سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
در دوزخ آسیابی است که دانشمندان فاسد را کاملاً آسیاب می کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
شنبه 96 آذر 18 , ساعت 11:8 صبح

در نماز، خواندن حمد و سوره در دل کفایت نمی‌کند و باید به زبان جاری شود. 1- آیا اگر به غیر از نماز، سوره‌های قرآن کریم را تنها در دل بخوانیم، خدایی نکرده عملی بیهوده شمرده می‌شود و آیا ثواب و اثر معنوی لازم را ندارد؟ 2- می‌تواینم به زبان محلی و فقط در دلمان دعاها و خواسته‌ها و راز و نیاز‌ها و نذر‌های‌مان را با خدا در میان بزاریم، یا خیر باید زبانی در میان گذاشت؟

هر چند اصل دل است و انسان باید به دل بفهمد، به دل قبول داشته باشد، به دل ایمان بیاورد و به دل دوست داشته باشد یا متنفر باشد، به دل بخواهد یا نخواهد، به دل بخواند ... و اساساً «حبّ و بغض» که همه‌ی ایمان است، کار دل است و نه زبان، اما برخی از باورها، خواسته‌ها و یا اراده‌ها باید به زبان یا عمل نیز جاری شوند.

در ارتباطات گوناگون بین خودمان نیز چنین است. به عنوان مثال: دوست داشتن کار دل است، اما پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله به ویژه به مردان توصیه می‌نمایند که دوست داشتن را همسرتان بگویید.

الف – نماز از جمله عباداتی است که اصلش به دل، فهم قلبی و عشق قلبی است و اگر کسی دلش نباشد، معلوم نیست که اجرای این ظواهر چقدر به حالش مفید باشد؟ اول به دلش نگاه می‌کنند، اگر نیت و فهم قلبی بود، پذیرفته می‌شود یا مثلاً اگر برای ریا بود، به ضررش تمام می‌شود، اما دلیل نمی‌شود که اگر نیت خالصی داشت، عمل نکند و مثلاً در دل نماز بخواند، یا در دل حمد و سوره بخواند، بلکه باید حتماً عمل کند – یعنی با زبان نیز بخواند.

اینها که دل و عمل را جدا می‌کنند و می‌گویند: «دلت پاک باشد، دیگر عمل نمی‌خواهد»، دروغ می‌گویند.

ب – دقت شود که شرط صحت با شرط قبول متفاوت است. ممکن است کسی نماز را با تمام اداب و شرایط و احکامش به جا آورد، یعنی به لحاظ «شرط صحت» نمازش درست باشد و دیگر قضایی نیز بر عهده او نباشد، اما «قبولی نماز»، شرایط دیگری دارد. لذا بسیار تأکید نموده‌اند که در نماز توجه داشته باشید و یا فرموده‌اند، اگر در یک نماز فقط یک سجده‌ات برای خدا بود، همان یک سجده بالا می‌رود.

پس شرایط صحت باید حتماً محقق شود، چرا که اگر محقق نشود، نماز اصلاً صحیح نیست که حالا مقبول باشد یا نباشد. و از شرایط صحت نماز، همان قرائت به زبان است.

ج – به غیر از نماز یا برخی از اذکار (مثل تلبیه در حج)، هر ذکری را می‌شود در دل نیز خواند. چه تلاوت قرآن کریم باشد، چه اذکار یا زیارات یا ادعیه باشد. منتهی چون بیانِ با زبان، تکمیل آن است، صواب و ثواب بیشتر در به زبان جاری کردن است.

آن چه در عقل، دل، نیت و فهم می‌گذرد، وقتی کامل می‌شود که تجلی یابد و این تجلی گاهی با زبان است و گاهی با عمل و یا هر دو.

از این رو فرق است میان اثر مفید سوره‌ای که در دل خوانده می‌شود یا سوره‌ای که با زبان نیز قرائت و تلاوت می‌شود و دعا یا خواسته‌ای که در دل بیان می‌شود، با خواسته‌ای که در زبان و عمل نیز جاری می‌شود. ولی جایز است و اشکالی ندارد. چه بسا حتی گاهی لازم است فقط در دل باشد و به زبان جاری نشود.

د – خواندن قرآن کریم و زیارات و ادعیه به زبان‌های دیگر، یا لحجه بومی و محلی هیچ اشکالی ندارد، حتی همیشه توصیه کرده‌اند که حتماً وقتی به عربی می‌خوانید، ترجمه‌ی آن را به زبان خود نیز بخوانید تا متوجه شوید که چه می‌گویید و به علم، معرفت و بصیرت شما نیز افزوده شود، اما خیلی فرق است بین این که انسان مثلاً ترجمه سوره حمد را بخواند، یا ضمن آگاهی از معنا و مفهوم آن، عین کلام وحی را به زبان آورد.

در دعاها نیز همین‌طور است. شما می‌توانید ترجمه دعای کمیل را به زبان خودتان و حتی در دلتان بخوانید، خیلی هم خوب و مفید است، به ویژه وقتی در فرازهای آن تفکر و تأمل نیز بنمایید، اما عین کلام خداوند عزّوجل و عین کلام معصوم علیه‌السلام، نور دیگری است.

ممکن است شما بدهکار باشید و به هر زبانی در دلتان یا با جاری کردن در زبانتان خدا را بخوانید و بگویید «خداوندا! قرض مرا ادا کن» یا مرا در ادای قرض یاری کن، یا در روزق و روزی من گشایش فرما و ... – همه اینها شنیده می‌شود، او سمیع تمامی بندگانش است و زبان خاصی هم ندارد، اما اگر همین دعا مثلاً به زبان و ادبیات رسول خدا صلوات الله علیه و آله گفته شود: «اللهمّ اَقضِ دَین کلّ مَدین» یا به زبان معصوم (ع) گفته شود: « اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَأَغْنِنَا مِنَ الفَقْرِ »، مفاهیم عمیق‌تر، نور و برکت دیگری دارد. تأسی به اسوه‌ی حسنه، خودش برکت و مستوجب اجابت است.

هزاران ترجمه و تفسیر در خصوص یک آیه و یا یک فراز از دعا نوشته می‌شود، اما باز هیچ کدام، خود آن نمی‌شود؛ برای همین هنوز جای دارد که عقل و علم بیشتر در آن غور و غوص نماید.

یک نکته قابل توجه:

هنوز کسی نتوانسته «بسم الله الرحمن الرحیم» را درست ترجمه کند. به عنوان مثال در تمامی ترجمه‌های فارسی قرآن‌، در ترجمه‌ی این آیه نوشته شده: «به نام خداوند بخشاینده مهربان»؛ در صورتی که این ترجمه غلط است. چرا که ترجمه وقتی صحیح است که اگر به زبان اولش برگردانده شود، همان کلمات را بدهد؛ در صورتی که ترجمه عربی خداوند می‌شود «صاحب» و ترجمه بخشاینده می‌شود «جواد» و ترجمه مهربان می‌شود «رئوف»، پس به قول شهید مطهری (ره) ترجمه عربی «به نام خداوند بخشاینده مهربان» می‌شود «بسم الصاحب الجواد الرّئوف» که ربطی به «بسم الله الله الرحمن الرحیم» ندارد.

