه مرد ایمان و خداپرستى که در کانون معرفت ، اسرار حقیقت آموخته بود و آن گوهر گرانبهایى که در گنجینه تقوا و فضیلت براى چنین موقعى اندوخته شده بود، با عزمى متین و ایمانى راسخ دامان همّت به کمر زد و تصمیم گرفت به وسیله نماز استسقاء و دعا، از منبع رحمت الهیّه طلب باران نماید و روى عجز و نیاز به درگاه خداوند رحیم بى نیاز آورد. پس ، اراده خود را به عموم طبقات اعلام کرد و در روز جمعه یک ساعت بعد از طلوع آفتاب عازم گردید تا با رعایت دستور مقدس اسلام مشغول نماز شود.
مردمى که بر اثر سستى ایمان به خداوند، خوش گمان نبودند، به رغم فساد درونى خود، از راه خیرخواهى ، به حضرتش معروض داشتند: ((ممکن است این نماز، بى اثر بماند و به مقام شامخ شما لطمه بخورد.))Image result for ?نماز باران?‎


ولى آن رادمرد، با حسن ظنّى که به خداى خود داشت و جز خداى خود هیچ کس را نمى دید و جز سخن حق سخنى نمى شنید، بدین سخنان وقعى نگذارد و فرمود: ((من به دستورى که از شارع اسلام رسیده است عمل مى کنم و وظیفه خود را انجام مى دهم و بیمى از گفته این و آن ندارم . آنچه صلاح باشد، واقع خواهد شد.))
آنگاه طبق مقررّات دینیّه خود با جمعى از مردان با ایمان و با داشتن روزه ، چنانکه دستور رسیده است ، رداى مبارک را از راست به چپ و برعکس ‍ انداخت و با پاى برهنه ، مانند عموى بزرگوارش حضرت ثامن الائمّه علىّ بن موسى الرّضا علیه السّلام که در ((مرو)) خراسان براى استسقاء به بیابان رفت ، استغفار کنان رهسپار سمت خارج ((خاک فرج ))  گردید و به امید فتح و فرج رو به بیابان نهاد.
این حادثه مصادف با زمانى بود که متّفقین ایران را اشغال کرده و واحدهایى از سربازان انگلیسى و امریکایى در حدود ((خاک فرج )) استقرار یافته بودند. در این میان چند نفر از دشمنان قرآن از فرقه ضالّه و مضلّه بهائیّه ، به آنها خبر داده بودند که عده زیادى از اهالى در نظر دارند به این محدوده بیایند و چاه آبى را که مورد استفاده شماست پر کنند و بعد براى نابود کردنتان به شما حلمه بیاروند.
نیروهاى متّفقین که این خبر را شنیدند، چون از جریانات و قضایا هیچ اطّلاعى نداشتند و از طرفى هم هیاهوى مردم این گفته ها را تاءیید مى کرد، کاملا براى دفاع آماده شدند و حتى تیربارها را به سوى جمعیت قرار دادند تا هنگام حمله مردم از خود دفاع کنند.
مرحوم آیة اللّه فقید که تنها متوجه خدا بود و هدفى خاص داشت ، با نهایت رشادت و متانت به راه خود ادامه داد و با حضور و متجاوز از بیست هزار تن از همراهان ، در حال تضرع و خشوع به ذات مقدس ‍ ربوبى ، نماز استسقاء را بجاى آورد و آن را با خطبه و دعا پایان مى داد.
دلها پرتپش و رنگ از رخ افراد پریده بود. هر کس با خود زمزمه مى کرد که آیا دعا به هدف اجابت خواهد رسید یا خیر؟ متخصّصان اروپایى که در لشکر متّفقین بودند، اوضاع جوّى را به دقّت مورد بررسى قرار داده و اظهار داشتند که علائمى از نزول باران به چشم نمى خورد.
روز دیگر، باز مرحوم آیة اللّه فقید - اعلى اللّه مقامه الشّریف - با جمعى از خوّاص اهل علم با خضوع و خشوع بیشترى به خارج محدوده رفتند و به حکم ((من لجّ بابا ولجّ)) بر اصرار و استغاثه افزودند و با چشم گریان و دل بریان چنین با خداى تو راز و نیاز کردند: ((خدایا، اگر بندگان تو مخالفت و معصیت تو را مى کنند، تو آنان را به غضب خود و قطع رحمتت ، مؤ اخذه مفرما و بر آنان رحم کن ، که تو ارحم الرّاحمینى .))
آنگاه از قبیل ادعیه ماءثوره و غیر ماءثوره خواندند و به سجده افتادند و با تضرع و زارى تقاضاى نزول رحمت کردند.
ناگهان آثار رحمت حقتعالى در آسمان ظاهر گردید و ابرهاى متراکم ، آسمان قم را پوشانید. مردم به سوى خانه ها روانه شدند، ولى هنوز به مقصد نرسیده بودند که باران سیل آسیایى شروع به بارید کرد و شهر و حومه را سیراب ساخت ، بطوریکه سیل در رودخانه قم به راه افتاد. روح تازه اى در سراسر باغات و مزارع و بیابانهاى سوزان دمیده شد و زمین که بر اثر بى آبى خشک و تفته شده بود، خلد برین گردید.
ظهور این کرامت بزرگ و دعاى سریع الاجابه ، در جهان اثر عجیبى بخشید، بطوریکه ژنرالها و فرماندهان لشکر متّفقین نیز تسلیم مقامات دینى شدند و از آن بزرگوار خواستند براى رفع غائله جنک جهانى دعا فرمایند و مقامات رسمى لندن و واشنگتن وقوع این حادثه شگفت انگیز را از طریق رادیو، در تمام دنیا پخش کردند. در نتیجه ، حقّانیت دین مبین اسلام و ارزش حوزه علمیّه قم عملا بر جهانیان آشکار گشت و بر آن مردم عادى و عناصر ناپاکى که به دیانت اسلام و حوزه علمیّه قم به نظر منفى و حقارت میگریستند، ثابت شد که مردان پاک و بافضیلتى در عالم هستند که بى واسطه با عالم غیب پیوستگى پیدا مى کنند و مى توانند با نیروى ایمان جهانى را تکان دهند و طبیعت را با اذن خداوند در زیر فرمان آورند.