پس اشکالی ندارد که انسان در دلش یا در زبانش (به غیر از نماز) بگوید: به نام خداوند بخشاینده، یا با توکل به خدای مهربان یا ...، همه قبول است، شنیده می‌شود، مأجور نیز هست و پاسخ هم داده می‌شود، و هیچ کدام عبث یا پوچ و بیهوده نیست، اما «بسم الله الرحمن الرحیم»، نور دیگری است.

اشکالی ندارد ما به جای « الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم »، بگوییم: «خداوندا! درود فرست بر محمد و آل محمد و در فرج‌شان تعجیل بفرما»، حتماً قبول و مستجاب نیز هست و اجر هم دارد، اما بالاخره خیلی فرق است بین « صَلِّ » با «درود» که فقط اشاره به آن فرصتی دیگر می‌طلبد. همین قدر اشاره می‌شود که معنای «خداوند و ملائکه بر نبی صلوات می‌فرستند ...» این نیست که مثلاً همین طوری به زبان به او سلام داده یا درود می‌فرستند.


سه شنبه 96 آذر 7 , ساعت 10:30 صبح

پرسش:

چرا ما باید برا نماز خوندن حتماً خم و راست بشیم. من دوست دارم بجای نماز خوندن، پیانو یا سه تار بزنم. ممکنه یه راننده دوست داشته باشه پشت فرمون اینجوری با خدا راز و نیاز کنه: "اوستا کریم نوکرتم!" نماز عربی که اصلاً ازش هیچی نمی فهمیم چه ضرورتی داره عاخه؟!

پاسخ:

 مناجات با خدا
 هرفردی می تواند در خلوت خود مشغول عبادت و راز و نیاز با خداوند شود. این گونه از نماز، کمترین شروط و آداب را دارد. زیرا خداوند سخن بنده خود که در حال راز و نیاز با اوست را می شنود، وعده اجابت نیز به او داده است؛ گرچه بدنش آلوده باشد یا رو به قبله نباشد و حرکات خم و راست شدن خاصی را انجام ندهد. خداوند برای همین نماز است که می گوید: “فاینما تولوا فثم وجه الله”. این نماز تنها و تنها ذکر  و یاد خداوند است؛ حال بنده در هر حالتی که می خواهد باشد و به هر زبانی که می داند خدایش را بخواند. زیرا او دانا و شنواست.

♦? نماز ملکوتی
 اما راه میان بُر برای لقاء الله، نوعی از نماز است که حاصل مشاهده ملکوتی آن، در عالم بالا و توسط پیامبر عظیم الشأن است. و خالق انسان ها آن را نسخه شفابخش معرفی کرده است.

 معمولاً بهترین روش استفاده از یک دستگاه توسط سازنده ی آن تبیین و در اختیار کاربران قرار می گیرد.

 رسم عاشقی آن است که انسان در برقراری ارتباط روش پیشنهادی معشوق را عمل کند نه آن چنان که خود می پسندد. اگر معشوقی از گل قرمز تنفر داشته باشد و برعکس عاشق گل صورتی باشد، عاشق واقعی برای عرض ارادت انتخاب معشوق را ملاک قرار می دهد.

 حافظ می گوید:
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی.
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرأیی

 مثال دیگر: اگر کسی قصد ماهیگیری دارد، غذای مورد علاقه ی ماهی (کرم) را به قلاب آویزان میکند. وگرنه با آویزان کردن مثلا  پیتزا که خود دوست دارد، چیزی عایدش نمی¬شود!

♦? نکته مهم
کسی که واقعا بخواهد خدا را آنگونه که او دوست دارد، عبادت کند، سعی می کند ترجمه و تفسیر عبارات نماز و همین طور رمز و راز اعمال آن را به دست آورد. (در روایات برخی اسرار نماز، اشاره شده و تحقیقاتی نیز در مورد، آثار سجده و رکوع، بر سلامت جسم و روان انسان انجام شده است.)

 بهترین روش عبادت، که مطابق سیستم روانی انسان تنظیم شده، نمازی است که خود خدای مهربان و آگاه ما پیشنهاد داده نه آن گونه که خود می¬پسندیم.

منبع مطلب


سه شنبه 96 آبان 30 , ساعت 9:41 صبح
چهارشنبه 96 آبان 17 , ساعت 11:41 صبح

سؤال کرد که از نماز فاضلتر چه باشد  ؟!

یک جواب آنکه گفتیم جان نماز به از نماز است، مَعَ تقریره. جواب دوم که ایمان به از نماز است، زیرا نماز پنج وقت فریضه است و ایمان پیوسته، و نماز به عذری ساقط شود و رخصت تأخیر باشد. و تفضیلی دیگر هست ایمان را بر نماز که ایمان به هیچ عذری ساقط نشود و رخصت تأخیر نباشد. و ایمان بی نماز منفعت کند، و نماز بی ایمان منفعت نکند – همچون نماز منافقان. و نماز درهر دینی نوع دیگر است، و ایمان به هیچ دینی تبدل نگردد، احوال او وقبله او و غیره متبدل نگردد.

و فرقهای دیگر هست، به قدر جذب مستمع ظاهر شود. مستمع همچون آرد است پیش خمیر کننده؛ کلام همچون اب است در آرد: آن قدر آب ریزد که صلاح اوست.

شرح (استاد قمشه ای)

- از نماز فاضلتر چه باشد .....: چون نماز را افضل عبادات دانسته اند – و این برتری در قرآن و احادیث و روایات اسلامی مورد تأیید است – پاسخ این سؤال که برتر از نماز چیست در واقع همان است که مولانا در آعاز گزیده ای گفت ((هم نماز)) یعنی چیزی برتر از آن نیست. اما اینجا، به تعبیر دیگری، صورت نماز یا نماز صوری را در مقابل جان نماز و اصل ایمان قرار داده و برتری ایمان را به دلایل گوناگون بر صورت نماز متذکر شده است که نماز بی ایمان را، چون نماز اهل نفاق، هیچ ثواب نباشد، بلکه مستوجب عتاب است که:

 

آن منافق با موافق ، در نماز،     

 از پی استیزه آید، نی نیاز.

                                                                                                                                         (مثنوی)

 نمازت کی شود آخر نمازی، 

تو تا خود را بکلی در نبازی؟

                                                                                                                                    (گلشن راز)

 

منبع:فیه مافیه فصل چهارم مطلب 35


یکشنبه 96 مهر 30 , ساعت 11:33 صبح

امام صادق علیه السلام :

"مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَعْلَمَ اَقُبِلَتْ صَلاتُهُ اَمْ لَمْ تُقْبَلْ، فَلْیَنْظُرْ هَلْ مَنَـعَتْهُ صَلاتُهُ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ؟ فَبِقَدْرِ ما مَنَـعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْهُ؛"

کسى که دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه؟ باید ببیند آیا نمازش او را از زشتى ها و ناپاکى ها دور کرده است یا خیر؟ به همان اندازه که دور کرده، قبول شده است.