 

Image result for ?نماز باران?‎

 


  
  

با عرض سلام
قبل از ازدواج تا انجایی که اطلاع داشتم همسرم نماز می خوانده ولی در زندگی کنونی نماز نمی خواند چیکار کنم

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
تلاش شما برای آشنا ساختن همسرتان ، کاری بس ارزشمند و مورد پسند است. دعوت ایشان به آشنایی با خداوند و عبادت او از برجسته ترین و متعالی ترین امور است . راهکارهای عملی قابل ارائه به طور کلی به قرار زیر است :
1. برای ترغیب و تشویق به نماز، در آغاز بایستی زیر بناهای فکری همسرتان را مورد بررسی قرار داده و در اصلاح آن بکوشید. دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد و ... اموری است که دارای نتیجه مستقیم بر عملکرد فرد است . پس باید به تقویت و اصلاح این مبانی کوشید.
2. نماز، عملی است که در مجموعه عقیده توحیدی، دارای معنا و فلسفه است . انسان‌ طبق‌ فطرتش‌ همواره‌ به‌ چیزی ‌که ‌برایش ‌اهمیت‌ دارد، توجه ‌و اهتمام ‌می‌ورزد. یکی ‌از دلائل ‌مهم ‌اهمال‌ در به‌ جا آوردن‌ نماز، عدم‌ شناخت ‌فلسفه ‌نماز است‌. امام‌ علی‌ (ع)می‌فرماید: "الناس‌أعداء ما جهلوا؛ (1) انسان ها ‌دشمن‌ چیزی ‌هستند که ‌به ‌آن‌ جهل ‌دارند". از این‌ رو لازم‌ است‌ با استفاده‌ از آیات‌ و روایات، ‌ایشان ‌را به ‌فلسفه ‌نماز آشنا سازید که ‌عبارتند از:
1. یاد خدا؛
2. مغفرت‌؛
3. باز دارنده ‌از گناه؛
4. پرورش‌ فضائل‌؛
5.شکر و سپاس‌از نعمت‌ها
6. تقویت‌اراده‌.
3. در هیچ یک از مراحل ارشاد و راهنمایی از برخورد نیک و ملاطفت آمیز و احترام نهادن دور نشوید.
با فشار و اجبار نمی توان کسی را هدایت نمود . چه بسا تأثیر منفی آن بیش تر از هدایت گردد.
4. تبلیغ عملی داشته باشید. یعنی باید آثار خواندن نماز، مانند دوری از گناهان، داشتن اخلاق نیکو، کمک به دوستان و وفاداری و فداکاری، پاکیزه بودن در ظاهر و باطن، اعمال نیک و شایسته و برخورد خوب و ...، در رفتار و کردار و گفتارتان نمایان باشد. تبلیغ عملی موثرتر از تبلیغ زبانی است. به نماز اول وقت خود اهمیت دهید و مقید باشید در اول وقت نمازتان را بخوانید.
از نظر شرعی وظیفه دارید که با اخلاق نیک و زبان ملایم او را نصیحت کنید . امر به معروف و نهی از منکر کنید. کار را به دعوی و مجادله نرسانید. فقط به تذکر و نصیحت با اخلاق نیک و بدون خشونت اکتفا کنید. روشن است که امر به معروف برای تبدیل به وضعیت بهتر و نیکوتر است . پس اگر تا به حال چند بار تذکر داده اید، و گفتن شما تاثیری نداشت، تکلیفی دیگر ندارید. بهتر است مدتی در این باره با ایشان گفتگو نکنید. چون اگر با تندی روی این مسئله پا فشاری کنید، ممکن است لج بازی کند و دیگر به حرف های شما توجه نکند. همیشه با زبان نمی توان افراد را اصلاح کرد .
سعی کنید از این به بعد از توصیه و نصیحت - که نوعی نگاه از بالا به پایین می‌باشد - در مورد نماز و مسایل دیگر به همسرتان که باعث موضع‌گیری منفی وی می‌شود ، بپرهیزید ، زیرا اثر معکوس خواهد داشت و شما را از انجام اقدامات بعدی محروم می‌سازد.
تلاش نمایید از زیر نظر گرفتن و کنترل رفتارهای او برای مدتی بپرهیزید . وانمود کنید دیگر حساسیت سابق را نسبت به رفتار او ندارید و به یک نحوی اعتماد سابق را به او پیدا کرده‌اید. اما خوش رفتاری و نیکی و احسان نسبت به او را بیش تر کنید. به گونه ای با همسر خود رفتار کنید که جذب اخلاق شما گردد .
سستی مسلمان در نماز می تواند علت های مختلفی داشته باشد . بدون آن که همسر تان متوجه شود ، علت یابی کنید ، زیرا نماز عملی است که در مجموعه عقیده توحیدی، دارای معنا و فلسفه خاصی است. انسان‌ طبق ‌فطرتش ‌همواره ‌به ‌چیزی ‌که ‌برایش ‌اهمیت‌ دارد، توجه ‌و اهتمام‌ می‌ورزد. یکی از علل ترک نماز یا سستی در انجام آن عدم آشنایى با فلسفه نماز است. اگر انسان بداند چرا نماز می خواند و نماز چه آثاری و برکاتی در زندگی دنیا و آخرت او دارد و ترک نماز چه عواقب و نتایجی خواهد داشت ، قطعا نماز را ترک نخواهد کرد .
5. هر شخصی یک نقطه پذیرش و به قول معروف «رگ خوابی» دارد.
سعی کنید این رگ خواب و نقطه پذیرش را به دست آورید . از این کانال وارد شوید و هدف خود را تعقیب کنید. به صرف این که باید شخصی را هدایت کرد ،بسنده نکنید، بلکه با مطالعه روی خصوصیات وی ، راه نفوذ در او و جلب نظر او را به دست آورید و اقدام کنید.
زن و شوهر می‏توانند نقش‏آفرینی حیاتی گسترده‏ای بر یکدیگر داشته باشند. البته کیفیت و میزان اثرگذاری و اثر پذیری‏ها بسیار متفاوت است. آنچه در این جا با اهمیت می‏باشد، داشتن درک روان‏شناختی ژرف و درستی از طرف مقابل است.
دقیقاً باید راه‏های نفوذ و تأثیرگذاری بر همسر خود را بشناسید . متناسب با آن برنامه‏ریزی کنید. بدون داشتن چنین درکی چه بسا بسیاری از زحمات شما بی‏نتیجه یا کم ثمر خواهد بود. بنا بر این اگر شوهر شما خودگرا و منطق‏پذیر است ، باید با زبانی بسیار منطقی و مستدل او را قانع سازید. اگر فردی نصیحت و انذارپذیر است، باید بیش تر بر جنبه‏های عقوبتی ترک نماز و روایات و حکایات وارده در این مورد با او سخن گویید. اگر احساس می‏کنید با محبت بیش تر می‏توانید او را به سوی خدا بکشانید ، باید از همین طریق وارد شوید . اگر راه‏های دیگری بر او مؤثر است تا جایی که با احکام شرع انطباق دارد، از آن راه‏ها استفاده کنید.
6. بیان تأثیرات منفی ترک نماز و روزه و استفاده از روایات بیان شده توسط اهل بیت (ع ) در این زمینه بسیار موثر است . به خصوص اگر به روش غیرمستقیم ارائه گردد و موجب تنبه و موعظه کردن را فراهم سازد. یعنی غیر از ارائه شناخت باید در صدد موعظه گری و تنبه قلبی وی نیز برآیید . با ترس و بیم دادن از عذاب اخروی و پیامدهای منفی ترک نماز و روزه دل او را از غفلت آزاد سازید .
7. این راهکارها هم به صورت مستقل و هم به همراه یکدیگر می تواند مؤثر باشد. خوب تر آن است که روشنگری و موعظه و ...، همراه هم ارائه گردد تا نافذتر افتد.
8. جدی‌گرفتن ‌نماز در محیط‌ خانه‌:
اگر انجام‌ وظایف ‌دینی ‌از جمله‌ نماز خواندن ‌را جدی ‌بگیرید، در همسرتان تأثیر می گذارد.
9. پرورش‌عواطف‌دینی‌:
به‌ موازات ‌آموزش ‌تعالیم‌ دینی‌، لازم‌است ‌عواطف ‌دینی ‌را پرورش‌دهید. شرکت‌ در مراسم‌ مذهبی ‌از قبیل‌: نماز جماعت ‌مسجد، نماز جمعه‌، مراسم ‌اعیاد مذهبی ‌و مراسم ‌سوگوار در ماه‌ محرم ‌و جلسات ‌دینی ‌در پرورش‌ عواطف‌ دینی ایشان بسیار مؤثر است‌. حضور در این ‌قبیل ‌برنامه‌ها پیوند قلبی‌ آن‌ها را با دین ‌و معنویات‌ افزایش‌می‌دهد و زمینه ‌را برای‌ شکوفایی ‌ایمان ‌فراهم ‌می‌سازد.
10. برقراری‌ارتباط ‌با دوستان ‌نماز خوان‌:
گروه‌های ‌همسال ‌و دوستان‌‌ در باز سازی ‌شخصیت افراد نقش ‌حیاتی‌ دارند. بر این ‌اساس ‌برای ‌تشویق‌ همسرتان‌، زمینه ارتباط ‌با بستگان و دوستان‌ نماز خوان ‌و مؤمن‌ را فراهم ‌نمایید.
11. تشویق‌:
برای ‌برانگیختگی‌ و بازدارنگی‌، تشویق، ‌نقش ‌اساسی ‌دارد. امام‌ علی ‌(ع) می‌فرماید: "ضادوا الشر بالخیر؛ (2) به‌ وسیله ‌خوبی‌ با بدی ‌بستیزید!".
در مراحل ‌نخست ‌نمی‌توان‌ توقع ‌داشت ‌همه افراد با انگیزه ‌عالی‌ به ‌نماز و انجام‌ تکالیف ‌بپردازند. غالب ‌مردم ‌به ‌چنان ‌مرحله‌ای ‌از کمال‌ نرسیده‌اند که‌ به ‌تحسین ‌و ستایش ‌محتاج‌ نباشند. از این‌رو لازم ‌است‌ همسرتان ‌را با تشویق ‌گفتاری ‌یا عملی ‌به ‌نماز خواندن ‌فرا خوانید.
12. ازخدا استمداد کنید و مأیوس نباشید:
حالات انسان متفاوت است. بسیار شده که ما نسبت به کسی مأیوس می‏شویم، ولی برخلاف تصور ما، شرایطی فراهم می‏شود و طرف متحوّل می‏گردد. تجربه و تاریخ شواهد زیادی را نشان می‏دهد که به طور غیر مترقّبه کسی دگرگون گشته و سرنوشت دیگری پیدا کرده است.
ای خوش آن جذبه که ناگاه رسد ناگهان بر دل آگاه رسد
ای خوشا بوی دلاویز گلی‏ کز پری چهره‏ای چون ماه رسد
در مورد گفته ایشان که یاد خدا کافی است و نماز لازم نیست ؛ باید بگوییم:
بله همواره به یاد خداوند بودن بسیار عالی و ارزشمند است، اما آیا چنین کسی را سراغ دارید ؟ کدام انسان را می‌یابید با این همه چیزهائی که انسان را در دنیا به خود مشغول داشته و با این همه عواملی که موجب غفلت و بی‌خبری می‌شوند، همواره به یاد خدا باشند؟ آیا نماز چیزی جز برای یادآوری انسان‌ها و بیرون آوردن از غفلت است؟
راستی اگر برای ارتباط با خدا نیازی به نماز نبود، نبایستی پیامبر با آن همه فضائل و کمالات آن قدر نماز بخواند که پاهایش متورم شود یا امیرالمؤمنین (ع) و سایر امامان به نماز این همه اهمیت بدهند؟!
آیا کسی برتر و بیش تر از پیشوایان دینی ما با خداوند رابطه قلبی داشته است؟ آیا اگر بخواهیم کسی را مثال بزنیم که همواره به یاد خدا بوده است، این شخص جز پیامبر اسلام و امامان معصوم بودند؟
آیا مقامی که امیرمومنان به آن دست یافته بود، به گونه‌ای که فرمود : اگر تمام پرده‌ها کنار رود ، بر یقین و ایمان من افزوده نمی‌شود، کسی برتر از آن دست یافته است؟
پس چگونه چنین انسان‌هایی نه تنها خود را بی‌نیاز از نماز و ارتباط با خدا نمی‌دانستند، بلکه شبانه روز به نماز می‌ایستادند و نه تنها نماز‌های واجب، بلکه حتی نماز‌های مستحب داشتند که بنا بر نقل روایات گاهی تا هزار رکعت می‌رسید؟
هم چنین نماز رابطه بنده با خداست . طبیعی است که بنده آن را به جا می‌آورد که خواسته خداوند و معبود اوست. اصولاً هدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است. اگر قرار باشد که هر انسانی طبق خواسته خود عمل نماید، نه شیوه ای که خداوند از او خواسته، این دیگر بندگی خداوند نمی‌شود، بلکه بندگی خود و عمل طبق خواسته خود است. این که به یاد خدا و شاکر بودن خدا، بخواهد مانعی برای اثبات بندگی و عبودیت من باشد، آیا نباید در آن شک و تردید کنیم که چگونه یاد او ما را از عبودیت و بندگی و اطاعت دور کرده است؟
آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز است. نماز سفره‌ای است گسترده، که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز می‌کند . بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجود دارد . هر کس مطابق ذوق و سلیقه و به اندازه توان و مرتبه وجودی و استعداد خود از آن بهره‌مند می‌شود. نماز عبادتی جامع است که می‌تواند تمام وجود انسان (از جهات بدنی و ظاهری گرفته تا جهات ذهنی و قلبی و باطنی) را در خدمت بندگی و پرستش قرار دهد. نیت خوب داشتن به تنهایی نمی‌تواند انسان را از انجام عبادت و نماز بی‌نیاز کند.
شکل نماز : هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی‌ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می‌گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر»؛ (3)
نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد، ‌انسان را به اوج معنویت می‌رساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می‌نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند : مسجد الحرام و مسجد النّبی (ص) زیباترین جلوه عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است.