[بحار الأنوار، ج 82 ، ص 198]

تک نگاشت ها

1-شناخت اشیاء از روی نشانه ها و آثار آن ممکن است

2- نماز همچون هر عبادت دیگر مشتمل بر دو مقوله صحت و قبول است (صحیح بودن نماز مبتنی است بر آنچه در رساله های عملیه مراجع وجود دارد.ولی قبولی نماز مرتبه ای است بالاتر و والاتر از صحت آن است.)

3-نماز را باید دوست داشت (تنها خواندن نماز محبت به آن نمی آورد)دوست داشتن به استقبال با همه وجود از نماز است .دوست داشتن نماز با مرحله فرمانبرداری از پیام هایی که در روح نماز وجود دارد همراه است.

4- توجه و نگاه عمیق و معرفت دقیق از ظاهر و باطن نماز هم ممکن و هم لازم است.(معارف نماز فلسفه و حکمت ( چرایی ها ) و آداب و شرایط اقامه (چگونگی ) و آثار و دستاوردهای دنیوی و اخروی آن است.)

5- تبیین موضوعات مهم با طرح پرسش تاثیرگزاری بیشتری دارد

7- نسبت بین قبول شدن و قبول نشدن نماز نسبت بین دوری و نزدیکی انسان به گناهان و پلشتی ها و زشتی هاست.

8- میزان پذیرش نمازدوری و اجتناب نماز گزار از گناه است . هر اندازه نماز کاملتر شود دوری نمازگزار ازآلودگی ها بیشتر می شود.

9- پس از اقامه هر نمازتا انجام نماز بعدی لازم است نمازگزار خود را در معرض ارزیابی و حسابرسی و بازپرسی قرار دهد .

10 – تشخیص قبول شدن نماز و عبادت ها برای شخص امکان دارد.

11-طرح پرسش در واکاوی موضوع و فعال کردن اندیشه و دستیابی به نتیجه مطلوب موثر است.

12- خود ارزیابی و به چالش کشیدن نیروهای درونی راهی برای برون رفت از مشکلات است.(نماز من چگونه بود؟ چرا در اول وقت انجام نشد؟ کجای کارم اشکال داشت که در نماز تمرکز نداشتم؟کجای نمازم اشکال داشت که این برخورد ناشایست را با همسرم و فرزندم ،همسایه ام،همکارم و.... داشتم؟و.....) 


چهارشنبه 96 مهر 12 , ساعت 11:21 صبح

با سرعت خیلی بالا توی اتوبان و جاده رانندگی می کنی،مشغول حرف زدن با تلفن همراهتی،کمربند ایمنی رو هم نبستی،راننده اتومبیل مقابل بهت چراغ میده ،یه نوع چراغ دادن مخصوص !چراغه برات یه علامته که از همه علائم هشدار دهنده و بازدارنده کنار جاده مهمتره!

متوجه میشی پلیس نامحسوس و یا محسوس خیلی خیلی بهت نزدیکه،پا رو از روی پدال گاز بر می داری،به فرد مقابلی که با او صحبت می کردی میگی ببین پلیس اینجاست بعدا تماس می گیرم.!کمربندت رو می بندی ،حتی به کسی که کنارت نسشته هم میگی کمر بندت رو ببند!!

تنها با یک توجه و فهم موضوع و عمل بر طبق گفتار رهگذری خودت رو از خطر جریمه و خطاب و عتاب پلیس نجات می دهی.!

کاش! انسان در مسیر پر پیچ و تاب زندگی به علائم و چراغ دادن های اولیاء خداوند نیز توجه می کرد تا دیگر شاهد این همه خون ریزی،نابسامانی،حق خوری،دروغ،فریب،نفاق و دورویی نباشیم.

 

Image result for ?الم یعلم بان الله یری?‎

مراقب باشیم جاده هستی بی پلیس نیست!


دوشنبه 96 شهریور 27 , ساعت 2:12 عصر

 