پی نوشت ها:
1. علامه مجلسی ،بحارالانوار،مؤسسه الوفا ، بیروت ، 1404 ه ق، ج1 ، ص 219 .
2. عبدالواحد بن محمد تمیمى آمدى، غرر الحکم و درر الکلم، یک جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى قم، 1366 هجرى شمسى، ص 106 .
3. عنکبوت (29) ، آیه 45.


95/8/17::: 10:54 ص
نظر()
  
  

نماز بد اخلاق

 

 

بعضی از نماز­خوان ­ها رفتارهای نادرست و ریاکارانه ­ای دارند. به ظاهر دم از دین می ­زنند، اما رفتارهای آن ­ها بر خلاف ادعایی است که دارند. اخلاق و رفتارشان که واقعاً غیر قابل تحمل است. به همین دلیل از هر چه نماز و نمازخوان است، متنفرم و دوست ندارم مانند آن­ها نماز بخوانم!

 

این مطلب، اشکالی است که در ذهن برخی از افراد جا گرفته و به خاطر آن، خود را از نعمت نماز و بندگی خداوند محروم کرده­اند. برای پاسخ ­گویی به این مطلب، ابتدا مثال ­هایی ذکر می ­کنم:

 

«صداقت»، به خودی خود، خوب است و هر عاقلی آن را رفتاری شایست? تحسین می ­داند. حالا اگر انسان از خدا بی ­خبری، سعی کرد در برخی از رفتارهای خود «صداقت» داشته باشد، آیا می ­توان به دلیل آیین ناصحیحش، و به دلیل این­که در برخی از رفتارهای وی «صداقت»     می ­بینیم، از «صداقت» متنفر شویم؟!

 

«بدحجابی»، رفتار ناپسندی است. اگر خانم بدحجابی، لطف و محبتی در حق رفیق خود داشت، آیا رفیقش می ­تواند به خاطر محبت ­های خانم بدحجاب، و محبتی که به وی دارد، بدحجابی او را هم کاری پسندیده بداند؟!

 

نماز، عبادت و بندگی خداوند است. حال اگر یک نمازخوان، رفتار ناشایستی داشت، آیا می­ توان به خاطر رفتار ناپسندش، به یک­باره از نماز و بندگی خداوند روی­ گردان شد؟!

 

یقیناً این­گونه نیست.

 

اسلام به ذات خــــود ندارد عیبــــــــی

 

هر عیب که هست از مسلمانی ماست

 

مقصودم از ذکر چنین مثال­ هایی این است که ما باید از هنر جداسازی میان کارهای خوب و بد برخوردار باشیم، و باید بتوانیم حساب آن­ ها را از یکدیگر جدا کنیم. ما باید قبل از هر چیز، معیار صحیحی برای تشخیص رفتارهای خوب و بد داشته باشیم و تنها معیار، برای شناخت کارهای خود و بد، خود آن کار است، نه کسی که آن کار را انجام می­دهد!

 

اگر خانمی، شخص محجبه ­ای را دید که از هنر تعامل صحیح با دیگران بی ­بهره است، به جای این که از حجابش ـ که رفتاری پسندیده است ـ منزجر شود، از رفتار ناصحیحش عبرت بگیرد و سعی کند خودش بانویی محجبه­، و در عین حال خوش ­اخلاق و مردم ­دار باشد.

 

اگر کسی شخص بانمازی را دید که مبتلا به رذایل اخلاقی است، به جای این که از نماز ـ که عبادت خدا است ـ منزجر شود، باید سعی کند خودش نمازخوان متدینی باشد.

 

اگر یک نمازخوان، اخلاق تندی دارد، خلق و خوی او چه ربطی به نمازش دارد؟! چرا برای دیدن واقعیت نماز و تأثیر آن بر شخصیت انسان، به اولیای الهی و بندگان پاک او که نماز را با خضوع و خشوع به جا    می­آورند، نگاه نمی ­کنیم؟! 

 

طبیعی است که در چنین مواقعی شیطان به جای آن ­که شخص را به عبرت گرفتن از این امور و اصلاح خود گرایش دهد، او را وسوسه     کند، تا از کار خوبش دست بردارد.

 

بنابراین، سعی کنید در نبرد با شیطان، مغلوب نشوید، و از این جنگ روانی، پیروزمندانه بیرون آیید.   

 

اگر با چنین عینک نادرستی به مردم و رفتارهای آنان بنگریم، باید از تمام رفتارهای خوب و پسندیده متنفر شویم و آن­ها را کنار بگذاریم.

 

می­گویید علت این حرف چیست؟!

 

خیلی واضح است. در تعاملی که با مردم داریم، بالأخره انسان­ هایی را می ­بینیم که هم رفتارهای شایسته و صحیح دارند و هم رفتارهای ناصحیح و ناشایست. انسان ­هایی را می ­بینیم که ادعای آن ­ها بر خلاف رفتارشان     می ­باشد، و دچار دوگانگی رفتاری هستند. با چنین نگرشی، به محض دیدن رفتار ناپسند آن­ ها، باید از تمام رفتارهای خوبی که در آن ­ها سراغ داریم روی ­گردان شویم، و به همین بهانه، یک­ یک کارهای خوب را کنار بگذاریم. این در حالی است که هیچ عاقلی چنین نگرشی ندارد، و با چنین عینکی به دنیای پیرامون خود نگاه نمی ­کند. 