معرفی برخی کتب در باره معارف نماز

  • احکام نماز بیماران، نجفی، مصطفی، جعفری، امیرقلی، راعی، مسعود، نشر کنکاش
  • احکام و روح نماز، وحیدی، محمد، بوستان کتاب
  • آداب باطنی و اسرار معنوی نماز، شیروانی، علی، دفترنشرمعارف
  • آداب­الصلوه: آداب نماز، خمینی، روح­الله، موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)
  • ادب بندگی یا آداب نماز در بیان پیامبر اعظم(ص)، مرتاضی، احمد، نشر علم
  • اربعینی در نماز حسینی، سیدحسین، رضوی، سید علی، نشر آفاق
  • از ژرفای نماز، خامنه­ای، سیدعلی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • اسرار پزشکی نماز شب، غفاری، محمود، نشر شهاب­الدین
  • اسرار نماز: ترجمه اسرارالصلوه، شهید ثانی، زین­الدین بن علی، مهدی­پور، علی­اکبر، موسسه انتشارات رسالت و وثوق
  • اسرار نماز، حیدری مظفرنگری، رجبعلی، مرکز جهانی علوم اسلامی
  • آشنایی با نماز، محسن قرائتی، ستاد اقامه نماز و مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
  • آغازی با نماز، امیری، آبتین، نشر احسان
  • اقیانوس رحمت: نماز جماعت، سجادی، سید محمدکاظم، نشر معصومین(ع)
  • امام در سنگر نماز، ستاد اقامه نماز
  • آموزش عرفانی نماز: بر اساس روانشناسی اسلامی، ژاله­فر، تقی، نیکان کتاب
  • آموزش و اهمیت نماز، کودکان و نوجوانان، صالحی، عبدالله، نشر نورالسجاد و مدرسه
  • آموزش و تفسیر نماز در پرتو قرآن و سنت، نادری، اسعد، نشر ایلاف
  • انشاء نماز(برگزیدگان مرحله کشوری مسابقات انشاء نماز در دوره متوسطه)، ستاد اقامه نماز وزارت آموزش و پرورش، نشر مهر برنا
  • آینه­ها در کویر، باقری، یونس، حداد، حسین، ستاد اقامه نماز
  • بگذار با تو بمانم (معرفی آثار بخش قطعه ادبی)، آبیار، نرگس، حداد، حسین، طهوری، مهدی، ستاد اقامه نماز
  • به سوی او، آیه الله مصباح، محمدتقی، نادری، محمدمهدی، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
  • به عشق محبوب: قصه­های شیرین نماز، نعیمی، جواد، نشر جلیل
  • بهای بهشت: اهمیت و فوائد نماز در سخن معصومین(ع)، صدرمحلاتی، جلال، موسسه انتشارات مشهور
  • پاسخ درباره نماز، رو حبخش، علی، نشر فائز
  • پرتوی از اسرار نماز، قرائتی، محسن، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
  • پرستش آگاهانه، محمدرضا رضوان طلب، ستاد اقامه نماز
  • پرسمان قرآنی نماز، شمس، سعید، نشر سبط اکبر(ع)
  • پنجره­ای رو به آفتاب: ویژه­نامه خاطره­ها و تجربه­های معلمان، مربیان و مدیران مدارس ابتدایی درباره نماز، نشر مهر برنا
  • پیام نماز و رازهای آن، عارف، علی اکبر، نشر مهر امیرالمومنین(ع)
  • پیوند با خدا: رمز استواری و رستگاری عبادی؛ اخلاقی؛ تربیتی، زینلخانی، عبدالله، دانش پرور
  • پیوند با ملکوت، غیوری، سیدعلی، پیام آزادی
  • تجلی نماز در سیره امام حسین علیه­السلام، محمدی اشتهاردی، محمد، نشر مطهر
  • تربیت عبادی و نماز در خانواده، کاظمی، شهاب، نورعلم
  • تفسیر نماز، قرائتی، محسن، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
  • جمله­ها و نکته­های نماز: برگزیده­هایی از کتاب میزان الحکمه جلد هفتم، شاطرزاده یزدی، مجتبی، نشر هاتف
  • چراغ دل: احادیثی پیرامون نماز با ترجمه نثر و نظم، حسینی، سیدبشیر، نسیم حیات
  • چگونه برای نماز صبح بیدار شویم؟، ایوبی، محمد، نشر عالم افروز
  • چهل حکایت درباره نماز معصومان(ع)، نشر عالم افروز
  • حضور قلب درنماز: علل و درمان حواس­پرتی در نماز به ضمیمه علل ترک نماز و درمان آن، عزیزی تهرانی، علی­اصغر، بوستان کتاب
  • حیات عارفانه فرزانگان (نماز اول وقت) همراه با: فلسفه و اسرار نماز، صدری مازندرانی، حسن، نشر مشهور
  • خانواده و نماز، جمعی از نویسندگان، سنگری، محمدرضا، انجمن اولیاء و مربیان
  • خشوع در نماز، منجد، محمدصالح، دارابی، عبدالله، پیری، ناصر، نشر پرتو بیان
  • خلاصه کتاب آداب الصلاه، رستمی، ابراهیم، نشر جمال
  • خم ابروی یار: خاطرات نماز سرداران و فرماندهان، مومنی راد، احمد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران سروش
  • داستان از حالات معنوی و عرفانی نماز بانوان، عزیزی، عباس، نشر صلاه .
  • داستانهای شیرین از نماز شب، حسینی، سیدعبدالله، مهدی­یار
  • داستانهایی پیرامون نماز، محمدلو، محمودعلی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
  • دانستنیهای لازم از نماز، وحیدی، محمد، طریقه­دار، ابوالفضل، بوستان کتاب
  • در خلوت شب، عزیزیان، علی، موسسه فرهنگی انتشاراتی شاکر
  • در ساحل نماز: مجموعه موضوعات برای ارایه بین نماز ظهر و عصر توسط امام جماعت آموزشگاههای دوره­های متوسطه و پیش­دانشگاهی، کیمنش، خسرو، نشر مهر برنا
  • در محراب نماز، جلیلی اندریانی، مجتبی، نشر مومنین
  • در محضر معشوق مجموعه تحقیقاتی پیرامون نماز، مناقبیان، محمدکاظم، نشر نجابت
  • درسهایی از نماز، سازمان آموزش و پرورش استان کرمان، معاونت پرورشی و نسیم حیات
  • راز شکفتن در نماز با حضور قلب قدسی، صدیقه، برگ رضوان، دلیل ما
  • راز نماز (برای جوانان)، قرائتی، محسن، محدثی، جواد، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
  • راز نیایش: فواید طبی و درمانی نماز، نجفی، گودرز، شرکت چاپ و نشر بین­الملل
  • رازهای نماز، آیت الله جوادی آملی، عبدالله، زمانی قمشه­ای، علی، نشر اسرا
  • راهیابی به حضور قلب در نماز، خسروی، موسی، نشر الف
  • روش برای ترغیب فرزندان به بهترین کار نماز (ویژه اولیاء و مربیان)، کیمنش، خسرو، باقری، ام­کلثوم، گنج معرفت
  • روشهای پرورش احساس مذهبی نماز در کودکان و نوجوانان، افروز، غلامعلی، انجمن اولیاء و مربیان
  • روشهای صحیح ترویج فرهنگ نماز، رحمانی، طاهره، گلهای بهشت
  • زلال جاری نماز و نیایش در آینه قرآن و روایات، کرمی فریدنی، علی، نسیم انتظار و مرتضی
  • ستون خیمه، بهرامپور، ابوالفضل، سازمان پژوهش و برنامه­ریزی آموزشی، نشر مدرسه
  • سجده دل یا قلب نمازگزار، صالحی، افشان، موسسه بوستان کتاب
  • سخنی درباره نماز، رسولی محلاتی، سیدهاشم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • سرود یکتاپرستی: فلسفه نماز، تغییر قبله، زبان نماز، نماز وسطی، نمازچیست؟، بهشتی، محمد، مرودشتی، عبدالرحیم، نشر بقعه
  • سلامت روان در پرتو نماز، شجاعی، علی، نشر سابقون و دارالحکمه
  • سیمای نماز جمعه در کلام الهی و ائمه معصوم: گزیده­ای از فرازهای آخرین سخنرانی حضرت محمد(ص)، عبادی، احمد، نشر مشهور
  • سیمای نماز، انصاریان، حسین، دارالعرفان، نشر انصاریان
  • شب مردان خدا: در فضیلت و آداب نماز شب، ضیاءآبادی، سیدمحمد، دارالثقافه بنیاد بعثت
  • صدای سخن عشق (مجموعه­ای از حکمتها و حکایتهای نماز از زبان آیت­الله بهجت)، اسلامجو، حامد، موسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبت
  • عبادت احرار، بهشتی، سید جواد، ستاد اقامه نماز
  • عبادت و نماز، محدثی، جواد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
  • عبد شکور: نگاهی به سیره عبادی پیامبر اکرم(ص)، بهشتی، جواد، مختاری، محمدرضا، نشر سنبله
  • عروج تا بینهایت، آیت­الله مصباح، محمدتقی، غیاثی سراب، محمدرضا، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
  • فرصت پرواز: روشهایی برای هدایت کودکان و نوجوانان به نماز در مدارس، محمدی، محمد، دانش­نیا، پریوش، نشر مهر برنا
  • فلسفه راز و نیاز، کرمانی، طوبی، نشر بین­المللی الهدی
  • قصه­های نماز ویژه دانش­آموزان، عزیزی، عباس، نشر معصومین(ع)
  • قنوت در قفس، عبداللهی، سرفراز، نسیم حیات
  • کلاس عشق: نماز در آثار شهید دستغیب، سقاچی، علی، نشر نبوغ
  • کیمیای جان: سازندگیهای نماز شب و شب­زنده­داری، سهراب­پور، همت، بوستان کتاب
  • گزیده­ای از آثار و سیره امام خمینی(ره): نماز، امام روح الله خمینی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)
  • گزیده­ای از آثار و سیره امام خمینی(ره): نماز، مصباحی، زهرا، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)
  • گفتگو با خدا، بهشتی، سید جواد، آیین تربیت
  • گوهر نماز و نیایش، مهاجرانی، سیدعطا ءالله، اطلاعات
  • مجموعه مقالات: نماز و خانواده: شانزدهمین اجلاس سراسری نماز، انجمن اولیاء و مربیان
  • مشکات، آیت­الله مصباح، محمدتقی، نادری، محمدمهدی، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
  • معمای نماز، قاسمی، محمدحسین، نشر روح
  • مفتاح الفلاح یا نیایش و ارتباط با خدا، مشکینی اردبیلی، علی اکبر، نشر الهادی
  • مقام محمود: خاطرات نماز شب رزمندگان، مومنی راد، احمد، سروش
  • مونس خلوت نمازگزار، شیخ گودرزی، عباس، نشر راه نیکان و مروی
  • نزدیکتر به ملکوت (نماز جوان امروز) مروجی، لیلاالسادات، امینی پویا، حسین، ستاد اقامه نماز
  • نقش نماز در زندگی، حیدری، کبری، نشر نورالسجاد
  • نماز از دیدگاه امام علی (ع)، عزیزیان، محمدتقی، نشر سیف
  • نماز پرواز به ملکوت، ندایی، مژگان، گوهریان، کورش، دفتر نشر معارف
  • نماز جمعه در قرآن و روایات (سیری در تفسیر سوره جمعه)، نکونام، محمدعلی، نشر دارالنور مهر و امیرالمومنین(ع)
  • نماز جمعه: نظرات، احکام و فضیلت آن، عطایی، محمدحسین، نگهبان، حمیدرضا، نشر به نشر
  • نماز جمعه، قاضی عسکر، سیدعلی، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
  • نماز چیست؟ این ایستادن و خم شدن این نشستن و به خاک افتادن و با هر یک کلماتی گفتن چه معنی دارد؟، بهشتی، احمد، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • نماز چیست؟، حسینی بهشتی، سید محمد، نشر بقعه
  • نماز در اندیشه و سیره امام خمینی(ره)، یاسینی، زهره­ سادات، موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره)
  • نماز در آینه تمثیل: 114 مثل و نکته پیرامون نماز، سوقندی، محمدرضا، نشر انصار
  • نماز در سیمای خانواده، جمعی از نویسندگان، انجمن اولیاء و مربیان
  • نماز در قرآن، اخوان، محمد، مرسل
  • نماز در قرآن، عاقل، نیام، نشر عصر و رهایی
  • نماز راهی به سوی معشوق، نصرت آبادی، هادی، نشر صالحان
  • نماز زیباترین الگوی پرستش، نعیم­آبادی، غلامعلی، واعظی نژاد، حسین، ستاد اقامه نماز
  • نماز شب: دست نیاز به سوی پروردگار، بهتاش، یدالله، نشر سبحان
  • نماز شب، هادیزاده کاشانی، محمدرضا، دارالفکر
  • نماز عارفان، نصیری، علی­اکبر، آوای نور
  • نماز عارفانه: خلاصه اسرارالصلوه ملکی تبریزی، جواد بن شفیع، محدثی، جواد، بوستان کتاب
  • نماز مایه تربیت و آرامش روح و روان، مکارم شیرازی، ناصر، نسل جوان، مدرسه امام علی(ع)
  • نماز و آثار آن در دوره جوانی، موسی زاده، ابراهیم، دفتر نشر معارف
  • نماز و آثار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی آن، مجاوری، محسن، نشر اندیشه اسلامی
  • نماز و اصلاحات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، امین­زاده، علی، امید مهر
  • نماز و تربیت، دبیرخانه دائمی اجلاس سراسری نماز، ستاد اقامه نماز
  • نماز و چهارده معصوم (علیهم السلام)، میرنوربخش، سید محمود، نشر الف
  • نماز و دانشجو، (آثار برگزیده اولین همایش نماز و کانونهای دانشجویی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها)، معارف
  • نماز و روزه مسافر: از نگاهی دیگر، موسوی زنجانی، سید حسین، سلسبیل
  • نماز و روزه: راهی به سوی معبود، سعیدیان، محسن، حاجی ابراهیمی، مسعود، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر
  • نماز: انسان شدن، شریعتی، علی، نورمحمدی، احمد، بنیاد فرهنگی علی شریعتی
  • نمازشناسی، راشدی، حسن، ستاد اقامه نماز
  • نمازی که از ما خواسته شده، غیاث، عبدالرحمن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • یکصد داستان و حدیث و مطالب متنوع درباره نماز اول وقت، رجائی خراسانی، محمدحسین، رستگار
  • یکصد و چهارده نکته از قرآن کریم درباره نماز، دهقان، اکبر، ستاد اقامه نماز
  • یکصد و چهارده نکته درباره نماز، قرائتی، محسن، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن

دوشنبه 96 شهریور 20 , ساعت 2:6 عصر

کلمه‌ی فارسی "نماز" که ادبیات دینی به جای کلمه‌ی عربی "الصلوة" به کار می‌رود، معانی متفاوتی دارد، اگر چه مترادف یک دیگر هستند، چنان که :صلات (الصلوة) نیز معانی متفاوتی دارد، اما اسمی شده است برای نوعی عبادت که شامل تمامی آن معانی می‌باشد.

*- در فرهنگ عمید نماز چنین معنی شده است: «پرستش، نیاز، سجود، بندگی و اطاعت، خم شدن برای اظهار بندگی و اطلاعت و یکی از فرایض دین، عبادت مخصوص و واجب مسلمانان که پنج بار در شبانه روز به جا می آورند.» (ج2، ص 1919)

البته می‌تواند گفت که برخی از آن چه در معانی گفته شده است، مصداق می‌باشد و نه معنیِ کلمه، مثل این که گفته است: "یکی از فرایض دین، عبادت مخصوص و واجب مسلمانان".

*- کلمه‌ی "نماز" در فارسی، ریشه در زبان و ادبیات پهلوی و کلمه (یماک) دارد که به معنای خم شدن جهت کرنش و تعظیم است.  

*- نماز، از ریشه‌ی «نم» گرفته شده که آن نیز از تبدیل «یماک» به «نماک» می‌باشد و به همان معنای خم شدن (تعظیم) و کرنش در مقابل دیگری می‌باشد که به فعل آن (نمیدن) می‌گویند. از این رو، چه شخص در مقابل عظمت پروردگار عالم سر تعظیم و کرنش فرود آورد (مثل رکوع در نماز)، و چه در مقابل یک سلطان یا هر کسی که مقام او را معظم می‌دارد، سر فرود آورد و خم شود، «نماکی» کرده است.

*- نماز در لغت به معنی نیایش و دعاست. وجه اشتقاق این واژه را از کلمه‌ی «نمیدن» به معنی تعظیم و کرنش و خم شدن در مقابل کسی دانسته‌اند. این واژه در متون ادبی و عرفانی فارسی به معنی انقیاد، تکریم و بزرگداشت ذکر و رحمت و زیارت نیز به کار رفته است.

*- به تبع این معنای اصلی، معانی دیگری نیز برای نماز آورده‌اند و یا بهتر بگوییم: "نماز را به معانی دیگری نیز به کار برده‌اند" که از آن جمله، دعا (نیاز و درخواست) و طهارت (پاکی در ظاهر و باطن) می‌باشد، چنان که در ادبیات و اشعار فارسی، "نماز کُن" به معنای"شستشو کن"نیز به کار رفته است (نماز شناسی، دکتر خزائلی، ج1، ص 71).

*- پس به طور کلی، "نماز" به معنای بندگی و معظم داشتن (تعظیم)، معبود است که قطعاً با کرنشی از روی پاکی و صفای ظاهر و باطن انجام می‌گیرد، و به همین دلیل ترجمه و معادل کلمه «الصلوة» در ادبیات دینی قرار گرفته است.

*- معانی متفاوت کلمه "نماز" که همه مترادف یک دیگر بوده و به یک اصل بر می‌گردند را به خوبی می‌توان در اشعار شعرای بزرگ و نامی ایران فهمید، به عنوان مثال:

حافظ:

من و انکار شراب! این چه حکایت باشد؟

غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد

تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم

ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد

زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز

تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد

...

مولوی:

اگر نه روی دل اندر برابرت دارم

من این نماز حساب نماز نشمارم

زعشق روی تو من رو به قبله آوردم

وگرنه من زنماز وزقبله بی زارم

ازاین نماز ریایی چنان خجل شده‌ام

که دربرابر رویت نظر نمی‌آرم

نماز کن به صفت چون فرشته باید و من

هنوز در صفت دیو و دد گرفتارم

کسی که جامه به سگ برزند نمازی نیست

نماز من که پذیرد که در بغل دارم

ازاین نماز نباشد بجز که آزارت

همان به آنکه ترا بیش از این نیازارم

از این نماز غرض آن بود که من با تو

حدیث درد فراق تو باز نگذارم

وگر نه این چه نمازی بود که من بی تو

نشسته روی به محراب و دل به بازارم

اشارتی که نمودی بشمس تبریزی

نظر به جانب ما کن غفور و غفارم

سعدی:

...

بلای عشق تو نگذاشت پارسا در پارس

یکی منم که ندانم نماز چون بستم

نماز کردم و از بیخودی ندانستم

که در خیال تو عقد نماز چون بستم

نماز مست شریعت روا نمی‌دارد

نماز من که پذیرد که روز و شب مستم

چنین که دست خیالت گرفت دامن من

چه بودی ار برسیدی به دامنت دستم

من از کجا و تمنای وصل تو ز کجا

اگر چه آب حیاتی هلاک خود جستم

...


سه شنبه 96 شهریور 14 , ساعت 8:59 عصر

کتاب اخلاق ناصری که از خواجه نصیر است، خلاصه ای دارد به نام اخلاق جلالی که اخیراً در ایران چاپ شده؛ اما در انگلستان و به زبان انگلیسی در حدود 150 سال پیش چاپ شده است. علت چاپ این کتاب در آنجا و در آن زمان این بود که گفتند ما که می خواهیم بر کشورهای اسلامی مسلط شویم و آنان را مستعمره خود کنیم، اول باید فرهنگ و اخلاق آنان را بدانیم. در این مورد سؤال کردند، دیدند بهترین کتاب در اخلاق و فرهنگ، کتاب اخلاق ناصری است. گفتند طولانی است، خلاصه آن را چاپ کردند که همین اخلاق جلالی است.

Image result for ?کتاب اخلاق ناصری?‎

 

پس این کتابی که نوشته شده، دستورالعملی بوده که واقعاً مسلمانان به آن عمل می کردند و آداب آن را رعایت می کردند.

در این کتاب و در مورد آداب سخن گفتن و صحبت کردن، مواردی ذکر شده که به برخی از آنها اشاره می شود:

1. باید که بسیار نگوید.

2. سخن دیگران را با سخن خود قطع نکند.

3. هر که سخنی و حکایتی می گوید که او هم بر آن واقف است و اطلاع دارد، اظهار فضل و علم نکند تا او حرفش تمام شود.

 4. چیزی که از غیر او پرسند، جواب ندهد.

 5. اگر از دیگری پرسش کردند و او خوب جواب نداد، باز هم جواب ندهد تا حرف او تمام شود، شاید حرف درست را برای آخر گذاشته است.

 6. اگر از جمعی سؤال کردند که او هم در بین آنان است، باز هم بهتر است که جواب ندهد.

 7. اگر دو نفر با هم سخن می گویند، او خود را نفر سوم آنان نکند.

8. اگر چیزی را از او پوشیده دارند، استراق سمع نکند.

( استراق از سرقت و به معنای دزدی است، حرفی که مال دیگران است، بدون اجازه آنان برگیرد؛ مگر اینکه او را مشارکت دهند. گوش کسی که حرف دیگران را سرقت می کند حتی می توان کر کرد. نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه خود بود، همسرش دید که دنبال چوب یا چیزی می گردد، عرض کرد: برای چه می خواهید؟ فرمود: کسی از درز در (یا دیوار) به داخل خانه نگاه می کند، می خواهم چشمش را کور کنم. یعنی نگاه بدون اجازه به خانه دیگران، استراق عین است و مثل استراق سمع است، این مقدار گناه فاحشی است که می توان او را کور کرد.)

 9. لحن صدا را ملایم کند، نه خیلی بلند و نه خیلی آهسته.

با دقت در نکات نه گانه متوجه می شویم که برای همه آن مستند قرآنی و روایی وجود دارد.موجب امتنان است خوانندگان عزیز چنانچه به مستندات موارد فوق دست یافتند در بخش دیدگاهها ما را از آن بهره مند سازند.

در این یادداشت از مبحث تدبیر منزل سلسله گفتگو های استاد ارجمند آیت الله احمد عابدی بهره جسته ام.


یکشنبه 96 مرداد 29 , ساعت 9:5 عصر

اگر دعای بسیار به همراه توسلات نیز در استجابت و رفع گرفتاری‌هایت نتیجه نداد، بدان که کار بیخ پیدا کرده است

چاره و راه‌کارچیست؟


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ - اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج.