 

پس پسندیده است که هنر تفکیک بین کار خوب از کار بد را در خود تقویت نماییم. کارهای خوب را خوب بدانیم و آن­ها را سیر? رفتاری خود کنیم، و کارهای بد را بد بدانیم و از آن ­ها دوری کنیم.

 

خوب است از این فرصت استفاده کنم و نکت? اخلاقی مهمی را بیان کنم: 

 

بیاییم به جای تمرکز در عیوب دیگران ـ که موجب فراموشی عیوب خود است ـ مشغول خود و کاستی ­های خویشتن شویم.

 

امام سجاد (علیه­ السلام) می ­فرماید: «همین اندازه عیب برای انسان کافی است که نگاه به عیوب دیگران کند، و از دیدن عیوب خود نابینا باشد».[1]

 

توجه افراطی به عیوب دیگران موجب می­شود تا به تدریج خود را عاری از هر عیبی ببینیم و مبتلا به غرور و خودشیفتگی شویم. سعی کنیم به جای تمرکز در عیوب دیگران، در خود و عیوب خود متمرکز شویم، و تمام تلاش و همت خود را برای کشف و اصلاح اشکالات رفتاری خود بگذاریم. مطمئن باشیم آن­قدر اشکال و ایراد در رفتارهای ما وجود دارد، که توجه به آن ­ها و تلاشی که برای رفع اشکالات خود می­کنیم، ما را از توجه به عیوب دیگران، و هدر دادن انرژی خود باز می ­دارد. 

 

[1] . عن السجاد (علیه ­السلام):

«کَفى بِالمَرءِ عیباً أن یَنظُرَ فِی عُیُوبِ غَیرِهِ وَ یُعمى عَن عُیُوبِ نَفسِهِ». (دیلمی، ارشاد­القلوب، ج1، ص183) 

 

 

برگرفته از کتاب پیوند جوان با نماز  نوشته حجت الاسلام احمد نباتی

 


  
  

کدام نماز (مورد نظر ائمه و قرآن) و با چه شرایطی مانع آلودگی ها و زشتی ها می شود؟

Image result for ?نماز کامل?‎

 

الف) در کتاب شریف فلاح السائل تألیف سید بن طاووس نقل شده است که شخصی در حضور منصور خلیفه عباسی از امام صادق (ع) پرسید: حدود نماز چیست ؟

حضرت فرمود:« للصلوه اربعه الاف حد لست تفیء بواحد منها؛ نماز دارای چهار هزار حد است که تو حتی توان ادای یکی از آن ها را نداری.»

همچنین آن حضرت در بیان حدود لازمی که نماز بدون آن کامل نمی شود، می فرمایند:

« نماز به کمال نرسد مگر برای کسی که طهارتی همه جانبه و تمامیتی رسا داشته باشد و حق آن را کامل ادا کند؛ و از وسوسه و انحراف به دور باشد؛ خدای را بشناسد و برای او خشوع نماید و ثبات ورزد، در حالی که میان نومیدی و امید و شکیبایی و بی تابی ایستاده باشد؛ گویی وعیدها برای او ساخته آمده و وعیدها بر او واجب گردیده است؛ دارایی خود بذل کرده و با در نظر گرفتن مقصود خویش جان در راه خدا نهاده و طریق او را برگزیده است؛ در بینی بر خاک نهادن (در سجده) کمترین کراهتی به دل راه ندهد و پیوند علایق را از جز او بریده و تنها به او متوجه گردیده و به حضور او آمده و عطای او را خواسته است.

پس اگر چنین نمازی به جای آورد، همان نمازی خواهد بود که به آن امر شده و از آن خبر داده شده است؛ و این همان نمازی است که از فحشا و منکر بازمی دارد. » (آداب الصلوه امام خمینی، ص 149، پاورقی شماره 230.)

ب) همچنین در مورد عدم تأثیر نماز می توان گفت که رابطه ی «نماز و انسان» همانند رابطه « تقوا و انسان » است. شهید مطهری درباره رابطه تقوا با انسان در نهج البلاغه می فرماید:

« در نهج البلاغه با این که اصرار شده که تقوا نوعی ضامن و وثیقه است در برابر گناه و لغزش، به این نکته توجه داده می شود که در عین حال، انسان از حراست و نگهبانی تقوا نباید آنی غفلت ورزد. تقوا نگهبان انسان است و انسان نگهبان تقوا و این دور محال نیست، بلکه دور جایز است.

این نگهبانی متقابل از نوع نگهبانی انسان و جامه است که انسان، نگهبان جامه از دزدیدن و پاره شدن است و جامه نگهبان انسان از سرما و گرما است... علی علیه السلام درباره ی نگهبانی متقابل انسان و تقوا می فرماید:« ایقظوا بها نومکم و اقطعوا بها یومکم و اشعروها قلوبکم و ارحضوا بها ذنوبکم...الا فصونوها و تصونوا بها؛ خواب خویش را به وسیله تقوا تبدیل به بیداری کنید و وخود را با آن به پایان رسانید و احساس ان را در دل خود زنده نمایید و گناهان خود را با آن بشویید.... همانا تقوا را صیانت کنید و خود را در صیانت تقوا قرار دهید. » (مطهری، مرتضی، سیری در نهج البلاغه، چاپ دوم، انتشارات صدرا، چاپخانه، رودکی، قم، ص 209-208)

طبق گفتار امام علی (ع) ما مأمور به حفاظت از تقوا هستیم تا تقوا ما را حفظ نماید. از طرفی مطابق آیه صریح قرآن این دو مطلب در مورد نماز آمده است؛ یعنی هم به نقش نهی از منکر و فحشای نماز که مانع سقوط در گناه است، اشاره شده است ( ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر ) و هم به حفاظت از نماز فرمان داده شده است ( حافظوا علی الصلوات و... علی صلاتهم یحافظون ).

نتیجه می گیریم، همان گونه که تقوا در صورت محافظت از آن، انسان را از کجروی نگه می دارد، نماز هم در صورت محافظت از آن ناهی از منکر است. به همین خاطر در احادیث هم به محافظت از انجام آن در اول وقت تأکید شده است و هم به حفاظت از حضور قلب و اقبال قلب و آگاهی از اسرار آن، لذا نماز بی حضور و بی حفاظت، تأثیری در حفظ انسان از منکر ندارد و قران در سوره ی ماعون به صراحت و بدون پرده پوشی می فرماید: « وای بر نمازگزاران، آنانی که از نمازشان غفلت می کنند ».