سلام دوستان!

آدمی عین فقر و نیاز است؛ پس هر کسی ضمن گرفتاری‌های فراوان، آمال و آروزهایی نیز دارد.

بدیهی است که این آدم فقیر و نیازمند، برای رفع گرفتاری‌ها و تحقق آمال و آروزهایش، به سراغ غیر خود [یا همان وسایل] می‌رود، حال خواه این "وسیله"ها و "واسطه"ها از نوع انسان باشند، یا غیر انسان. مثل وسیله قرار دادن پزشک (انسان)، یا دارو (اشیا)، برای بهبود. و همین طور است توسل به اهل عصمت علیهم السلام، توسل به قرآن کریم، نماز، دعا، صدقات و ... ، همین التماس دعایی که به یک دیگر می‌گوییم نیز نوعی"توسل" می‌باشد.

در کلیت این اصلِ توسلِ به وسایل، هیچ تفاوتی بین انسان مؤمن با غیر مؤمن وجود ندارد و هیچ استثنایی هم به آن راه ندارد، همگان با توسل به غیر (وسایل گوناگون) پیش‌روند؛ منتهی تفاوت این است که انسان جاهل و غیر مؤمن، گمان می‌کند که "وسیله"، به خودی خود کارساز است، اما عاقل و مؤمن می‌داند که "وسیله"، همان وسیله است و بیش از وسیله شدن، کاری از او (آن) بر نمی‌آید و می‌داند که خالق، مالک، رازق، رب و "فعال مایشآء" در امر او و تمامی وسایل و آثارشان، دیگری می‌باشد. الله جلّ جلاله.

البته روی سخن ما در این مبحث کوتاه، همان انسان‌های عاقل و مؤمن می‌باشد که مقصودم از مؤمن، الزاماً نماز شب خوان نیست، بلکه همانها که خدا را قبول دارند و به وقت حاجت، "یا خدا" می‌گویند و به وقت "توسل" نیز می‌دانند که کارها به دست اوست. لذا به اهل بیت علیهم السلام نیز که متوسل شوند، می‌گویند: « تَوَسَّلْتُ بِکُمْ اِلَى اللّهِ ».

?- اما، گاه پیش می‌آید و به نظر می‌رسد که به رغم دعاها (خواندن‌ها و خواستن‌ها)ی مستمر و فراوان و نیز توسلات بسیار محکم و غلیظ، دعا مستجاب نمی‌شود که هیچ، گرفتاری به مقدار کم یا زیاد تشدید نیز می‌شود! گاه رفع گرفتاری‌ها زمان دارد که اگر طولانی شود و یا از زمانش بگذرد، مشکلات عدیده‌ی دیگری به بار می‌آورد (پناه بر خدا).

?- بدیهی است که خداوند منّان، بندگانش را دوست دارد، ربّ، رازق، رحمان و رحیم است و استجابت کننده‌ی دعاهاست؛ بنابراین وقتی گرفتاری حل نشد، باید چند دقیقه فکر کرد که چرا؟!

الف – یک علت خوش‌بینانه این است که بگوییم: «لابد وقتش نرسیده – لابد مصلحت ما ندیده – لابد مسائلی به نفع و ضرر من هست که من از آن بی‌اطلاعم، اما او می‌داند – لابد حکمت و مشیت‌اش بر آن قرار نگرفته و ... !

همه اینها درست است؛ اما این نگاه خوش‌بینانه ‌به نقش یک روی سکه است. از یک سو خداوند سبحان را رحمان، مجیب، جواد، کریم، رئوف و منّان می‌شناسیم، و از سوی دیگر خودمان را خوب، مرضی و مقرب دیده‌ایم و هیچ اشکالی در خود نیافته‌ایم،  ...! لذا چنین صورت‌هایی را فرض می‌کنیم، و البته تا حدود بسیاری درست هم هست.

ب – اما روی دیگر سکه، "واقع بینی" می‌خواهد که کمی برای همه و به ویژه کسانی که ناخودآگاه "خودپسند" نیز هستند، دشوار است، و آن این است که بدانیم «وقتی دعاها مستجاب نشد، توسلات، به ویژه به اهل عصمت علیهم السلام، نماز، دعا و ... نیز ثمر نبخشید، گرفتاری باقی ماند و یا تشدید نیز شد، لابد کار بیخ پیدا کرده است! پس تلنگر و تشر می‌زند، تا بیدار و هوشیار شویم و بازگردیم. خودش در قرآن کریم فرمود که من فقط بخشی از آثار کارهای نادرست شما را در دنیا به خودتان باز می‌گردانم تا بفهمید که معاد و ناراحتی و عذاب در پیش است:

« ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ » (الرّوم، 41)

ترجمه: فساد، در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است؛ خدا می‌خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بسوی حق) بازگردند!

می‌فرماید: تازه این مشکلات و گرفتاری‌ها، بازتاب کمی، از بخش کوچکی، از علمکرد شماست؛ بیشترش را می‌بخشم (به قول ما ندید می‌گیرم) تا بیشتر گرفتار کارهای خوتان نشوید:

« وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ » (الشّوری، 30)

ترجمه: هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده‌اید، و بسیاری را نیز عفو می‌کند.

قرآن مجید:

نمونه‌ی‌ این مستأصل شدن‌ها، عدم استجابت دعاها و مؤثر نیفتادن توسلات یا به کار نیامدن وسایل، نه تنها در زندگی اکثر ما دیده شده، بلکه در قرآن کریم نیز به آن تصریح شده است، مثل داستان آن جوان گناهکاری که حتی اظهار ندامتش نزد رحمة للعالمین صلوات الله علیه و آله نیز مقبول نیفتاد و سر به کوه و بیابان گذاشت و خود را به غل و زنجیر کشید و به خداوند سبحان گفت: دیگر جز تو کسی را ندارم! پس برایش آیه‌ی رحمت و مغفرت نازل گردید.

یا آن که اشاره به"مضطر"نمود و مضطر کسی است که دیگر هیچ راه‌حل و وسیله‌ای برایش باقی نمانده است! و فرمود: « أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ ... – کیست آن که دعای مضطر را مستجاب می‌کند و گرفتاریش را برطرف می‌نماید /  النّمل، 62»

در بیان اهل بیت علیهم السلام:

در دعاهای مأثوره از اهل بیت علیهم السلام نیز به این معنا بسیار تصریح شده است. مثل فرازهایی در دعای ابو حمزه، یا دعای کمیل ... و یا دعای روز چهارشنبه که عرض می‌نماید: « أَدْعُوکَ دُعَاءَ مَنْ ضَعُفَتْ وَسِیلَتُهُ وَ انْقَطَعَتْ حِیلَتُهُ وَ اقْتَرَبَ أَجَلُهُ ... - تو را می‌خوانم همچون کسی که وسیله‏اش ناکارا گشته و رشته چاره‏اش گسسته‏ و اجلش نزدیک شده است».