  
  

Image result for ?استاد محمد تقی جعفری?‎

استاد علامه جناب آقای محمد تقی جعفری رحمه الله علیه در کتاب بسیار ارزشمند ترجمه و شرح نهج البلاغه می گوید:

در همه‌ی سطوح هستی هیچ عاملی برای آرامش و اطمینان جز به یاد خدا بودن که از لوازم ایمان است وجود ندارد. "الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمئن القلوب.آیه28 سوره رعد" . خواص به یاد خدا بودن آن قدر فراوان است که نمی‌توان از عهده‌ی شمارش و تفسیر آنها برآمد. فقط در این مبحث خاصیتی را که در آیه‌ی مبارکه آمده است، توضیح می‌دهیم: آرامش و اطمینان خاطر، عظمت این نعمت(آرامش) را فقط کسانی می‌توانند درک کنند که با مغزی کنجکاو و ذهنی هشیار در پهنه‌ ی هستی نگریسته و از موجودیت خود اطلاعی پیدا کرده‌اند.

ممکن است گفته شود: اغلب اشخاصی که در این دنیا بدون توجه به خدا و بدون اینکه به یاد آن مبدء فیاض بوده باشند، با آرامش خاطر زندگی می‌کنند و زندگی را برای خود شیرین و لذت بخش نموده‌اند، بنابراین، آیه‌ی شریفه چه مقصودی از آرامش خاطر را بیان می‌نماید؟

آرامش های سطحی مانند رضایت خاطرهای بی‌اساس کار معمولی بشری است. همه‌ی ما می‌دانیم که انسانها در طول تاریخ خود به یک عده اموری رضایت داشته و با درونی آرام و مطمئن به آن امور زندگی کرده‌اند که حتی اگر در موقعیتی مناسب به همان اشخاص می‌گفتند که اصلا شما می‌دانید به چه چیزهایی دل خوش داشته‌اید؟ قطعا نمی‌توانستند رضایت و دلخوشی خود را به آن امور توجیه کنند.

اساسی‌ترین علل آرامش ها:

1-محدودیت تفکرات و ناچیزی اطلاعات که فقط می‌توانند زندگی محقر شخص را در محدوده‌ی دیدگاهی کوچک که برای خود ساخته‌اند، اداره کنند. به همین جهت چون و چراهائی که برای این اشخاص طرح می‌شود، بدان جهت که خیلی سطحی و محدود می‌باشد، پاسخ‌هائی مناسب آنها نیز قانع و آرامشان می‌سازد.

2-اشخاصی هستند که از قدرت تفکر و فراوانی اطلاعات درباره‌ی اصول و مسائل زندگی و جهان هستی که محیط بر آنان می‌باشند، برخوردارند ولی به جهت قرار گرفتن در جاذبه‌ی لذت یابی، که نمی‌گذارد آدمی به عمق اطلاعاتی که به دست آورده است، نفوذ فکری نماید و درباره‌ی آنچه که از طبیعت و غیر طبیعت در پیرامونش می‌گذرد، به طور دقیق بیندیشد، لذا از صحنه‌ی زندگی می‌گذرد بدون اینکه با حقیقت و اصول بنیادین آن سر و کاری داشته باشد.

3-عده‌ای دیگر را می‌بینیم که بوسیله‌ی عوامل گوناگون تخدیر، از هشیاری ها می‌گریزد و اصلا نمی‌گذارد سئوالی در پیش رویش نمودار گردد، تا مجبور به دادن پاسخ به آن بوده باشد.- متاسفانه اکثریت چشمگیری از انسانها از این گروهند و آرامش خاطرشان مستند به سستی‌ها و تخدیرهای گوناگون است.

جمله عالم زاختیار و هست خود

 می‌گریزد در سر سرمست خود

می‌گریزند از خودی دربی‌خودی

یا به مستی یا به شغل ای مهتدی

 تا دمی از هوشیاری وارهند

ننگ خمر و بنگ بر خود می‌نهند

4-گروهی دیگر از انسانها در برابر عوامل جبرنمای زندگی ضعف اسفناکی از خود نشان می‌دهند، مانند اسیران دست قدرت پرستان و شهوت رانان و خودکامه گان و با این ناتوانی کاذب که در خود احساس می‌کنند، در همان اسارت و بردگی احساس آرامش هم می‌کنند! و در درون خود انگیزه‌ای برای چون و چرا در آن زندگی که پیش گرفته‌اند نمی‌بینند. اینان هم آرامش خاطر دارند، مانند آرامش خاطر حیواناتی که در باغ وحش در میان قفس ها دارند.

 آیا می‌توان آرامش های چهارگانه را که به طور مختصر متذکر شدیم آرامش و اطمینان نامید؟! به نظر می‌رسد این آرامشها معلول بریدن و گسیختن ابعاد بسیار مهمی از انسان در زندگی است، نه آرامش طبیعی و منطقی.  شرابخوار پس از آشامیدن شراب، یا هر شخص تخدیر شده که در خود احساس آرامش می‌نماید، ناشی از حذف یک بعد یا یک نیروی فوق‌العاده بااهمیت (هوشیاری و تعقل) در زندگی است، نه آرامش حقیقی.

آرامش دل فقط با تکیه به دل‌آفرین حاصل می‌شود. پس کوشش برای بدست آوردن چنین آرامشی از بزرگترین اطاعت ها است و موجب جذب شدن به بارگاه ربوبی است، بدون نیاز به وسوسه‌های درونی و خودسوزی. انجذاب به بارگاه ربوبی اگر واقعا بوجود بیاید، "من" انسانی محال است که در لجن زار خودپرستی و طبیعت پست حیوانی غوطه‌ ور شود تا برای نجات دادنش به کوبیدن آنچه که در انسان وجود دارد، نیازمند بوده باشد.

با نظر به منابع اساسی عرفان اسلامی که قرآن و سنت و عقل سلیم و اجتماع است به این نتیجه می‌رسیم که شناخت عظمت ها و کمالات اخلاق عالی انسانی و توجه به استعداد الهی بودن انسان و گرایش به این امور فوق خودطبیعی بیش از گلاویز شدن با خودطبیعی برای نجات آن، مورد تاکید قرار گرفته است.

Image result for ?نماز و آرامش بخشی?‎


95/7/28::: 10:23 ص
نظر()
  
  

من برای اعمالی نیاز به توبه دارم؛ بهترین راه توبه چیست؟ و اگر درباره گروهی غیبت کنم و قادر به گرفتن حلالیت نباشم، یا از حلالیت گرفتن خجالت بکشم، چگونه می‌توانم گناه غیبت را پاک کنم؟

 

 

 

 

 

 

 

 نیاز به "استغفار و توبه"، یک نیاز همگانی و مستمر می‌باشد، اگر چه شاید همگان و همیشه متوجه این نیاز مبرم خود نباشند و عمل ننمایند.

همگان همیشه در محضر حق‌تعالی هستند، و هیچ کس معصوم نمی‌باشد؛ پس امکان خطا یا گناه همیشه هست، مضافاً بر این که حتی اگر کسی (فرض کنیم در یک شبانه روز) گناهی نکند، دست کم این است که اولاً شکر نعمات را نمی‌تواند به جا آورد، ثانیاً چه بسا اصلاً متوجه همه نعمات نباشد و ثالثاً بسیاری از آنها را ضایع کرده باشد و رابعاً دچار غفلت‌های بسیاری شده باشد.

تفاوت استغفار و توبه:

اگر چه اذهان عمومی «استغفار و توبه» را به یک مفهوم قلمداد می‌کنند، اما خیلی با هم فرق دارند. "استغفار" طلب بخشش و پوشش است؛ چه بخشش گناه و آثارش باشد، و چه گناه (معصیت) نباشد، بلکه "ذَنب" باشد، یعنی هر چه به انسان متصل شده و ممکن است مزاحم یا مانع رشد او گردد. به عنوان مثال: حقدها، چشم زخم‌ها، حسادت‌ها، تهمت‌ها، شایعه‌ها، بدبینی‌ها، کدورت‌ها و ... که از سوی دیگران ایجاد می‌گردد.

از این رو شاهدید که انبیا و اولیای الهی، مدام استغفار می‌نمودند. بدیهی است که معنایش گناه و معصیت مدام نمی‌باشد.

نکته: دقت کنیم که خداوند متعال به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمود: فتحی به تو می‌دهم که سبب از بین رفتن «ذنوب تو» در گذشته و آینده شود! آیا معنایش این است که ایشان [العیاذ بالله] در گذشته مرتکب معصیت شده و در آینده نیز خواهند شد؟! اگر چنین باشد که باید به نبوت برگزیده نشوند و یا سپس خلع گردند، نه این که یک جایزه نیز به ایشان بدهند! بلکه، یعنی آن چه از حقدها، تهمت‌ها (شاعر، مجنون و ...)، تهمت‌ها، شایعه‌ها، عصبیت‌های قومی و نژادی، حسادت‌ها و ...، به تو نسبت دادند و به تو چسبیده است و مزاحم کارت می‌شود را مورد مغفرت قرار می‌دهم؛ یعنی پوشش می‌دهم و تو

را یاری می‌نماییم.

 

« إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا * لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا * وَیَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا » (الفتح، 1 تا 3)

ترجمه: ما تو را پیروزى بخشیدیم [چه‌] پیروزى درخشانى! * تا خداوند گناهان گذشته و آینده‌ای را که به تو نسبت می‌دادند ببخشد (و حقّانیت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید * و تو را به نصرتى ارجمند یارى نماید.

*- بنابر این، استغفار (طلب مغفرت – بخشش و پوشش)، همیشه لازم و ضروری است، چه برای گناه باشد و چه برای غیر گناه.

"توبه"، یعنی بازگشت و روی آوردن به خدا. پس این نیز اختصاصی به ارتکاب گناه ندارد. چنان که "تواب" به معنای بسیار بازگشت کننده و روی کننده، از اسم‌های باریتعالی می‌باشد. مگر خدا گناه می‌کند؟! خیر، او سبحان (منزه) است؛ بلکه یعنی اگر چه بندگانش بسیار مرتکب گناهانی می‌شوند که حق‌شان شمول "قهر" الهی و برگرداندن نظر رحمت و لطف و کرم او می‌باشد، اما او رحمان و رحیم است و بسیار نظر لطف خود را به سوی آنان بر می‌گرداند. پیامبران الهی، همگی "اواب و تواب" بوده‌اند، اما گناهکار نبودند.

بنابر این، توبه، روی کردن به خداست، چه گناهکار از گناهش به سوی خدا برگردد و چه اصلاً گناهی نداشته باشد و دائماً خود را متوجه و متذکر او نماید.

اول استغفار و سپس توبه:

حال که به تفاوت "استغفار و توبه" اشاره شد، باید دقت کنیم که خداوند متعال تصریح نمود که حتماً اول "استغفار" کنید و سپس "توبه" نمایید:

« وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ » (هود علیه السلام، 90)

ترجمه: «و از پروردگار خود آمرزش (بخشش و پوشش) بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید (برگردید)، که پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان‌] است.»

*- سبب این تقدم و تأخر روشن است. درگاه کبریایی، درگاه پاکی، طهارت و سلامت است، بنابر این اگر کسی در راه به زمین افتاد، یا به باتلاق و گندابی قدم گذاشت یا فرو رفت، جراحتی برداشت و ...، اول باید از آن مهلکه بیرون بیاید، تمیز و پاک و سالم شود، و سپس در مسیر درست (به سوی او) به حرکت ادامه دهد. و البته بی‌تردید انسان خودش نمی‌تواند این نواقص و عیوب و جراحات را از خود برطرف نماید، لذا "استغفار" می‌کند، تا خداوند برایش چنین نمایند و او را قابل "توبه" سازد.

*- « ثُمَّ تُوبُواإِلَیْهِ »، یعنی پس از این که استغفار کردید، به سوی او برگردید، چه از گناه به سوی او برگردید، چه همیشه و مستمر به او روی نمایید.

چه کنیم (چگونه استغفار و توبه نماییم)؟

1- پس، گام نخست این بود که بدانیم اساساً "استغفار و توبه" یعنی چه؟ چه تفاوت‌هایی با هم دارند و کدام مقدم هستند.

2- گام دوم این است که بدانیم خداوند متعال، قلب و نیّت را می‌خرد، نه فیزیک اعمال بی‌روح را. از این رو، توبه، شکل و فیزیک خاصی ندارد. چه بسا یک حالت استغفار و توبه، اگر چه به زبان نیز نیاید، پذیرفته شود، و هزاران ذکر « استغفر الله ربی و اتوب الیه »، هیچ مقبول نیافتد و اثری نداشته باشد. مضافاً بر این که چه بسا اثر سوء نیز داشته باشد! مثل این که ذاکر گمان کند که چون دائم تسبیح چرخانده و ذکر می‌گوید، دیگر خیلی مؤمن شده و هیچ خطا، گناه و غفلتی برای او باقی نمانده است! این گمان غلط و تکبرزا، سبب سقوط بیشترش می‌شود.