چاره و راه‌کار:

چاره و راه‌کار، باز هم همان"دعا و توسل"است، چرا که اولاً از ما کاری بر نمی‌آید و اگر بر می‌آمد که نه نیاز داشتیم و نه خرابکاری می‌کردیم؛ ثانیاً ما مالک و رب و رازق نیستیم و باید از او بخواهیم؛ ثالثاً هم خداوند منّان فیوضات خود را به وسیله می‌رساند و هم بندگان به وسیله کسب و اخذ می‌نمایند.

دوستی گفت: می‌خواهیم مستقیم با خدا ارتباط داشته باشم و مستقیم و بدون هیچ وسیله‌ای از او بگیرم! گفتم: تمامی ارتباطات ما مستقیم است، وقتی "یا الله" یا"اللهم" می‌گوییم، مستقیم خودش را می‌خوانیم، اما باز هم به وسیله‌ی دل و زبان! در ضمن هر گاه خدای منّان چیزی را بدون وسیله به تو داد، تو هم بدون وسیله از او اخذ کن! وحیّ را نیز با وسیله فرستاد.

اما، این بار نوع دعا و توسل ما باید متفاوت گردد و چند کار را انجام دهیم:

یک - دقایقی به لطف خدا فکر کنیم که چه نعمت‌هایی را به ما ارزانی داشته و دارد.

دو - دقایقی به خودمان فکر کنیم که کجاها را خطا کرده‌ایم؟ این خطا چند گونه است، یا مستقیم نعمت را قدر ندانسته و ضایع کرده‌ایم، یا با گناهان دیگری نعمات را ضایع کرده‌ایم، یا رفتارهایی داریم که مانع از بالا رفتن دعای ما می‌شود؛ یا شرایطی ایجاد کرده‌ایم که مانع از رسیدن پاسخ (استجابت) می‌گردد و ... – که در دعای کمیل به خوبی تشریح شده است.

سه - پس از این مرحله، اول یک اقرار جدی بنماییم که شامل سه بخش است: اول – الهی جز تو نیست؛ دوم – تو منزه و مبرایی (سبحانی)؛ و سوم این که"من به خودم ظلم کرده‌ایم"؛ یعنی همان ذکر مشهور به"یونسیه علیه السلام"، در دعاهای آدم تا خاتم و ائمه علیهم السلام، به طرق گوناگونی بیان شده است.

چهار - با تمامی آلودگی‌ها و خرابکاری‌ها، او را به جدّ و از صمیم قلب و اخلاص، به اسمای گوناگونش بخوان. مکرر "یا الله و یا ربّی" بگو – "سبحان الله و الحمدلله" بگو – "یا ستار، یا غفار، یا مجیب، یا سریع الرضا، یا جواد، یا کریم، یا رحمان و یا رحیم، یا رازقی، یا مالکی، یا عزیز و یا جبار، یا رفیق و یا شفیق و ... بگو و زیاد استغفار و توبه را از قلب به زبان آور و بگو.

پنج - وقتی چیزی نداری که با آن در محضر حق قرار گیری، با همان که نداری برو؛ بگو دستم خالی است؛ بگو خراب کردم؛ بگو غفلت کردم، بگو به خاطر جهلم، جری شدم، بگو حالا مستأصل و مضطر شدم و هیچ راه و وسیله‌ای برایم باقی نمانده است، به جز همان لطف مکرر و مضاعف خودت. بگو: می‌دانی که به رغم تمامی آلودگی‌ها، دوستت دارم، یگانگی تو را باور دارم و به معاد و بازگشت به سوی تو ایمان دارم، از یک سو امیدوار به فضل توأم، از سوی دیگر نگران و خائف از عملکرد خودم هستیم ...، دعاهای رسیده از اهل بیت علیهم السلام را بخوان، همش همین حرف‌هاست.

نکته:

دعا کردن نیز ضمن لطافت، کیاست می‌خواهد.

*- ببینیم امام موسی بن جعفر علیه السلام، در دعای مشهور به "سریع الاجابة"، سخن را چگونه آغاز می‌نمایند؟! عرض می‌کند: بهترین چیز نزد دو توحید است که من در آن تو را اطاعت کردم؛ و بدترین چیز هم کفر است که از آن دوری کردم، پس بین این دو هر چه هست، خودت ببخش!

« اللَّهُمَّ إِنِّی أَطَعْتُکَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ التَّوْحِیدُ وَ لَمْ أَعْصِکَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ الْکُفْرُ فَاغْفِرْ لِی مَا بَیْنَهُمَا »

ترجمه: دایا! تو را در محبوبترین چیزها نزدت که یگانه پرستى است اطاعت نمودم، و تو را در مبغوض ترین چیزها که کفر است نافرمانى نکردم، پس آنچه از گناهان بین این دو است بر من بیامرز!

*- بعد سریعاً تقاضای تسویه حساب نموده و عرض می‌نمایند:

« اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِکَ »

خدایا! نافرمانی‌هاى بسیارم در پیشگاهت را درگذر (ببخش)، و طاعت اندکم در آستانت بپذیر را بپذیر!

*- و بعد سریعاً توسل به بهترین وسایل قرب:

« أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ أَحَدا أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْوَحْدَانِیَّةِ الْکُبْرَى وَ الْمُحَمَّدِیَّةِ الْبَیْضَاءِ وَ الْعَلَوِیَّةِ الْعُلْیَا [الْعَلْیَاءِ] وَ بِجَمِیعِ مَا احْتَجَجْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِکَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْکَ إِلا إِلَیْکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لا أَحْتَسِبُ إِنَّکَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ »

از تو درخواست می‌کنم به حق آنان که از میان آفریده‌هایت انتخاب نمودى، و هیچکس را از میان آفریدگانت همانند آنان قرار ندادى، بر محمّد و خاندانش درود فرست، و با من چنان کن که سزاوار آنى!

خدایا! از تو درخواست مى‌کنم به حق یگانگى بزرگ‌تر الهى، و مقام تابنده محمّدى، و جایگاه برتر علوى، و به تمام آنچه به آن بر بندگانت حجّت نهادى، و به حق آن نامى که از آفریدگان خود پنهان داشتى، که از تو جز براى تو اظهار نگردد، بر محمّد و خاندانش درود فرست و براى من در کارم گشایش و راه نجاتى قرار ده، و از جهاتى که گمان مى‌برم و یا گمان نمی‌برم مرا روزى ده همانا تو هرکه را بخواهى بى حساب روزى مى دهی.

***- این دعا را که در همان ابتدای کتاب اریشمند دعا (مفاتیح الجنان)، قبل از مناجات‌های خمس عشر درج گردیده، حتماً مکرر بخوانید. التماس دعا

 منبع:سایت شبهه ایکس



لیست کل یادداشت های این وبلاگ