3- گام سوم، باور، ایمان و یقین به فضل و رحمت الهی می‌باشد که او "یأس از رحمت" را که اهانتی بزرگ به اوست، مانند شرک نمی‌بخشد. پس مستغفر و تائب، اول باید یقین کند که او رحمان، رحیم، غفور و عفو می‌باشد و به شرط استغفار و توبه‌ی قلبی (که در مرتبه نازله، ذکرش نیز به زبان جاری می‌شود)، تمامی گناهان را یکجا می‌بخشد؛ چنان که به بندگان گناهکارش بشارت داد و فرمود:

« قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ » (الزّمر، 53)

ترجمه: بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است.

4- گام بعدی، اقرار و اذعان این استغفار و توبه می‌باشد، که اصلش همان نیت و عزم می‌باشد و نمودش، با دو رکعت نماز به این نیت، با ذکر، با دعاهایی که از اهل بیت علیهم السلام رسیده و شامل بهترین و عمیق‌ترین مفاهیم است [البته با توجه به مضامین) انجام می‌گردد. (مانند: دعال کمیل، یا "مناجات التائبین، امام سجاد علیه السلام، مفاتیح الجنان".

5- گام بعدی، مراقبت است، که انسان سعی کند [به ویژه در آن چه بابتش استغفار و توبه نموده]، مرتکب معصیت و غفلت نگردد و اگر احیاناً گناهی مرتکب شد و یا همان گناه را تکرار کرد، مجدداً استغفار و توبه نماید.

حق النّاس:

اما، حق الناس، یا باید ادا شود، یا رضایت و حلیت از صاحب حق اخذ شود.

بدیهی است  حقوقی که از دیگران بر ذمه‌ی انسان قرار دارد، یا مادی است [مثل مال، امانت و ...] که باید عودت شود و یا مهلت گرفته شود، یا حلیت اخذ شود و خلاصه رضایت صاحب حق جلب گردد؛ و یا حق الناس به "حقوق معنوی" بر می‌گردد، مانند بدگمانی، غیبت و ... .

البته باز هم بهترین کار این است که از صاحب حق، طلب حلیت شود؛ مجبور نیست که عین مطلب را بگوید، شاید بگوید: من غیبی کردم، تو نپرس چه و چگونه، ولی پشیمان شدم و مرا حلال کن. اما گاهی ممکن است نتواند بگوید؛ ممکن است اگر بگوید، مفسده‌ی بزرگتری ایجاد شود؛ ممکن است سبب آبروریزی از خودش یا دیگران شود؛ ممکن است که خجالت بکشد؛ یا دیگر به او دسترسی و ...؛ در این صورت باید ضمن آن که نزد پروردگار عالم، برای گناهش استغفار و توبه می‌کند، برای صاحب حق نیز استفغار و توبه و دعا نماید.

توجه:

?- البته دقت شود که این موارد، بیشتر در مورد "حقوق معنوی، در روابط شخصی" می‌باشد، اما ضایع نمودن حقوق عمومی، چه مادی و مالی و چه معنوی [مانند: فتنه، توطئه، جوّسازی، تولید یا دامن زدن به شایعات، شبهه پراکنی، ضد تبلیغ، سیاه‌نمایی و ناامیدسازی، و ایجاد هرگونه انحراف و اعوجاج در اذهان عمومی و ...]، به این راحتی هم نیست. باید برگردد و اصلاح کند و کار بسیار دشواری می‌باشد.


  
  
   1   2      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ از تیر آه مظلوم ظالم امان نیابد پیش از نشانه خیزد از دل فغان کمان را صائب تبریزى
+ امیرالمومنین علی(ع)فرمودند: ای کمیل! خانواده ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگواری، و شبها در رفع نیاز خفتگان بکوشند،
+ امام زین العابدین (ع): در عیب انسان همین بس که عیوب دیگران را بنگرد و از عیوب خود غافل شود. کافی،ج2، ص 460
+ امام خمینی ره: تا خیانت بزرگان نباشد، دولت های خارج نمی توانند تصرف بکنند. خیانت هست که اسباب این می شود که اینها راهشان را باز می کنند، مستشار می آورند نمیدانم کارشناس می آورند ،از این بساطها درست می کنند.این خیانت است که راه آنها را باز می کنند.
+ ردی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند مرد به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند ! با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !!!
+ از عارفی پرس?دند: از ا?ن همه مراقبه و توجه به خدا، چه به دست آورده ا?؟ جواب داد: هیچ... اما، بعض? چیزها را از دست داده ام... خشم، نگران? و اضطراب، افسردگ?، احساس عدم امن?ت و ترس از پ?ر? و مرگ...! هم?شه با به دست آوردن ن?ست که حالمان خوب می شود؛
+ یا دست به رفاقت نده و دست نگه دار یا تا ته خط حرمت این دست نگه دار یادست بکش مثل من از هرچه که مستی یا اینکه مرا مثل خودت مست نگه دار تامرگ نباید سخن از درد بگوییم در سینه ی خود هرچه که درد است نگه دار دور از توام و مثل تو دور و بر من نیست مثل من اگر دور وبرت هست نگه دار عشق آخر خط است اگر قصه ی ما را همواره در این کوچه ی بن بست نگه دار
+ ???- شب ها درخانه خدا را بکوب تنها جایی است که ساعت کاری ندارد و ورود برای عموم آزاد است
+ مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود: بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی، خمش می‌کنی. هر چه خم شود خالی تر می‌شود. اگر کاملا رو به زمین گرفته شود سریع تر خالی می‌شود. دل آدم هم همین طور است، گاهی وقت‌ها پر می‌شود از غم، از غصه،از حرف‌ها و طعنه‌های دیگران. قرآن می‌گوید: "هر گاه دلت پر شد از غم و غصه ها، خم شو و به خاک بیفت." این نسخه‌ای است که خداوند برای پیامبرش پیچیده است:
+ ملامحسن فیض کاشانی رحمت الله علیه در لئالی المخزونه می گوید: هر کسی را رنجی و سختی پیش آید برای رفع آن، بیت زیر را صد مرتبه بخواند، ان شاالله مشکلش برطرف خواهد شد و بسیاری از اکابر بر این ذکر مداومت داشتند یا قاهِرَ الْعَدُوِّ،یا والِىَ الْوَلِىّ یا مَظْهَرَ الْعَجائِبِ،یا مُرْتَضى عَلِىٌّ مفاتیح الحاجات. سید محمدرضا غیاثی پ.ن: در کتاب انیس الصادقین نیز به این دستور اشاره شده است.